Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
cosmic
مربوط به عالم هستی
Other Matches
existential
مربوط به هستی
cosmic
مربوط بعالم هستی
beau monde
عالم شیکی ومدپرستی عالم اشرافیت
hell
عالم اموات عالم اسفل
program loans
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactically
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactical
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
existences
هستی
existence
هستی
being
هستی
thou art
تو هستی
reality
هستی
realities
هستی
essence
هستی
esse
هستی
inferences
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inference
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
victual
مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
elevation guidance
دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
bioclimatic
مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
auditory
مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
genital
مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
ontologist
هستی شناس
What are you waiting for ?
معطل چه هستی ؟
to call into being
هستی دادن
vivifier
هستی بخش
reality
هستی اصلیت
objectivity
هستی واقعیت
ontology
هستی شناسی
existentialism
هستی گرایی
to bring existence
هستی دادن
Is everything all right?
سالم هستی؟
to give being to
هستی بخشیدن
extant
دارای هستی
Are you hungry?
تو گرسنه هستی؟
All right?
سالم هستی؟
ingenerate
هستی دادن
individuum
هستی مطلق
corporality
هستی جسمانی تن
ens
هستی مطلق
realities
هستی اصلیت
raw deal
<idiom>
آخر خط ،پایان هستی
individuum
هستی تجزیه ناپذیر
pre existence
هستی از پیش ازلیت
ontological
وابسته به هستی شناسی
inesse
دارای هستی واقعی
antitheist
منکر هستی خدا
substantively
با داشتن هستی جداگانه
supervisory
مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
I want to swim ,are you on ?
اهلش هستی شنا کنیم ؟
nirvana
پیوستن به کل هستی خشنودی مطلق
being
زمان حال فعل be to هستی
You are stll a child in her eyes.
به چشم اوهنوز یک بچه هستی
Are you still on the line?
هنوز پشت تلفن هستی؟
atheistical
مبنی برانکار هستی خدا
nirvanas
پیوستن به کل هستی خشنودی مطلق
Very funny ! Ha , ha , ha !
یخ کنی ( خیلی لوس وبی مزه هستی )
learned
عالم
scholars
عالم
scholar
عالم
learned man
عالم
lettered
عالم
learnted
عالم
scientist
عالم
scientists
عالم
sciential
عالم
universe
عالم
Let's see how much you can take.
<idiom>
ببینیم چند مرد حلاج هستی.
[اصطلاح روزمره]
Are you still around?
هنوز هستی ؟
[مانند پشت تلفن یا درچت اینترنت]
I'm still not quite sure how good you are.
من هنوز هم نمی دونم که تو واقعا چقدر خوب هستی.
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustic
مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustical
مربوط به صدا مربوط به سامعه
otherworld
عالم ثانی
otherworld
عالم باقی
afterworld
عالم فانی
afterworld
عالم اخرت
spirituality
عالم روحانی
erudite
عالم دانشمند
poles of the universe
قطبهای عالم
he saw in his vision
در عالم رویادید
universe
عالم وجود
muliebrity
عالم نسوان
rabbis
عالم یهودی
netherworld
عالم اموات
worlds
عالم روزگار
world
عالم روزگار
netherworld
عالم اسفل
rabbi
عالم یهودی
notionalist
عالم نظری
clergyman
عالم مذهبی
clergymen
عالم مذهبی
stoned
در عالم هپروت
animalism
عالم حیوانی
drat
خاک عالم
intermediate world
عالم برزخ
underworld
عالم اموات
uranography
شرح عالم
universe of discourse
عالم مقال
microcosms
عالم صغیر
the next world
عالم اینده
dreamworld
عالم رویا
tartarus
