English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 97 (2 milliseconds)
English Persian
communism مرام اشتراکی کمونیسم
Other Matches
communism مسلک اشتراکی مرام اشتراکی مردم گرایی
communist طرفدار مرام اشتراکی
communist دارای مرام اشتراکی
communists طرفدار مرام اشتراکی
communists دارای مرام اشتراکی
realistic deterrence میخکوب کردن حقیقی استراتژی سد کردن پیشروی کمونیسم در دنیا ممانعت حقیقی از پیشرفت کمونیسم
to little up to one's principl اصول و مرام خود را اجراکردن موافق مرام خودزیستن
communalism کمونیسم
communism کمونیسم
communists مربوط به کمونیسم
communist مربوط به کمونیسم
platforms مرام
ideology مرام
unscrupulous بی مرام
platform مرام
aimless بی مرام
bad principled بد مرام
intent مرام
ideologies مرام
unprincipled بی مرام
shyster بی مرام
communism کمونیسم نظام اقتصادی مبتنی براندیشههای مارکسیستی که مالکیت و ابزار تولید عمومی و در کنترل دولت قرار دارد
driftless بی مرام بی اراده
tenet اصول مرام
principle قاعده کلی مرام
sell to pass خیانت به مرام دسته خودکردن
principle مرام اخلاقی قاعده کلی
sell the pass خیانت به مرام دسته خودکردن
marshall plan طرح کمک امریکابرای توسعه اقتصادی کشورهای اروپای غربی که پس از جنگ جهانی دوم برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم دراین کشورها اجراگردید
live up to one's principles موافق مرام خود رفتار کردن
collective اشتراکی
communal اشتراکی
communally اشتراکی
collectivize اشتراکی کردن
collectivism نظام اشتراکی
collectivization اشتراکی کردن
joint ownership مالکیت اشتراکی
long-house مسکن اشتراکی
joint insurance بیمه اشتراکی
cotenancy اجاره اشتراکی
communize اشتراکی کردن
communalism سیستم اشتراکی
common library کتابخانه اشتراکی
communalize اشتراکی کردن
shared file فایل اشتراکی
shared resource منطق اشتراکی
timeshared با وقت اشتراکی
collective farm مزرعه اشتراکی
commonest مشترک اشتراکی
pools تصحیلات اشتراکی
socialism نظام اشتراکی
commoners مشترک اشتراکی
common مشترک اشتراکی
collective اشتراکی اجتماعی
communism اصول اشتراکی
communism نظام اشتراکی
pool تصحیلات اشتراکی
communalist اشتراکی گرای
pooled تصحیلات اشتراکی
kibbutzes مزرعه اشتراکی درکشوراسرائیل
kibbutz مزرعه اشتراکی درکشوراسرائیل
kibbutzim مزرعه اشتراکی درکشوراسرائیل
cenobitism زندگی اشتراکی درخانقاه
timeshare اشتراکی کردن وقت
common storage area ناحیه اشتراکی انباره
collectivity مالکیت اشتراکی جمع
leninism عقاید اشتراکی لنین
collectivism اجرای اصول اشتراکی درزندگی
hetaerism ازدواج اشتراکی درقبایل نخستین
phalanstery جامعه کوچک ومستقل اشتراکی
coenobite راهبی که دارای زندگی اشتراکی است
communing مزرعه اشتراکی صمیمانه گفتگو کردن
communization متکی برحقوق مشترک اشتراکی کردن
communed مزرعه اشتراکی صمیمانه گفتگو کردن
communes مزرعه اشتراکی صمیمانه گفتگو کردن
commune مزرعه اشتراکی صمیمانه گفتگو کردن
departmental LAN چاپگرها و سایر منابع اشتراکی استفاده کنند
plank قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
to sign up for something نام خود را درفهرست نوشتن [برای انجام کاری اشتراکی]
shares پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
shared پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
share پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
permission اجازه کاربر خاص برای دستیابی به منابع اشتراکی یا قضایی از دیسک
scheduling روش کار که به چندین کاربر امکان استفاده اشتراکی ازCPU میدهد
scheduler برنامهای که استفاده از CPU یا وسایل جانبی را که توسط چندین کاربر اشتراکی هستند را سازماندهی میکند
System Monitor امکانی در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده اجرای منابع PC را میادهد و اگر وسیله اشتراکی دارند بررسی میکند
local چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
locals چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
faxing کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
multiprocessing system سیستمی که چندین واحد پردازنده به هم کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
multiprocessor تعداد واحدهای پردازش که با هم یا جداگانه کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
fax کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
faxed کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
faxes کامپیوتر متصل به شبکه و همراه کارت فکس که توسط تمام کاربران شبکه اشتراکی است
naming services روش انتساب نام یکتا به هر کاربر یا گره یا کامپیوتر در شبکه که به سایر کاربران امکان دستیابی به منبع اشتراکی بدهد در یک شبکه گسترده 9
Windows Explorer امکان نرم افزاری در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده پرونده ها و فایل ها روی دیسک سخت فلاپی دیسک , ROM-CD , و هر درایو اشتراکی شبکه را میدهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com