Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
premolar
مربوط بدندانهای اسیاب کوچک
Other Matches
premolar
دندان اسیاب کوچک
vestibular
مربوط به اتاق کوچک
fitcall finding
پیدا کردن عیب کوچک مربوط به راننده یا رده یکم
program loans
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactical
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactically
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inference
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inferences
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
bioclimatic
مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
elevation guidance
دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
victual
مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
water mill
اسیاب
milldam
سر اسیاب
milling
اسیاب
mill
اسیاب
millrace
اب اسیاب
mill race
اب اسیاب
mills
اسیاب
genital
مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory
مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
grinders
دندان اسیاب
to grind into flour
اسیاب کردن
triturator
اسیاب کننده
flier
پره اسیاب
grinder
دندان اسیاب
millstones
سنگ اسیاب
millstone
سنگ اسیاب
milldam
بند اسیاب
molar tooth
دندان اسیاب
mealmen
کارگر اسیاب
molar
دندان اسیاب
head race
تنوره اسیاب
ball mill
اسیاب ساچمهای
hand mill
اسیاب دستی
windmills
اسیاب بادی
windmill
اسیاب بادی
mill dam
بند اسیاب
gristmill
اسیاب غلات
millrace
جوی اسیاب
fliers
پره اسیاب
flyer
پره اسیاب
flyers
پره اسیاب
mill wright
اسیاب ساز
jaw tooth
دندان اسیاب
mills
اسیاب کردن
grindstone
سنگ اسیاب
cheek tooth
اسیاب کننده
mill
اسیاب کردن
millwright
اسیاب ساز
sectorial
دندان اسیاب
mill race
جوی اسیاب
quern
اسیاب دستی
edge mill
اسیاب غلطکی
grindstones
سنگ اسیاب
water mill
اسیاب ابی
headrace
تنوره اسیاب
paddy
برنج اسیاب نکرده
paddies
برنج اسیاب نکرده
mill circle
چرخ اسیاب ژیمناستیک
stamping mill
اسیاب سنگ کوبی
mill wheel
چرخ یا پره اسیاب
grit
اسیاب کردن ازردن
gritted
اسیاب کردن ازردن
gritting
اسیاب کردن ازردن
stamp mill
اسیاب سنگ کوبی
grind
اسیاب کردن خردکردن
grinds
اسیاب کردن خردکردن
milling
عمل اسیاب کردن
flume
ناودان جوی اسیاب
grinder
سنگ رویی اسیاب
mills
کارخانه اسیاب کردن
tubercle
برامدگی دندان اسیاب
mill
کارخانه اسیاب کردن
vane of windmill
پره اسیاب بادی
nether millstone
سنگ زیرین اسیاب
grinders
سنگ رویی اسیاب
grist
عمل اسیاب کردن
sail arm
پره اسیاب بادی
supervisory
مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
windmill
هر چیزی شبیه اسیاب بادی
windmills
هر چیزی شبیه اسیاب بادی
grinds
اسیاب شدن سخت کارکردن
grind
اسیاب شدن سخت کارکردن
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustic
مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustical
مربوط به صدا مربوط به سامعه
crazing mill
اسیاب یا کارخانهای که قلع معدنی رادران خرد میکنند
wheat germ
گیاهک گندم که هنگام اسیاب کردن جدا میشود
widget
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
jigger
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
xenial
مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
range component
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
distance angle
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
zinjanthropus
شبه انسان دارای ابروی کوتاه و دندان اسیاب بزرگ دوره پلیستوسن سفلی
civil appropriation
اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
pannikin
لیوان کوچک پیمانه کوچک
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
formula
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
mill
نورد کردن فرز کردن اسیاب
mills
نورد کردن فرز کردن اسیاب
applet
1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
hypobaric
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
small-scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
davit
جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
germane
مربوط
curatorial
مربوط به
pertinenet
مربوط
caprine
مربوط به بز
irrelevant
نا مربوط
lineal
مربوط به خط
hydraulic
مربوط به اب
pertinent
مربوط
pertinent
مربوط به
as for
مربوط به
correspondent
مربوط به
correspondents
مربوط به
apposite
مربوط
for
مربوط به
coherent
مربوط
proper
مربوط
eight bit system
مربوط به یک
affined
مربوط
related
مربوط
condequent
مربوط
coordinate
مربوط
cretaceous
مربوط به گچ
vespertinal
مربوط به شب
relevant
مربوط
pertaining
مربوط به
pyrotechnic
مربوط به فن اتشبازی
villatic
مربوط به دهکده
chromic
مربوط به کرومیوم
vindicative
مربوط به توجیه
treats
مربوط بودن به
occupational
مربوط به شغل
dictatorial
مربوط به دیکتاتور
versicular
مربوط به ایات
quadrantal
مربوط به تراز
American
مربوط بامریکا
tutorials
مربوط به قیمومت
Americans
مربوط بامریکا
vespertine
مربوط به شب شبانه
tutorial
مربوط به قیمومت
pyric
مربوط به سوختن
chromatic
مربوط به رنگها
histrionic
مربوط به نمایش
outbound
مربوط به خارج
dependent
مربوط محتاج
sensorimotor
مربوط به حس حرکت
avuncular
مربوط بدایی
concern
مربوط بودن به
capitular
مربوط بفصل
fractional
مربوط به بخشها
fractional
مربوط به بخشهایی
britannic
مربوط به بریتانیا
brumal
مربوط به زمستان
thallous
مربوط به تالیوم
textuary
مربوط به متن
caloric
مربوط به کالری
calligraphic
مربوط به خطاطی
superciliary
مربوط به ابرو
photo-
مربوط به نور
c
مربوط به کامپیوتر
synergistic
مربوط به همکاری
cerebellar
مربوط به مخچه
nasal
مربوط به بینی
narcotic
مربوط به موادمخدره
circumstantial
مربوط به موقعیت
shipboard
مربوط به ناو
typographic
مربوط به چاپ
to the point
مربوط بموضوع
substantival
مربوط به اسم
baronial
مربوط به بارون
ovarian
مربوط به تخمدان
thermal
مربوط به گرما
nautical
مربوط به کشتیرانی
to have connexion with
مربوط بودن با
to be in rapport
مربوط بودن
to be
مربوط باینده
concerns
مربوط بودن به
treat
مربوط بودن به
treated
مربوط بودن به
testamentary
مربوط به وصیتنامه
hydropic
مربوط به استسقاء
thematic
مربوط بموضوع
climatic
مربوط به اب وهوا
operatic
مربوط به اپرا
communist
مربوط به کمونیسم
communists
مربوط به کمونیسم
genethliac
مربوط به طالع
garlicky
مربوط به سیر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com