English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 151 (7 milliseconds)
English Persian
religious مذهبی
churchly مذهبی
churchgoer مذهبی
churchgoers مذهبی
Other Matches
concordat پیمان دولت با جماعت مذهبی پیمان رسمی میان دو فرقه مذهبی
guru معلم مذهبی
R.E تحصیلات مذهبی
semireligious نیمه مذهبی
missioner مبلغ مذهبی
holidays تعطیل مذهبی
neologize مذهبی بودن
pastoral psychiatry روانپزشکی مذهبی
ritual تشریفات مذهبی
holy day تعطیل مذهبی
sect فرقه مذهبی
gurus معلم مذهبی
converter مبلغ مذهبی
convertor مبلغ مذهبی
revivals جنبش مذهبی
revival جنبش مذهبی
spirituality روحیه مذهبی
sects فرقه مذهبی
holiday تعطیل مذهبی
pontifex شورای مذهبی
missionaries مبلغ مذهبی
missionary مبلغ مذهبی
dogmatism تعصب مذهبی
religious matters مسائل مذهبی
religious rites شعائر مذهبی
devout مذهبی عابد
religious tenets عقاید مذهبی
clergymen عالم مذهبی
clergyman عالم مذهبی
service book کتب مذهبی
religiosity تعصب مذهبی
religiose مذهبی بودن
religionism غیرت مذهبی
tenet متعقدات مذهبی
holyday روز تعطیل مذهبی
sacramental وابسته به مراسم مذهبی
chaplain activities fund اعتبار امور مذهبی
catechetic وابسته به تعالیم مذهبی
catechesis تعالیم مذهبی شفاهی
pauli اصول مذهبی پولس
cantor اواز خوان مذهبی
Mother Superiors رئیس بنیاد مذهبی
swami رهبر مذهبی هندی
wowser مذهبی و خرده گیر
hymnbook کتاب سرود مذهبی
soul music موسیقی مذهبی سیاهپوستان
tabu منع یانهی مذهبی
ecclesiogenic neurosis روان رنجوری مذهبی
traditor خائن در امر مذهبی
dogmatics مبحث شعائر مذهبی
Mother Superior رئیس بنیاد مذهبی
rectorate ریاست بنگاه مذهبی
psalter سرود مذهبی مزامیر
religious sentiments احساسات وعقاید مذهبی
Religious (political) fanaticism تعصبات مذهبی ( سیاسی )
catechisms تعلیم ودستور مذهبی
catechism پرسش نامه مذهبی
psalm سرود مذهبی خواندن
taboo منع یانهی مذهبی
taboos منع یانهی مذهبی
crusading جنگ مذهبی نهضت
Easter Sepulchre تشریفات مذهبی تدفین
crusade جنگ مذهبی نهضت
crusaded جنگ مذهبی نهضت
crusades جنگ مذهبی نهضت
psalms سرود مذهبی خواندن
catechism تعلیم ودستور مذهبی
catechisms پرسش نامه مذهبی
synods مجلس منافره مذهبی
rite مراسم تشریفات مذهبی
priggism تعصب سخت مذهبی
synod مجلس منافره مذهبی
revivalism اصول بیداری مذهبی
revivalists طرفدار احیای مذهبی
revivalist طرفدار احیای مذهبی
church کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
churches کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
sacrilegious مربوط به بیحرمتی به شعائر مذهبی
sisterhood انجمن خیریه مذهبی نسوان
neologian متمایل به تعلیمات نوین مذهبی
neologian وابسته به تعلیمات نوین مذهبی
indoctrinate تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
archdiocese قلمرو مذهبی اسقف اعظم
anagogy تفسیرروحانی و صوفیانهء مطالب مذهبی
dogmatize تعصب مذهبی نشان دادن
revivalist movement جنبش اصول بیداری مذهبی
Scientology ساینتولوژی [یک نوع سیستم مذهبی]
secular دورهای غیر مذهبی دنیائی
indoctrinated تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
menology سالنمای جشنها وسوگوارهای مذهبی
vigilantism پیروی از اصول جمعیتهای مذهبی
indoctrinates تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
anagoge تفسیرروحانی و صوفیانهء مطالب مذهبی
indoctrinating تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
indifferentism لاقیدی نسبت به مسائل مذهبی
inquisitions تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
inquisition تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
character guidance راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
jacobin عضو فرقه مذهبی مخالف دولت
simoniac خرید وفروش کننده مناصب ومشاغل مذهبی
taperer حامل شمع در مراسم مذهبی باریک کننده
scholasticism شیوه تعلیم وفلسفه مذهبی قرون وسطی
vicarage محل اقامت خلیفه نوعی منصب مذهبی
druze یکی از فرقههای سیاسی و مذهبی اسلام بلوردان
gregorian chant سرود مذهبی ساده کلیسای کاتولیک رومی
interdenominational وابسته به فرقههای مذهبی و روابط انها با یکدیگر
vicarages محل اقامت خلیفه نوعی منصب مذهبی
casuistry حل مسائل احلاقی ووجدانی با قوانین مذهبی واجتماعی
theocracy حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
theocracies حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
Carthusian [مربوط به طبقه مذهبی راهبها که بوسیله برونو تاسیس شد.]
