Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 130 (8 milliseconds)
English
Persian
debate
مذاکرات پارلمانی منازعه
debated
مذاکرات پارلمانی منازعه
debates
مذاکرات پارلمانی منازعه
debating
مذاکرات پارلمانی منازعه
Other Matches
collective bargaining
مذاکرات دسته جمعی مذاکرات بین موسسات متشکل از کارگران و کارفرمایان برای بهبود کار
parliamentary
پارلمانی
parliamentary socialism
سوسیالیزم پارلمانی
select committe
کمیسیون پارلمانی
parliamentary government
حکومت پارلمانی
parliamentarism
حکومت پارلمانی
whipper
نافم پارلمانی
privilege of parliament
مصونیت پارلمانی
caucuses
کمیتههای پارلمانی
caucus
کمیتههای پارلمانی
privilege of paliament
مصونیت پارلمانی
bicameralism
سیستم دو پارلمانی
parliamentary
مجلسی پارلمانی
parliamentary language
اصطلاخات پارلمانی
recommitment
ارجاع بکمیسیون پارلمانی
recommittal
ارجاع بکمیسیون پارلمانی
unparliamentary
برخلاف اصول پارلمانی
parliamentarians
طرفدار حکومت پارلمانی
parliamentarian
طرفدار حکومت پارلمانی
contestation
منازعه
pleas
منازعه
litigation
منازعه
verbal duel
منازعه
struggling
منازعه
plea
منازعه
struggles
منازعه
struggled
منازعه
struggle
منازعه
war of words
منازعه
frontbenchers
رهبر گروه پارلمانی حزب
frontbencher
رهبر گروه پارلمانی حزب
stationery office
اداره انتشارات پارلمانی ورسمی
disputation
منازعه منافره
tilts
منازعه برخورد
political debate
منازعه سیاسی
disputations
منازعه منافره
tilt
منازعه برخورد
disputant
منازعه کننده
tilted
منازعه برخورد
dispute
منازعه نزاع
disputed
منازعه نزاع
disputes
منازعه نزاع
disputing
منازعه نزاع
assembly of notables
مجلس بزرگان یا اعیان پارلمانی موقتی
opposition parliamentary group
گروه مخالف در مجلس پارلمانی
[سیاست]
unquestioning
محقق غیرقابل منازعه
quarrels
دعوی کردن منازعه
quarreling
دعوی کردن منازعه
battlegrounds
عرصه منازعه رزمگاه
quarrel
دعوی کردن منازعه
quarreled
دعوی کردن منازعه
battleground
عرصه منازعه رزمگاه
quarrelling
دعوی کردن منازعه
battlefields
عرصه منازعه رزمگاه
battlefield
عرصه منازعه رزمگاه
unquestionable
محقق غیرقابل منازعه
quarrelled
دعوی کردن منازعه
unicameral
دارای یک مجلس مقننه سیستم پارلمانی یک مجلسی
sticking point
نکتهی مورد بحث یا منازعه
sticking points
نکتهی مورد بحث یا منازعه
to beg the question
نکته مورد منازعه رامسلم فرض کردن
goings-on
مذاکرات
pourparlers
مذاکرات
dealings
مذاکرات
leader of the negotiations
سرپرست مذاکرات
negotiator
سرپرست مذاکرات
negotiation outcome
حاصل مذاکرات
failure of negotiations
شکست مذاکرات
negotiation round
دور مذاکرات
round of negotiations
دور مذاکرات
process of negotiations
روند مذاکرات
record
صورت مذاکرات
minute
خلاصه مذاکرات
minutes
خلاصه مذاکرات
result of the negotiations
نتیجه مذاکرات
negotiation outcome
نتیجه مذاکرات
negotiation result
نتیجه مذاکرات
proceedings
شرح مذاکرات
negotiation result
پی آمد مذاکرات
negotiation outcome
پی آمد مذاکرات
result of the negotiations
پی آمد مذاکرات
negotiation result
عاقبت مذاکرات
negotiation outcome
عاقبت مذاکرات
result of the negotiations
عاقبت مذاکرات
negotiation result
حاصل مذاکرات
result of the negotiations
حاصل مذاکرات
transaction
خلاصه مذاکرات
transactions
شرح مذاکرات
chief negotiator
سرپرست مذاکرات
hansard
مذاکرات رسمی
cloture
کفایت مذاکرات
progress of negotiations
پیشرفت مذاکرات
peace negotiation
مذاکرات صلح
peace negotiations
مذاکرات صلح
proceedings of the parliament
مذاکرات مجلس
break down of negotiation
تفکیک مذاکرات
negotiations
معاوضه مذاکرات
negotiation
معاوضه مذاکرات
preliminary negotiations
مذاکرات مقدماتی
proceed with deliberations
شروع مذاکرات
closures
رای کفایت مذاکرات
In the course of the discussions.
درطی مذاکرات ومباحثات
course of dealing
دوره مذاکرات خرید
proceeding
پیشرفت خلاصه مذاکرات
parliamentary discussions
گفتگوها یا مذاکرات مجلس
closure
رای کفایت مذاکرات
opening of negotiations
افتتاح مذاکرات
[معاملات]
cloture
رای به کفایت مذاکرات دادن
The negotiations were successful ( inconclusive ) .
مذاکرات به نتیجه رسید ( نرسید )
quorum
اکثریت لازم برای مذاکرات
collective bargaining
مذاکرات دسته جمعی کارمندان با کارفرما
tamper
مذاکرات پنهانی وزیر جلی داشتن
put the question
مذاکرات را کافی دانستن ورای گرفتن
count out of the house
مذاکرات را به علت فقدان حدنصاب قطع کردن
closure
رای کفایت مذاکرات عمل محصور شدن
closures
رای کفایت مذاکرات عمل محصور شدن
hansardize
متوجه مذاکرات جلسه پیش خودش کردن
negotiations
تماس ها مذاکرات و تماسهای بین دولتها به عناوین مختلف
negotiation
تماس ها مذاکرات و تماسهای بین دولتها به عناوین مختلف
China has signalled
[its]
readiness to resume talks.
چین آمادگی
[خود را ]
برای از سرگیری مذاکرات نشان داد.
These talks are crucial
[critical]
to the future of the peace process.
این مذاکرات برای آینده روند صلح بسیار مهم
[حیاتی]
هستند.
protocols
خلاصه مذاکرات معاهده و اتفاق نسخه اول و اصلی مقاوله نامه مقدماتی
protocol
خلاصه مذاکرات معاهده و اتفاق نسخه اول و اصلی مقاوله نامه مقدماتی
verbal note
شود مورد استفاده قرار می گیرد و گاهی نیز برای ان که خلاصهای از مذاکرات شفاهی در دست باشد تنظیم می گردد
previous question
موضوع کفایت یا عدم کفایت مذاکرات
cartel ship
کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com