English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
Victorian مربوط به زمان سلطنت ملکه ویکتوریا
Other Matches
victorianism سبک نویسندگی و شعر و طرزتفکر زمان ملکه ویکتوریا
queenvictoria ملکه ویکتوریا
Victoriana وابسته به دوران ملکه ویکتوریا
Aesthetic Movement [جنبش هنرمندان آمریکایی و انگلیسی در احیای طراحی های باشکوه عصر ملکه ویکتوریا]
regina ملکه سلطنت کننده
Zel-i Sultan vase طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
Elizabethan مربوط به بدوره ملکه الیزابت
viceregal مربوط به نیابت سلطنت
viceroyal مربوط به نیابت سلطنت
monarchic مربوط به سلطان یا سلطنت مستقل
Jacobean مربوط بدوره سلطنت جیمزاول و دوم در انگلیس
current مربوط به زمان حال
currents مربوط به زمان حال
subkingdom سلطنت تابع سلطنت دیگری
preatomic مربوط به زمان قبل ازاستفاده بمب یا نیروی اتمی
hazard خطای سخت افزاری مربوط به زمان بندی زمانی نادرست
hazarding خطای سخت افزاری مربوط به زمان بندی زمانی نادرست
hazarded خطای سخت افزاری مربوط به زمان بندی زمانی نادرست
hazards خطای سخت افزاری مربوط به زمان بندی زمانی نادرست
Victoria ویکتوریا
victoria cross صلیب ویکتوریا
limitation of actions در CLقوانین مربوط به مرور زمان در مجموعهای بنام limitation of Statues جمع اوری شده است
Which bus do I take to Victoria Station? کدام اتوبوس را برای رفتن به ایستگاه ویکتوریا باید سوار شوم؟
viceroyship نیابت سلطنت مدت نیابت سلطنت
viceroyalty نیابت سلطنت مدت نیابت سلطنت
constitutional monarch ملکه
queens ملکه
queen ملکه
line haul زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
rial پادشاه ملکه
queens bench division دادگاه ملکه
empress ملکه امپراتریس
her majesty در گفتگوی ملکه
lady-in-waiting ندیمه ملکه
queenliness ملکه منشی
monarch ملکه شهریار
queenhood سمت ملکه
queendom قلمرو ملکه
queenlike ملکه وار
queen dowager ملکه بیوه
monarchs ملکه شهریار
reigining beauty ملکه وجاهت
empresses ملکه امپراتریس
reginal لایق ملکه
reginal در خور ملکه
lady in waiting ندیمه ملکه
queenly درخور ملکه
ladies-in-waiting ندیمه ملکه
reginal ملکه منش
queens ملکه شدن
queen ملکه شدن
lady-in-waiting مستخدمه مخصوص ملکه
styled queen ملقب یا موسوم به ملکه
lady in waiting مستخدمه مخصوص ملکه
dido ملکه افسانهای کارتاژ
tzarina ملکه روسیه تزاری
to queen it ملکه وار رفتارکردن
ladies-in-waiting مستخدمه مخصوص ملکه
caches مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache memory مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
queen can do no wrong ملکه نمیتواند خطا کند
program loans قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactically مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactical مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inference روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inferences روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
victual مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
elevation guidance دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
bioclimatic مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
infanta دختر پادشاه و ملکه اسپانیا یاپرتقال
Elizabethan architecture معماری دوره ملکه الیزابت [انگلستان]
the rose of tehran زیباترین زن یادختردرتهران ملکه وجاهت تهران
queen's bounty دستلافی که ملکه بزن سه قلوزاییده میدهد
genital مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
infante جوانترین پسر پادشاه و ملکه اسپانیا و پرتقال
Ardabil carpet فرش شیخ صفی و یا فرش اردبیل که یکی در موزه ویکتوریا و آلبرت و دیگری در موزه هنر لس آنجلس نگهداری می شوند
queen of دختری که در بازیهای روزیکم می بعنوان ملکه برگزیده میشود
realtime زمان حقیقی یا زمان خالص ارسال و دریافت پیامها
sultanate سلطنت
reigin سلطنت
king dom سلطنت
kingdom سلطنت
kinghood سلطنت
king ship سلطنت
antimonaechical ضد سلطنت
sultanates سلطنت
reigned سلطنت
reigns سلطنت
Majesties سلطنت
Majesty سلطنت
realm سلطنت
realms سلطنت
reign سلطنت
the u states سلطنت
the u kingdom سلطنت
raj سلطنت
queenhood سلطنت
dominion سلطنت
supervisory مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
order of council تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
circuit روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
circuits روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
road time یا زمان تخلیه جاده زمان عبور ستون
regency نیابت سلطنت
absolute monarchy سلطنت مطلقه
reigned سلطنت کردن
kingship مقام سلطنت
regality سلطنت قلمرو
constitutional monarchies سلطنت مشروطه