عالم اسفل
the new of dreams
عالم خواب
the invisible world
عالم غیب
the invisible
عالم غیب
pedant
عالم نما
know it all
عالم نما
pedants
عالم نما
know-it-all
عالم نما
know-it-alls
عالم نما
the corner's of the earth
اکناف عالم
macrocosms
عالم کبیر
macrocosm
عالم کبیر
celestial equator
استوای عالم
highbrow
عالم ودانشمند
celestial sphere
کره عالم
celestrial axis
محور عالم
microcosm
عالم صغیر
womanhood
عالم نسوان
celectial poles
قطبهای عالم
hades
عالم اسفل جهنم
cloud land
عالم خیال یافرض
celestial north pole
قطب شمال عالم
hydraulician
عالم به علم اب رسانی
cosmologies
نظام عالم وجود
dream land
عالم خواب و رویا
cosmos
نظام عالم وجود
rhetorician
عالم درعلم بدیع
rhetoricians
عالم درعلم بدیع
erebus
برزخ یا عالم فلمات
brown study
عالم رویا و هپروت
biologist
عالم علم الحیات
liturgist
عالم در ایین نماز
celestial body south pole
قطب جنوب عالم
heaven
خدا عالم روحانی
pluto
خدای عالم اسفل
superphysical
ماورای عالم مادی
orb
عالم احاطه کردن
orbs
عالم احاطه کردن
supersensible
ماوراء عالم حواس
acheron
دوزخ عالم اسفل
styx
رودخانه عالم اسفل
spiritusoity
عالم غیر مادی
cosmology
نظام عالم وجود
heavens
خدا عالم روحانی
mathematician
عالم علم ریاضی
spiritualism
اعتقادبه عالم ارواح
to swear by all that is sacred
بمقدسات عالم سوگند
prescient
عالم به غیب یا اینده
mathematicians
عالم علم ریاضی
I appreciate your concern, but I'm fine.
خیلی سپاسگذارم از اینکه دلواپس هستی اما من حالم خوب است.
hygeist
عالم به علم حفظ الصحه
acheron
رودخانهء افسانهای در عالم اسفل
the lower world
جهان مردگان عالم اسوات
uranography
عالم شناسی اسمان نگاری
bibliograph
عالم بشرح تاریخچه کتابها
hecate
الهه سحروجادو و عالم اسفل
arabist
عالم بزبان و علوم عربی
cosmogonic
وابسته به خلقت عالم وجود
metagnosticism
عقیده باینکه اثبات هستی خدااز گنجایش علم بشر بیرون است
range component
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
xenial
مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
distance angle
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
pedantic
وابسته به عالم نمایی وفضل فروشی
Providence watches over him.
از عالم غیب اورا حفا ظت می کنند
overt act
عملی که در عالم خارج محسوس باشد
cosmologist
دانشمند ومحقق درعلم عالم وجود
logos
اصل یا منشاء عقل عالم وجود
extraterrestrial
بیرون از محیط زمین ماورای عالم خاکی
cosmogony
خلقت وپیدایش عالم وجود کیهان شناسی
extraterrestrials
بیرون از محیط زمین ماورای عالم خاکی
geocentric
معتقد باینکه خداوندزمین رامرکز عالم وجودقرارداده
civil appropriation
اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
chthonian
درون زمین وابسته به خدایان وارواح عالم اسفل
chthonic
درون زمین وابسته به خدایان وارواح عالم اسفل
voluntarism
فلسفهای که اراده را عامل موثر در ایجاد عالم وجودمیداند
self forgetful
نفس خود را فراموش کرده مستغرق در عالم خارج ازخود
formulas
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
cosmopolitanism
سیستم " جهان وطنی " اعتقاد به لزوم حسن تفاهم واحترام متقابل بین کلیه ملل واقوام عالم
hypobaric
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
Christendom
عالم مسیحیت جامعه مسیحیت
christenings
عالم مسیحیت جامعه مسیحیت
germane
مربوط
condequent
مربوط
coordinate
مربوط
irrelevant
نا مربوط
pertaining
مربوط به
lineal
مربوط به خط
proper
مربوط
hydraulic
مربوط به اب
caprine
مربوط به بز
affined
مربوط
related
مربوط
pertinent
مربوط به
pertinent
مربوط
for
مربوط به
apposite
مربوط
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com