English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
pyrotechnic مربوط به فن اتشبازی
Other Matches
sparklers اتشبازی جرقه دار
sparkler اتشبازی جرقه دار
girandole نوعی اتشبازی چرخنده
asteroids نوعی اتشبازی که شکل ستاره دارد
asteroid نوعی اتشبازی که شکل ستاره دارد
program loans قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactical مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactically مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inferences روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inference روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
bioclimatic مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
elevation guidance دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
victual مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
genital مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
supervisory مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustical مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic مربوط به صدا مربوط به سامعه
range component عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
xenial مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
distance angle زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
civil appropriation اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
formulas مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
hypobaric مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
curatorial مربوط به
cretaceous مربوط به گچ
affined مربوط
eight bit system مربوط به یک
vespertinal مربوط به شب
pertinenet مربوط
lineal مربوط به خط
related مربوط
pertinent مربوط به
pertinent مربوط
pertaining مربوط به
correspondent مربوط به
correspondents مربوط به
as for مربوط به
condequent مربوط
caprine مربوط به بز
coordinate مربوط
relevant مربوط
coherent مربوط
hydraulic مربوط به اب
apposite مربوط
irrelevant نا مربوط
proper مربوط
for مربوط به
germane مربوط
horsy مربوط به اسب
calligraphic مربوط به خطاطی
chromic مربوط به کرومیوم
churchly مربوط به کلیسا
coherently بطور مربوط
genethliac مربوط به طالع
affiliates مربوط ساختن
occupational مربوط به شغل
verb مربوط به صدا
collegial مربوط به دانشکده
verbs مربوط به صدا
commisural مربوط به درزوپیوندگاه
chromatic مربوط به رنگها
affiliated مربوط ساختن
hominoid مربوط به بشر
hawaiian مربوط به هاوایی
haemic مربوط بخون
affiliate مربوط ساختن
goidelic مربوط بسلت
capitular مربوط بفصل
thematic مربوط بموضوع
cerebellar مربوط به مخچه
hydrographic مربوط به اب نگاری
glossal مربوط به زبان
caloric مربوط به کالری
prospective مربوط به اینده
parental مربوط به والدین
four dimensional مربوط به بعدچهارم
dictoral مربوط به دکتری
contiguous مربوط بهم
divisional مربوط به تقسیم
domiciliary مربوط به خانه
fistulous مربوط به ناسور
mammary مربوط به پستانداران
polar مربوط به قط بها
womanish مربوط به زن یا زنان
expiratory مربوط به زفیر
Hellenic مربوط به یونان
polar مربوط به قطب
faunae مربوط به جانوران
vehicular مربوط به خودرو
futuristic مربوط به اینده
computational مربوط به یک محاسبه
communists مربوط به کمونیسم
communist مربوط به کمونیسم
glyptic مربوط به حکاکی
vespertine مربوط به شب شبانه
operatic مربوط به اپرا
personal مربوط به کسی
garlicky مربوط به سیر
climatic مربوط به اب وهوا
mammary مربوط به پستان
corresponsive مربوط بیکدیگر
ecumenical مربوط به سرتاسرجهان
gallinaceous مربوط بماکیان
filiate مربوط ساختن
ameban مربوط به امیب
ceremonials مربوط به جشن
achaean مربوط به اخائیه
matrimonial مربوط به ازدواج
marital مربوط به زناشویی
surgical مربوط به جراحی
acetarious مربوط به سالاد
psychiatric مربوط به روانپزشکی
fossils مربوط بادوارگذشته
ceremonial مربوط به جشن
achaian مربوط به اخائیه
adulterous مربوط به زنا
ameba مربوط به امیب
amazonian مربوط به امازونها
aluminous مربوط به الومینیوم
aguish مربوط به تب و لرز
agrologic مربوط بخاکشناسی
aesthetic مربوط به علم
aesthetically مربوط به علم
circumstantial مربوط به موقعیت
fossil مربوط بادوارگذشته
racing مربوط بمسابقه
commercial مربوط به تجارت
fractional مربوط به بخشها
nasal مربوط به بینی
nautical مربوط به کشتیرانی
textual مربوط به متن یا نص
ovarian مربوط به تخمدان
baronial مربوط به بارون
American مربوط بامریکا
fractional مربوط به بخشهایی
military مربوط به نظام
valedictory مربوط به خداحافظی
outbound مربوط به خارج
familial مربوط به خانواده
dependent مربوط محتاج
concerns مربوط بودن به
municipal مربوط به شهرداری
concern مربوط بودن به
attached مربوط متعلق
Americans مربوط بامریکا
affiliating مربوط ساختن
acrobatic مربوط به بندبازی
bardic مربوط به رامشگری
speculative مربوط به اندیشه
technological مربوط به فناوری
technologically مربوط به فناوری
atomistic مربوط به اتم
geriatric مربوط به پیری
centenarian مربوط به قرن
basal مربوط به ته یابنیان
bear on مربوط بودن
anal مربوط به مقعد
c مربوط به کامپیوتر
retired مربوط به بازنشستگی
electrically مربوط به الکتریسیته
budgetary مربوط به بودجه
brumal مربوط به زمستان
britannic مربوط به بریتانیا
existential مربوط به هستی
aeronautical مربوط به فضانوردی
centenarians مربوط به قرن
astro مربوط به نجوم
sartorial مربوط به خیاطی
anglian مربوط به نژاد
anent در مشارکت با مربوط به
analitical مربوط به تجزیه
meteorological مربوط به هواسنجی
ammino مربوط به امونیاک
ameboid مربوط به امیب
amebic مربوط به امیب
congressional مربوط به کنگره
nuclear مربوط به اتمی
as to عطف به مربوط به
arteriovenous مربوط به رگها
arithmeticlal مربوط به حساب
archival مربوط به بایگانی
arbitrative مربوط بحکمیت
arbitral مربوط به حکمیت
feminine مربوط به جنس زن
my مربوط بمن
astrological مربوط به نجوم
paratroop مربوط به چتربازی
post- مربوط به پست
post مربوط به پست
shipboard مربوط به ناو
substantival مربوط به اسم
superciliary مربوط به ابرو
synergistic مربوط به همکاری
graphic مربوط به نقاشی
testamentary مربوط به وصیتنامه
bawdy مربوط به جاکشی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com