constitutional monarchy سلطنت مشروطه
decrown خلع از سلطنت
reigns سلطنت کردن
antimonaechical مخالف سلطنت
monarchists سلطنت طلب
monarchist سلطنت طلب
rights of throne حقوق سلطنت
royalists سلطنت طلب
royalists طرفدار سلطنت
royalist سلطنت طلب
royalist طرفدار سلطنت
the united kingdom سلطنت متحده
monarchize تبدیل به سلطنت
regencies نیابت سلطنت
regnant سلطنت کننده
monarchic سلطنت خواه
royalism سلطنت طلبی
monarchical سلطنت طلبی
reign سلطنت کردن
monarchize سلطنت کردن
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand. آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
queen can do no wrong بیان اصل عدم مسئوولیت ملکه یاپادشاه است در سیستم مشروطه
absolutism سیستم سلطنت استبدادی
vice regent وابسته به نیابت سلطنت
dethrone از سلطنت خلع کردن
monarchism اصول سلطنت مستقل
reigin جکومت سلطنت کردن
Achaemenid دوره سلطنت هخامنشیان
dethroning از سلطنت خلع کردن
dethrones از سلطنت خلع کردن
dethroned از سلطنت خلع کردن
reigned سلطنت یاحکمرانی کردن
reign سلطنت یاحکمرانی کردن
reigns سلطنت یاحکمرانی کردن
enthrone برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
enthroned برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
monarchies سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
enthrones برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
monarchy سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
enthroning برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
legitimism هواخواه سلطنت ارثی ومشروع
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustical مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic مربوط به صدا مربوط به سامعه
millenarianism اعتقاد به سلطنت هزار ساله مسیح
millenarian معتقد به سلطنت هزار ساله مسیح
legitimist هواخواه اصول سلطنت با حق مشروع یا ارثی
lese majesty خیانت یاتوط ئه علیه مقام سلطنت یاحکومت
monarch پادشاه یا ملکهای که تنها درکشوری سلطنت میکند
princess regent شاهزاده خانمیکه نیابت سلطنت راعهده دارباشد
sovereignty پادشاهی و سلطنت وفرمانروایی حاکمیت و سیادت و سلطه
lese majeste خیانت یاتوط ئه علیه مقام سلطنت یاحکومت
monarchs پادشاه یا ملکهای که تنها درکشوری سلطنت میکند
access time کل زمان لازم برای رسانه ذخیره سازی از وقتی که تقاضای داده میشود تا زمان بازگشت داده
IAM فضای حافظه که زمان دستیابی بین زمان حافظه اصلی و سیستم بر پایه دیسک دارد
reference نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
references نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
response time زمان جواب زمان پاسخگویی
arrivals زمان حضور زمان رسیدن
arrival زمان حضور زمان رسیدن
present زمان حاضر زمان حال
seek time زمان جستجو زمان طلب
presenting زمان حاضر زمان حال
presents زمان حاضر زمان حال
presented زمان حاضر زمان حال
distance angle زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
range component عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
xenial مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
read time زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
tour of duty زمان گردش ماموریت زمان توقف پرسنل در مناطق مختلف ماموریت
civil appropriation اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
crown colony بعضی از کلنیهای ممالک مشترک المنافع انگلیس که مقام سلطنت بر انها نظارت دارد
dive schedule جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
timed مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
times مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
time مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
erastianism سیستم فکری که وجود هرنوع منشاء الهی و اسمانی رابرای سلطنت و کلیسا نفی میکند
imprescriptible وابسته به اموال حقوقی که مشمول مرور زمان نیست غیر مشمول مرور زمان تجویز نشده
unemployment compensation پرداختی در زمان بیکاری پرداخت کمکی در زمان بیکاری
equation of time خطای قرائت زمان نجومی پس ماند زمان نجومی
execution 1-زمان لازم برای اجرای یک برنامه یا مجموعه دستورات . 2-زمان لازم برای یک سیکل اجرا
loom time مدت زمان بافت [از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
production cycle زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
formula مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
interlook dormant period زمان توقف دستگاه رادار مدت زمان توقف کار تجسس رادار
frequency زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
frequencies زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com