English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
triassic مربوط بدوره تریاسه
Other Matches
Elizabethan مربوط به بدوره ملکه الیزابت
prescientific مربوط بدوره قبل از علوم جدید
Jacobean مربوط بدوره سلطنت جیمزاول و دوم در انگلیس
pliocene وابسته بدوره پلیوسن
ci devant متعلق بدوره سابق
to hand down بدوره بعدانتقال دادن
prebubertal وابسته بدوره قبل از بلوغ
prepuberal وابسته بدوره قبل از بلوغ
postglacial وابسته بدوره بعد از عصریخ بندان
permian وابسته بدوره زمین شناسی پرمیان
mesozoic وابسته بدوره زمین شناسی بین " پرمیان " و " دوره سوم "
mesolithic وابسته بدوره بین عصر حجر قدیم وجدید میانسنگی
kame تپه کوچک متشکله ازسنگ وخاک اب اورد متعلق بدوره یخبندان
program loans قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactical مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactically مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inferences روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inference روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
bioclimatic مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
victual مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
elevation guidance دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
auditory مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
genital مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
supervisory مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
preschool وابسته بدوره پیش کودکستان کودکستان
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustic مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustical مربوط به صدا مربوط به سامعه
xenial مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
distance angle زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
range component عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
civil appropriation اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
formulas مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
hypobaric مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
proper مربوط
germane مربوط
affined مربوط
pertaining مربوط به
pertinent مربوط
coherent مربوط
related مربوط
vespertinal مربوط به شب
hydraulic مربوط به اب
lineal مربوط به خط
condequent مربوط
as for مربوط به
apposite مربوط
correspondents مربوط به
cretaceous مربوط به گچ
correspondent مربوط به
pertinent مربوط به
coordinate مربوط
irrelevant نا مربوط
pertinenet مربوط
relevant مربوط
curatorial مربوط به
eight bit system مربوط به یک
for مربوط به
caprine مربوط به بز
speculative مربوط به اندیشه
acrobatic مربوط به بندبازی
insurrectional مربوط به شورش
technologically مربوط به فناوری
sartorial مربوط به خیاطی
inspectional مربوط به بازرسی
immunologic مربوط به مصونیت
hydrostatic مربوط به فشار اب
hypophyseal مربوط به هیپوفیز
hydropic مربوط به استسقاء
centenarians مربوط به قرن
centenarian مربوط به قرن
feminine مربوط به جنس زن
my مربوط بمن
nuclear مربوط به اتمی
hydrographic مربوط به اب نگاری
horsy مربوط به اسب
thematic مربوط بموضوع
congressional مربوط به کنگره
geriatric مربوط به پیری
technological مربوط به فناوری
irrelative نا مربوط مطلق
operatic مربوط به اپرا
climatic مربوط به اب وهوا
vehicular مربوط به خودرو
numeric 1-مربوط به اعداد. 2-
osteal مربوط باستخوان
ovarial مربوط به تخمدان
paratroop مربوط به چتربازی
pertain to مربوط بودن به
pertian مربوط بودن
polar مربوط به قط بها
polar مربوط به قطب
Hellenic مربوط به یونان
womanish مربوط به زن یا زنان
mammary مربوط به پستان
mammary مربوط به پستانداران
contiguous مربوط بهم
ecumenical مربوط به سرتاسرجهان
norse مربوط به اسکاندیناوی
communist مربوط به کمونیسم
communists مربوط به کمونیسم
janitorial مربوط به فراشی
anal مربوط به مقعد
aeronautical مربوط به فضانوردی
futuristic مربوط به اینده
existential مربوط به هستی
larcenous مربوط به دزدی
budgetary مربوط به بودجه
electrically مربوط به الکتریسیته
retired مربوط به بازنشستگی
affiliating مربوط ساختن
affiliates مربوط ساختن
affiliated مربوط ساختن
affiliate مربوط ساختن
personal مربوط به کسی
metabolical مربوط به متابولیزم
prospective مربوط به اینده
parental مربوط به والدین
verbs مربوط به صدا
filiate مربوط ساختن
amebic مربوط به امیب
ameboid مربوط به امیب
ammino مربوط به امونیاک
analitical مربوط به تجزیه
anent در مشارکت با مربوط به
anglian مربوط به نژاد
arbitral مربوط به حکمیت
arbitrative مربوط بحکمیت
domiciliary مربوط به خانه
ameban مربوط به امیب
ameba مربوط به امیب
amazonian مربوط به امازونها
faunae مربوط به جانوران
acetarious مربوط به سالاد
achaean مربوط به اخائیه
achaian مربوط به اخائیه
expiratory مربوط به زفیر
adulterous مربوط به زنا
agrologic مربوط بخاکشناسی
aguish مربوط به تب و لرز
aluminous مربوط به الومینیوم
divisional مربوط به تقسیم
archival مربوط به بایگانی
commisural مربوط به درزوپیوندگاه
britannic مربوط به بریتانیا
brumal مربوط به زمستان
c مربوط به کامپیوتر
collegial مربوط به دانشکده
calligraphic مربوط به خطاطی
caloric مربوط به کالری
capitular مربوط بفصل
cerebellar مربوط به مخچه
computational مربوط به یک محاسبه
bear on مربوط بودن
corresponsive مربوط بیکدیگر
dictoral مربوط به دکتری
arithmeticlal مربوط به حساب
arteriovenous مربوط به رگها
as to عطف به مربوط به
astro مربوط به نجوم
atomistic مربوط به اتم
chromatic مربوط به رنگها
bardic مربوط به رامشگری
basal مربوط به ته یابنیان
churchly مربوط به کلیسا
hominoid مربوط به بشر
marital مربوط به زناشویی
surgical مربوط به جراحی
psychiatric مربوط به روانپزشکی
familial مربوط به خانواده
municipal مربوط به شهرداری
attached مربوط متعلق
valedictory مربوط به خداحافظی
genethliac مربوط به طالع
matrimonial مربوط به ازدواج
ceremonials مربوط به جشن
ceremonial مربوط به جشن
meteorological مربوط به هواسنجی
astrological مربوط به نجوم
hawaiian مربوط به هاوایی
haemic مربوط بخون
goidelic مربوط بسلت
glyptic مربوط به حکاکی
aesthetic مربوط به علم
aesthetically مربوط به علم
glossal مربوط به زبان
military مربوط به نظام
commercial مربوط به تجارت
four dimensional مربوط به بعدچهارم
chromic مربوط به کرومیوم
fistulous مربوط به ناسور
concern مربوط بودن به
concerns مربوط بودن به
dependent مربوط محتاج
outbound مربوط به خارج
racing مربوط بمسابقه
fossil مربوط بادوارگذشته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com