Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (7 milliseconds)
English
Persian
poll
مراجعه به اراء عمومی
polled
مراجعه به اراء عمومی
polls
مراجعه به اراء عمومی
Search result with all words
republic
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republics
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
referenda
همه پرسی مراجعه به اراء عمومی یادداشتی که از طرف سفیربه دولت متبوع وی ارسال میشود
referendum
همه پرسی مراجعه به اراء عمومی یادداشتی که از طرف سفیربه دولت متبوع وی ارسال میشود
referendums
همه پرسی مراجعه به اراء عمومی یادداشتی که از طرف سفیربه دولت متبوع وی ارسال میشود
pollster
متصدی اخذرای یا مراجعه به اراء عمومی
pollsters
متصدی اخذرای یا مراجعه به اراء عمومی
Other Matches
plebiscite
اراء عمومی
plebiscites
اراء عمومی
ostracized
با اراء عمومی تبعیدکردن
ostracizes
با اراء عمومی تبعیدکردن
ostracizing
با اراء عمومی تبعیدکردن
ostracising
با اراء عمومی تبعیدکردن
ostracises
با اراء عمومی تبعیدکردن
ostracize
با اراء عمومی تبعیدکردن
ostracised
با اراء عمومی تبعیدکردن
ostracism
تبعید با اراء عمومی
ostracising
با اراء عمومی تبعید کردن
ostracizes
با اراء عمومی تبعید کردن
ostracized
با اراء عمومی تبعید کردن
ostracised
با اراء عمومی تبعید کردن
ostracize
با اراء عمومی تبعید کردن
ostracises
با اراء عمومی تبعید کردن
ostracizing
با اراء عمومی تبعید کردن
public opinion polling
استخراج عقاید و اراء عمومی رفراندوم
referendums
مراجعه بارا عمومی
plebiscite
مراجعه باراء عمومی
referendum
مراجعه بارا عمومی
referenda
مراجعه بارا عمومی
plebiscites
مراجعه باراء عمومی
to resort to referendum
بافکار عمومی مراجعه کردن
rogation
تصویب قانون بوسیله مراجعه باراء عمومی
polls
تعداد اراء اخذ اراء
poll
تعداد اراء اخذ اراء
polled
تعداد اراء اخذ اراء
general quarters
اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
cross refer
از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
introduce
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
common hardware
ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
general porpose
کارهای عمومی مصارف عمومی
general orders
دستورات عمومی دستورالعملهای عمومی
counting votes
استخراج اراء
unanimously
باتفاق اراء
by a majority vote
به اکثریت اراء
by a unanimity vote
به اتفاق اراء
polled
صورت اراء
by a unanimous
به اتفاق اراء
poll
صورت اراء
consensus
اتفاق اراء
consensus of opinion
اتفاق اراء
unanimously
به اتفاق اراء
counting votes
شمارش اراء
unanimity
اتفاق اراء
polls
صورت اراء
tie vote
تساوی اراء
scrutineer
بازرس اراء
tie vote
اراء مساوی
vox populi
اراء یا افکار مردم
consentaneous
دارای اتفاق اراء
vote down
به اکثریت اراء رد کردن
voted
با اکثریت اراء تصویب کردن
votes
با اکثریت اراء تصویب کردن
vote
با اکثریت اراء تصویب کردن
white primary
اخذ اراء مقدماتی حزبی
ballot
رای مخفی مجموع اراء نوشته
balloted
رای مخفی مجموع اراء نوشته
ballots
رای مخفی مجموع اراء نوشته
canvassing
برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvasses
برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvass
برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvassed
برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
treating
جمع اوری اراء با رشوه یا غذا و مشروب دادن به رای دهندگان
consolidated dining facility
تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
briefless
بی مراجعه
recourse
مراجعه
look up
مراجعه
referrals
مراجعه
referral
مراجعه
without recourse
بدون حق مراجعه
appellable
قابل مراجعه
referable
مراجعه کردنی
lookup function
عمل مراجعه
conferring
مراجعه کردن
