English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
president مدیر یا رئیس مسابقه شمشیربازی
presidents مدیر یا رئیس مسابقه شمشیربازی
Other Matches
fencing مسابقه شمشیربازی
fencing time زمان مسابقه شمشیربازی
guard line خط اغاز مسابقه شمشیربازی
principal رئیس مدیر
principals رئیس مدیر
foils مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiling مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiled مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foil مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
tilts شیب داشتن مسابقه نیزه سواری شمشیربازی سواره درقرون وسطی
tilt شیب داشتن مسابقه نیزه سواری شمشیربازی سواره درقرون وسطی
tilted شیب داشتن مسابقه نیزه سواری شمشیربازی سواره درقرون وسطی
chairman مدیر رئیس هیئت مدیره
chairmen مدیر رئیس هیئت مدیره
manager مدیر مسابقه بوکس
managers مدیر مسابقه بوکس
director مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
directors مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
headmistress خانم مدیر خانم رئیس
headmistresses خانم مدیر خانم رئیس
lord high stew of england رئیس تشریفات تاجگذاری رئیس دادگاه دادرسی
paymaster general رئیس سررشته داری رئیس کارپردازی
letter of recall نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
escrime شمشیربازی
fence شمشیربازی
fences شمشیربازی
salle d'armes زمین شمشیربازی
escrime شمشیربازی کردن
field of play پیست شمشیربازی
master off استاد شمشیربازی
emcees بعنوان رئیس تشریفات عمل کردن رئیس تشریفات شدن
emcee بعنوان رئیس تشریفات عمل کردن رئیس تشریفات شدن
public relations officers رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officer رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
skull practice کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
hooligan مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
hooligans مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
piste زمین شمشیربازی 2 در 41متر
strip سطح پیست شمشیربازی
inside lines خطوط حمله شمشیربازی
lanista شمشیرباز اموزگار شمشیربازی
ground judge داور زمین شمشیربازی
shinai خیزران شمشیربازی ژاپنی
sack race مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
tug of war مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن
singlestick چوب مخصوص تمرین شمشیربازی
kendo شمشیربازی ژاپنی باخیزران و با هر دو دست
republics حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republic حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
opener مسابقه نخست ازدو مسابقه متوالی
selling plater اسب مسابقه قابل خرید پس از مسابقه
fence off کوشش برای کسب مقام نخست شمشیربازی
mask کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
masks کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
novices جزء برندگان قرارگرفتن شمشیربازی که امتیاز منفی ندارد
novice جزء برندگان قرارگرفتن شمشیربازی که امتیاز منفی ندارد
seniors مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
senior مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
guards حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
guard حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
guarding حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
match play مسابقه گلف بین دو نفر یا دوتیم مسابقه بولینگ بین دونفر
handicaps مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicap مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
recredential نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
stable گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stables گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
administers :مدیر
superintendents مدیر
superintendent مدیر
executive مدیر
directors general مدیر کل
steward مدیر
administering :مدیر
administered :مدیر
warden مدیر
director general مدیر کل
administer :مدیر
director generals مدیر کل
headmaster مدیر
moderator مدیر
director مدیر
stewards مدیر
gerent مدیر
General manager . Director general . مدیر کل
directors مدیر
administrator مدیر
administrators مدیر
moderators مدیر
conductors مدیر
conductor مدیر
headmasters مدیر
executives مدیر
managers مدیر
manager مدیر
personal representative مدیر ترکه
drop master مدیر پرش
liquidator مدیر تصفیه
personnel manager مدیر استخدام
extrepreneur مدیر متهور
extrepreneur مدیر باتهور
record manager مدیر رکورد
mastered مدیر مرشد
master مدیر مرشد
file manager مدیر فایل
commissioners مدیر مسابقات
general manager مدیر باشگاه
padrone مدیر ارباب
item manager مدیر اقلام
receiver مدیر تصفیه
receivers مدیر تصفیه
works superintendent مدیر کارخانه
stores manager مدیر انبارها
helmsman رل دار مدیر
stage director مدیر نمایش
site engineering مدیر ساختمان
library manager مدیر کتابخانه
commissioner مدیر مسابقات
helmsmen رل دار مدیر
intendant مدیر مامورمالی
trustees مدیر تصفیه
trustee مدیر تصفیه
head master مدیر مدرسه
operation manager مدیر عملیات
head master مدیر اموزشگاه
salaried director مدیر موفف
sale manager مدیر فروش
sales manager مدیر فروش
official liquidator مدیر تصفیه
micro manager مدیر ریزکامپیوترها
stage manager مدیر نمایش
stage managers مدیر نمایش
manager مدیر تیم
managing directors مدیر عامل
impresario مدیر اپرا
executives مدیر عامل
impresarios مدیر اپرا
project manager مدیر پروژه
administrators مدیر تصفیه
principal of a school مدیر اموزشگاه
executive مدیر اجرائی
project manager مدیر پروژه ها
chief engineer مدیر ماشین
adminstrator of state مدیر ترکه
executive مدیر عامل
executives مدیر اجرائی
managers مدیر تیم
managing director مدیر عامل
project manager مدیر طرحها
official receiver مدیر تصفیه
administrator مدیر تصفیه
liquidators مدیر تصفیه
masters مدیر مرشد
program manager مدیر برنامه ها
chairman of the board [of directors/managers] مدیر عامل [شرکت]
dp manager مدیر داده پردازی
chief executive officer [CEO] [American E] مدیر عامل [شرکت]
chief clerk of the court مدیر دفتر دادگاه
president of the board [ American E] مدیر عامل [شرکت]
master of the court مدیر دفتر دادگاه
maitred'hotel سرپیشخدمت مدیر مهمانخانه
huntsman مدیر تازیهای شکاری
managerial مدیر اداره کننده
computer center director مدیر مرکز کامپیوتر
data base manager مدیر پایگاه داده
data processing manager مدیر پردازش داده
jumpmaster مدیر پرش چتربازی
computer center manager مدیر مرکز کامپیوتر
proctor مدیر اجرایی دانشگاه
chief financial officer [CFO] مدیر امور مالی
corporate treasurer مدیر امور مالی
huntsmen مدیر تازیهای شکاری
provisional assignee مدیر تصفیه موقت
computer operations manager مدیر عملیات کامپیوتر
dragstrip مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragway مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
quadrangular meet مسابقه شنای دورهای بین 4تیم مسابقه دورهای بین 4تیم با محاسبه مجموع امتیازهای فردی
impresarios مدیر اماکن تفریحی ونمایشی
impresario مدیر اماکن تفریحی ونمایشی
adobe type manager مدیر انواع فونت ادوبی
registrars کارمند اداره ثبت مدیر دروس
registrar کارمند اداره ثبت مدیر دروس
entrepreneur مدیر یک موسسه اقتصادی بزرگ مقاطعه کار
entrepreneurs مدیر یک موسسه اقتصادی بزرگ مقاطعه کار
decision مجموعه برنامه هایی که به مدیر کمک میکند با استفاده از تصمیمات
decisions مجموعه برنامه هایی که به مدیر کمک میکند با استفاده از تصمیمات
slaloms مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
slalom مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
ice racing مسابقه سرعت روی یخ مسابقه روی یخ
plene administravit دفاع امین یا مدیر ترکه درمقابل دعاوی مطروحه علیه متوفی
presidents رئیس
provost رئیس
masters رئیس
administrator رئیس
administrators رئیس
mastered رئیس
provosts رئیس
sheik رئیس
mugwump رئیس
superintendent رئیس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com