rigorist کسیکه در قوانین مذهبی زیادسخت گیری ودقت میکند
exegesis تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
last rites مراسم مذهبی که کمی پیش از مرگ انجام میشود
shout song سرودهای مذهبی خیلی بلندسیاه پوستان جنوب امریکا
superstitious uses مخارجی که برای امور مذهبی غیرقانونی صرف شود
revealed religion مذهبی که بوسیله پیغمبران بمردم ابلاغ شده باشد
exegeses تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
religioner شخص مذهبی یا دین دار عضو تیرهای از راهبان
the r. مذهبی درسده شانزدهم میلادی برای اصطلاح کلیسای رم
canoness زنی که درمیان جامعه مذهبی یادانشکدهای با سایراهل ان زندگی کند
religionize دینداری زیاد نشان دادن مذهبی یا مذهب دار کردن
lay rezder عامی که اجاز دارد نمازیاایین مذهبی دیگر را اداره کند
month's mind ایین مذهبی بیاد بود کسیکه درگذشته در روز سی ام مردنش
pious fraud حیلهای که به دستاویزمذهبی برای مقاصد پیک مذهبی بکسی بزنند
bar mitzvahs پسریهودی که وارد 31 سالگی شده و باید مراسم مذهبی رابجا اورد
bar mitzvah پسریهودی که وارد 31 سالگی شده و باید مراسم مذهبی رابجا اورد
Jesuit عضو فرقه مذهبی بنام انجمن عیسی که بوسیله لایولا تاسیس شد
Jesuits عضو فرقه مذهبی بنام انجمن عیسی که بوسیله لایولا تاسیس شد
neological ناشی از تجد د مذهبی وابسته به اصول نوین یاواژه سازی در زبان
voodooism ایین مذهبی سیاه پوستان افریقایی که شامل طلسم و جادو میباشد جادوگری
deacon خادم کلیسا که به کشیش یا اسقف کمک میکند سرود مذهبی قرائت کردن
deacons خادم کلیسا که به کشیش یا اسقف کمک میکند سرود مذهبی قرائت کردن
puritans فرقهای از پروتستانهای انگلستان که زمان الیزابت علیه سنن مذهبی قیام نمودندوطرفدار سادگی در نیایش بودند
puritan فرقهای از پروتستانهای انگلستان که زمان الیزابت علیه سنن مذهبی قیام نمودندوطرفدار سادگی در نیایش بودند
Historicism [معماری متاثر از زمان گذشته بخصوص معماری احیای مذهبی]
sodalist عضو دسته برادران مذهبی عضو متحد ویکرنگ
conventicle انجمن مخفی وغیر قانونی انجمن مذهبی
ritualist ویژه گر تشریفات مذهبی وابسته به تشریفات
hymnal کتاب سرودنامه مذهبی سرودنامه
hymnals کتاب سرودنامه مذهبی سرودنامه
religiosity مجلس عبادت مجلس مذهبی
preach وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
preaches وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
preached وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
sect دسته دسته مذهبی
sects دسته دسته مذهبی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com