confer
مراجعه کردن
table look up
مراجعه به جدول
cross-reference
مراجعه متقابل
cross-references
مراجعه متقابل
cross reference
مراجعه متقابل
refers
مراجعه کردن
lookup table
جدول مراجعه
confers
مراجعه کردن
references
مراجعه رجوع
recourse
مراجعه کردن به
respect
مراجعه احترام
respects
مراجعه احترام
sick call
مراجعه به بهداری
refer
مراجعه کردن
reference
مراجعه رجوع
referred
مراجعه کردن
conferred
مراجعه کردن
chain
مراجعه کنید به CATENA
haunts
خطور مراجعه مکرر
haunt
خطور مراجعه مکرر
vide supra
مراجعه شود به بالا
turn to
عطف توجه مراجعه
references
مراجعه و رجوع کردن
chains
مراجعه کنید به CATENA
referent
مورد مراجعه ارجاعی
referential
مورد مراجعه ارجاعی
res
مراجعه شود به Resolation
rub out
مراجعه شود به GRASG
supra
بفوق مراجعه شود
vide infra
مراجعه شود به زیر
reference
مراجعه و رجوع کردن
referred
مراجعه کردن بازدید مجدد
refers
مراجعه کردن بازدید مجدد
discs
مراجعه مستقیم به دیسک فشرده
door step selling
فروش از طریق مراجعه به خانوارها
disc
مراجعه مستقیم به دیسک فشرده
rubber banding
مراجعه شود به GLASTIC BANDING
refer
مراجعه کردن بازدید مجدد
electronically
مراجعه به دستورات بااستفاده از روشهای الکترونیکی
open court
دادگاهی که همه مردم حق مراجعه به ان را دارند
dynamic
مراجعه به دادهای که میتواند تغییر کند
dynamically
مراجعه به دادهای که میتواند تغییر کند
returns
آدرس مراجعه شده پس از اتمام تابع فراخوانی
cross reference
مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
cross-references
مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
return
آدرس مراجعه شده پس از اتمام تابع فراخوانی
history
یا سایتهایی در اینترنت که مراجعه شده را نگه می دارند
reference librery
کتابخانهای که مردم بدانجارفته بکتابهایی مراجعه میکنند
referee in case of need
داوری که در صورت لزوم می توان به او مراجعه کرد
take medical a
به پزشک مراجعه کنید باطبیب مشورت نمایید
unshielded twisted pair cable
مشابه 10294. مراجعه شود به CATEGORY CABLE
returned
آدرس مراجعه شده پس از اتمام تابع فراخوانی
returning
آدرس مراجعه شده پس از اتمام تابع فراخوانی
histories
یا سایتهایی در اینترنت که مراجعه شده را نگه می دارند
filing system
روش مرتب کردن متن ها برای مراجعه
cross-reference
مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
electrostatic
مراجعه به وسایلی با استفاده از خصوصیات بار الکتریکی اشیا
refer to drawer
بحواله کننده مراجع شود بکشنده مراجعه کنید
posterestante
پستی که در پستخانه میماند تاگیرنده برای دریافت ان مراجعه کند
edit
ترکیب برنامههای جداگانه و استاندارد کردن فراخوان ها و مراجعه ها در آنها
link
دادهای که در فایل یا برنامه کاربردی دیگری به آن مراجعه شده است
input/output
استفاده از برچسب برای مراجعه به وسیله ورودی /خروجی خاص
edited
ترکیب برنامههای جداگانه و استاندارد کردن فراخوان ها و مراجعه ها در آنها
circulars
موقعیت خطایی که وقتی رخ میدهد که دو تا ولی در دوخانه به یکدیگر مراجعه کنند
phosphor
برای پوشاندن درون تیوپ اشعه کاتدی . مراجعه شود به TELEVISION
direct objects
داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
objects
داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
objecting
داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
objected
داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
object
داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
indirect objects
داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
circular
موقعیت خطایی که وقتی رخ میدهد که دو تا ولی در دوخانه به یکدیگر مراجعه کنند
return to zero signal
علامت مراجعه ضبط که به عنوان سطح نوار مغناطیسی نشده به کارمی رود.
