English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 43 (4 milliseconds)
English Persian
As mentioned below. مذکور درزیر [آنچه درزیر آمده است]
Other Matches
foregoning مذکور
said مذکور
forenamed مذکور
mentioned مذکور
foresaid مذکور
after mentioned مذکور در ذیل
above noted مذکور در فوق
above mentioned مذکور در فوق
above named مذکور درفوق
above said مذکور در فوق
samson اسم خاص مذکور
above سابق الذکر مذکور در فوق
thereinafter [archaic or formal] <adv.> درزیر
hereinafter [formal] <adv.> درزیر
hereafter <adv.> درزیر
below <adv.> درزیر
under- درزیر
under درزیر
below درزیر
co- پیشوندی بمعنای 09 درجه منهای مقدار مذکور
Co پیشوندی بمعنای 09 درجه منهای مقدار مذکور
under- مخفی درزیر
under مخفی درزیر
subocular واقع درزیر چشم
sublingual واقع درزیر زبان
named here under نام برده درزیر
under the t. of درزیر نفوذ درتحت تسلط
flattest درزیر خوابیده پنچری لاستیک اتومبیل
submersible قابل فرورفتن یا فرو بردن درزیر اب
flat درزیر خوابیده پنچری لاستیک اتومبیل
snorkel لوله دخول وخروج هوا درزیر دریایی
snorkels لوله دخول وخروج هوا درزیر دریایی
We went swimming in the moonlight (by moonlight ) . درزیر نور ماه ( مهتاب ) شنا کردیم
schnorkel لوله دخول وخروج هوا درزیر دریایی
underpin پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpinned پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpins پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
crossbones تصویر دو استخوان متقاطع درزیر جمجمه که نشان پرچم دزدان دریایی است
leninism اصول عقاید لنین مارکسیسم با تفسیر واستنباطی که لنین از ان به منظور انطباق با ایدئولوژی مذکور با وضع روسیه کرده است
talweg خط فرضی موجوددر رود یا نهر که اگر این رود یا نهر بین دو کشورمشترک باشد خط مذکور مرزان دو محسوب خواهد شد
underbrush درخت کوچک روینده درزیر درخت
notification عملی است که دولتی برای اگاه ساختن دولت دیگر برای اطلاع از مسئله مهمی انجام میدهد و هدف از این عمل ان است که طرف از مسیله مذکور قانونا"مطلع تلقی شود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com