English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (7 milliseconds)
English Persian
antenatal مربوط به قبل از تولد
antenatals مربوط به قبل از تولد
Other Matches
aborning در بدو تولد در حال تولد
geniture تولد
birth تولد
births تولد
postnatal پس از تولد
get زایش تولد
gets زایش تولد
getting زایش تولد
antenatals پیش از تولد
nee تولد یافته
regeneracy تولد تازه
nascent درحال تولد
place of birth محل تولد
date of birth تاریخ تولد
birth certificate گواهی تولد
birth cry اوای تولد
birthday cake کیک تولد
birth injury اسیب تولد
birthday جشن تولد
rebirth تولد تازه
rebirth تولد دوباره
Nativity تولد عیسی
birthdays جشن تولد
the birth of a nation تولد یک ملت
birth trauma ضربه تولد
antenatal پیش از تولد
prenatal پیش از تولد
regeneration تولد تازه
program loans قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactically مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactical مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inferences روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inference روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
victual مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
bioclimatic مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
elevation guidance دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
postnatal وابسته به بعد از تولد
post natal واقع شونده پس از تولد
post-natal واقع شونده پس از تولد
nascency نوفهوری و اغازی تولد
newborn تازه تولد شده
redivivus تولد تازه یافته
nascence نوفهوری و اغازی تولد
additional production personnel عوامل دیگر تولد
reborn تولد تازه یافته
auditory مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
genital مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
precocial دارای استقلال ازهنگام تولد
Yuletide ایام عید تولد عیسی
viability قدرت ادامه زندگی پس از تولد
new born زاییده شده تازه تولد یافته
supervisory مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
palingenesis تجوید از راه تولد ایین تعمید مسیحیان
birthright حقوقی که در اثر تولد بخص تعلق می گیرد
christian era مبداء تاریخ کشورهای مسیحی که از زمان تولد مسیح اغازمیگردد
lord of misrule متصدی وسرپرست تفریحات ونمایشات مخصوص عید تولد مسیح
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustic مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustical مربوط به صدا مربوط به سامعه
distance angle زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
range component عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
xenial مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
civil appropriation اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
Their birthdays are four days apart. روز تولد شان چهار روز با هم فاصله دارد
formulas مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
hypobaric مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
correspondents مربوط به
curatorial مربوط به
caprine مربوط به بز
cretaceous مربوط به گچ
lineal مربوط به خط
for مربوط به
coordinate مربوط
condequent مربوط
eight bit system مربوط به یک
pertinent مربوط به
vespertinal مربوط به شب
pertinenet مربوط
pertinent مربوط
pertaining مربوط به
correspondent مربوط به
related مربوط
coherent مربوط
irrelevant نا مربوط
apposite مربوط
relevant مربوط
hydraulic مربوط به اب
as for مربوط به
proper مربوط
germane مربوط
affined مربوط
agrologic مربوط بخاکشناسی
prospective مربوط به اینده
parental مربوط به والدین
communists مربوط به کمونیسم
communist مربوط به کمونیسم
fractional مربوط به بخشها
operatic مربوط به اپرا
expiratory مربوط به زفیر
climatic مربوط به اب وهوا
affiliating مربوط ساختن
retired مربوط به بازنشستگی
fractional مربوط به بخشهایی
futuristic مربوط به اینده
vehicular مربوط به خودرو
achaian مربوط به اخائیه
adulterous مربوط به زنا
nasal مربوط به بینی
American مربوط بامریکا
Americans مربوط بامریکا
affiliated مربوط ساختن
dictoral مربوط به دکتری
affiliates مربوط ساختن
affiliate مربوط ساختن
circumstantial مربوط به موقعیت
baronial مربوط به بارون
divisional مربوط به تقسیم
domiciliary مربوط به خانه
ovarian مربوط به تخمدان
nautical مربوط به کشتیرانی
aguish مربوط به تب و لرز
aluminous مربوط به الومینیوم
faunae مربوط به جانوران
filiate مربوط ساختن
hominoid مربوط به بشر
polar مربوط به قط بها
dependent مربوط محتاج
polar مربوط به قطب
horsy مربوط به اسب
Hellenic مربوط به یونان
womanish مربوط به زن یا زنان
mammary مربوط به پستان
mammary مربوط به پستانداران
outbound مربوط به خارج
hydrographic مربوط به اب نگاری
contiguous مربوط بهم
arbitrative مربوط بحکمیت
hydropic مربوط به استسقاء
hydrostatic مربوط به فشار اب
hawaiian مربوط به هاوایی
haemic مربوط بخون
fistulous مربوط به ناسور
achaean مربوط به اخائیه
c مربوط به کامپیوتر
acetarious مربوط به سالاد
fossils مربوط بادوارگذشته
four dimensional مربوط به بعدچهارم
gallinaceous مربوط بماکیان
garlicky مربوط به سیر
genethliac مربوط به طالع
fossil مربوط بادوارگذشته
concern مربوط بودن به
glossal مربوط به زبان
glyptic مربوط به حکاکی
goidelic مربوط بسلت
concerns مربوط بودن به
racing مربوط بمسابقه
electrically مربوط به الکتریسیته
basal مربوط به ته یابنیان
matrimonial مربوط به ازدواج
marital مربوط به زناشویی
surgical مربوط به جراحی
calligraphic مربوط به خطاطی
caloric مربوط به کالری
capitular مربوط بفصل
atomistic مربوط به اتم
astro مربوط به نجوم
as to عطف به مربوط به
psychiatric مربوط به روانپزشکی
centenarians مربوط به قرن
centenarian مربوط به قرن
geriatric مربوط به پیری
cerebellar مربوط به مخچه
arteriovenous مربوط به رگها
brumal مربوط به زمستان
feminine مربوط به جنس زن
bear on مربوط بودن
astrological مربوط به نجوم
bardic مربوط به رامشگری
meteorological مربوط به هواسنجی
aesthetic مربوط به علم
aesthetically مربوط به علم
sartorial مربوط به خیاطی
congressional مربوط به کنگره
ceremonial مربوط به جشن
thematic مربوط بموضوع
ceremonials مربوط به جشن
britannic مربوط به بریتانیا
nuclear مربوط به اتمی
my مربوط بمن
arithmeticlal مربوط به حساب
archival مربوط به بایگانی
acrobatic مربوط به بندبازی
commercial مربوط به تجارت
collegial مربوط به دانشکده
commisural مربوط به درزوپیوندگاه
anal مربوط به مقعد
computational مربوط به یک محاسبه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com