Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (14 milliseconds)
English
Persian
facial
مربوط به صورت
Search result with all words
archetypal
مربوط به صورت ازلی
archetypally
مربوط به صورت ازلی
CD audio
استاندارد مربوط به نحوه ذخیره سازی موسیقی به صورت مجموعهای از اعداد
CD DA
استاندارد مربوط به نحوه ذخیره سازی موسیقی به صورت مجموعهای از اعداد
conceptual model
شرح پایگاه داده ها یابرنامه به صورت دادهای وارد وموضوعات مربوط به آن
facr piece
قسمت مربوط به صورت ماسک ضد گاز
stat
[on something]
واقعیت ها به صورت اعداد
[مربوط به چیزی]
[اصطلاح روزمره]
Other Matches
inventory
از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
program loans
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactical
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactically
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inference
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inferences
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
elevation guidance
دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
victual
مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
bioclimatic
مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
auditory
مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
genital
مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
supervisory
مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
local
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
locals
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printers
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
plastic bubble keyboard
صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustical
مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic
مربوط به صدا مربوط به سامعه
packet
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
numeric
که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
xenial
مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
distance angle
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
range component
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
barrage jamming
تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
watts
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
discretionary
آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
civil appropriation
اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
rom
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
line astern
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
chargeable accessions
استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
formula
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
dat
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
hypobaric
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
basics
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basic
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
approach formation
صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
automatic programming
روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
vespertinal
مربوط به شب
lineal
مربوط به خط
pertinent
مربوط به
caprine
مربوط به بز
relevant
مربوط
coherent
مربوط
irrelevant
نا مربوط
germane
مربوط
eight bit system
مربوط به یک
cretaceous
مربوط به گچ
coordinate
مربوط
hydraulic
مربوط به اب
for
مربوط به
pertaining
مربوط به
proper
مربوط
related
مربوط
correspondent
مربوط به
correspondents
مربوط به
curatorial
مربوط به
as for
مربوط به
apposite
مربوط
pertinent
مربوط
pertinenet
مربوط
affined
مربوط
condequent
مربوط
adulterous
مربوط به زنا
Americans
مربوط بامریکا
achaian
مربوط به اخائیه
What's it to you?
<idiom>
به تو چه؟
[به تو چه مربوط است؟]
affiliate
مربوط ساختن
contiguous
مربوط بهم
budgetary
مربوط به بودجه
achaean
مربوط به اخائیه
acetarious
مربوط به سالاد
electrically
مربوط به الکتریسیته
arithmeticlal
مربوط به حساب
retired
مربوط به بازنشستگی
left-wing
مربوط به جناح چپ
ameban
مربوط به امیب
amebic
مربوط به امیب
ameboid
مربوط به امیب
ammino
مربوط به امونیاک
analitical
مربوط به تجزیه
anent
در مشارکت با مربوط به
ecumenical
مربوط به سرتاسرجهان
anglian
مربوط به نژاد
What do I care?
به من چه مربوط است؟
affiliated
مربوط ساختن
sartorial
مربوط به خیاطی
personal
مربوط به کسی
numerical
مربوط به اعداد
bear
مربوط بودن
arbitral
مربوط به حکمیت
affiliating
مربوط ساختن
verb
مربوط به صدا
left wing
مربوط به جناح چپ
agrologic
مربوط بخاکشناسی
ameba
مربوط به امیب
aguish
مربوط به تب و لرز
verbs
مربوط به صدا
archival
مربوط به بایگانی
affiliates
مربوط ساختن
aluminous
مربوط به الومینیوم
bears
مربوط بودن
arbitrative
مربوط بحکمیت
residential
مربوط به اقامت
geriatric
مربوط به پیری
familial
مربوط به خانواده
bawdy
مربوط به جاکشی
graphic
مربوط به نقاشی
centenarian
مربوط به قرن
centenarians
مربوط به قرن
psychiatric
مربوط به روانپزشکی
municipal
مربوط به شهرداری
shipboard
مربوط به ناو
technological
مربوط به فناوری
military
مربوط به نظام
technologically
مربوط به فناوری
sensorimotor
مربوط به حس حرکت
valedictory
مربوط به خداحافظی
attached
مربوط متعلق
narcotic
مربوط به موادمخدره
surgical
مربوط به جراحی
marital
مربوط به زناشویی
aesthetically
مربوط به علم
aesthetic
مربوط به علم
photo-
مربوط به نور
norse
مربوط به اسکاندیناوی
mammary
مربوط به پستانداران
astrological
مربوط به نجوم
congressional
مربوط به کنگره
meteorological
مربوط به هواسنجی
thematic
مربوط بموضوع
dictatorial
مربوط به دیکتاتور
matrimonial
مربوط به ازدواج
numeric
1-مربوط به اعداد. 2-
ceremonials
مربوط به جشن
ceremonial
مربوط به جشن
feminine
مربوط به جنس زن
my
مربوط بمن
nuclear
مربوط به اتمی
mammary
مربوط به پستان
post
مربوط به پست
commercial
مربوط به تجارت
aeronautical
مربوط به فضانوردی
metabolical
مربوط به متابولیزم
fractional
مربوط به بخشها
paratroop
مربوط به چتربازی
anal
مربوط به مقعد
ovarial
مربوط به تخمدان
nasal
مربوط به بینی
acrobatic
مربوط به بندبازی
existential
مربوط به هستی
concern
مربوط بودن به
fossils
مربوط بادوارگذشته
connect
مربوط کردن
fossil
مربوط بادوارگذشته
connects
مربوط کردن
racing
مربوط بمسابقه
outbound
مربوط به خارج
dependent
مربوط محتاج
concerns
مربوط بودن به
osteal
مربوط باستخوان
subsistence
مربوط به زیست
textual
مربوط به متن یا نص
speculative
مربوط به اندیشه
womanish
مربوط به زن یا زنان
posts
مربوط به پست
posted
مربوط به پست
postal
مربوط به پست
senile
مربوط به پیری
post-
مربوط به پست
organizational
مربوط به سازمان
material
مربوط جسم
mathematical
مربوط به ریاضیات
nautical
مربوط به کشتیرانی
ovarian
مربوط به تخمدان
baronial
مربوط به بارون
Hellenic
مربوط به یونان
circumstantial
مربوط به موقعیت
American
مربوط بامریکا
materials
مربوط جسم
to be
مربوط باینده
corresponsive
مربوط بیکدیگر
tutorials
مربوط به قیمومت
histrionic
مربوط به نمایش
thallous
مربوط به تالیوم
logistical
مربوط به لجستیک
dictoral
مربوط به دکتری
vindicative
مربوط به توجیه
mechanical
مربوط به ماشین ها
villatic
مربوط به دهکده
divisional
مربوط به تقسیم
domiciliary
مربوط به خانه
sales
مربوط به فروش
hawaiian
مربوط به هاوایی
haemic
مربوط بخون
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com