concurrently
مراجعه کنید به چهار طبقه بندی پردازندههای MIMD , MISD , SIMD , SISD ,
bookmark
کد یک متن در بخش مخصوصی از آن که به کاربر اجازه میدهد بعداگ به همان نقط ه مراجعه کند
archive
فایلی که حاوی داده قدیمی است ولی برای مراجعه در آینده نگهداری میشود
bookmarks
کد یک متن در بخش مخصوصی از آن که به کاربر اجازه میدهد بعداگ به همان نقط ه مراجعه کند
common carrier
موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
sensor
وسیله الکترونیکی که یک خروجی با توجه به وضعیت یا موقعیت فیزیکی فرآیند ایجاد کند.مراجعه شود به TRANSDUCER
Internet
انجمنی که عضوی از IAB است و استانداردهای جدید اینترنت را پیش از اینکه به IETF مراجعه کنند بررسی میکند
server
مشخصه مخصوص در وب سرور که به صفحات وب و متن ها و برنامه ها امکان تواناییهای خاص میدهد. مثل شمارش مراجعه کنندگان به یک سایت
addresses
اشمارهای که به واحد پردازش مرکزی اجازه میدهد به یک محل فیزیکی در رسانه ذخیره سازی سیستم کامپیوتر مراجعه کند
address
شماره ای که به واحد پردازش مرکزی اجازه میدهد به یک محل فیزیکی در رسانه ذخیره سازی سیستم کامپیوتر مراجعه کند
addressed
اشمارهای که به واحد پردازش مرکزی اجازه میدهد به یک محل فیزیکی در رسانه ذخیره سازی سیستم کامپیوتر مراجعه کند
entity
موضوعی که داده ذخیره شده در فایل یا پایگاه داده ها به آن مراجعه میکند
entities
موضوعی که داده ذخیره شده در فایل یا پایگاه داده ها به آن مراجعه میکند
electronic
مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
direct admission
مراجعه مستقیم به بهداری پذیرش یامراجعه مستقیم بیماران
screening, screenings
وسیله نمایش که قادر به نمایش اطلاعات زیادی است مثل CRT یا VDU. مراجعه شود به READOUT
screened
وسیله نمایش که قادر به نمایش اطلاعات زیادی است مثل CRT یا VDU. مراجعه شود به READOUT
screens
وسیله نمایش که قادر به نمایش اطلاعات زیادی است مثل CRT یا VDU. مراجعه شود به READOUT
screen
وسیله نمایش که قادر به نمایش اطلاعات زیادی است مثل CRT یا VDU. مراجعه شود به READOUT
book of reference
کتاب برای مراجعه گاهگاهی کتاب راهنما
mos
روش تولید و طراحی برای مدارهای مجتمع خاص با استفاده از هادیهای آهنی و اکسی روی نیمه هادی . و نیز مراجعه شود به MOSFET
common control
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
libraries
و در زمان و هزینه صرفه جویی شود. 2-مجموعه توابعی که کامپیوتر نیاز دارد تا به آنها مراجعه کند ولی در حافظه اصلی ذخیره نشده اند
library
و در زمان و هزینه صرفه جویی شود. 2-مجموعه توابعی که کامپیوتر نیاز دارد تا به آنها مراجعه کند ولی در حافظه اصلی ذخیره نشده اند
generic
عمومی
rife
عمومی
hackneyed
عمومی
oecumenical
عمومی
wider
عمومی
widest
عمومی
the public voice
عمومی
general porpose
عمومی
common user
عمومی
ecumenic
عمومی
wide
عمومی
popular
عمومی
universal
عمومی
public
عمومی
common
عمومی
commonest
:عمومی
commonest
عمومی
commoners
:عمومی
common
:عمومی
commoners
عمومی
outlining
خط عمومی
outlines
خط عمومی
overt
عمومی
outline
خط عمومی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com