Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
earliest
مربوط به قدیم عتیق
early
مربوط به قدیم عتیق
Other Matches
classics
مربوط به نویسندگان قدیم لاتین ویونان
classic
مربوط به نویسندگان قدیم لاتین ویونان
archeologic
وابسته به باستان شناسی مربوط بعلم اثار قدیم
teutonic
از نژاد قدیم المانی زبان قدیم توتنی
Mamluk Carpets
فرش مملوک
[ریشه این نام مربوط به سربازان و درباریان مصر و سوریه قدیم می باشد. طرح های اولیه آن بصورت نقوش هندسی پیچیده به همراه ترنجی بزرگ بافته شده اند.]
square design
طرح خشتی
[طرح مربع شکل]
[این طرح را به دربهای چوبی شبکه ای قدیم نسبت می دهند و بیشتر مربوط به شهرکرد یا چهارمحال می باشد گرچه در مناطق دیگر نیز بافته می شود.]
freedman
عتیق
antiquities
عهد عتیق
antiquity
عهد عتیق
the old testament
عهد عتیق
sapiential
کتابهای حکمتی عتیق
ancient medicine
پزشکی عهد عتیق
pentateuch
کتب پنجگانه عهد عتیق
malachias
نام یکی از کتب عهد عتیق
malachi
نام یکی از کتب عهد عتیق
book og kings
سفرملوک :نام یکی ازکتابهای عتیق
masorete
کاتب حاشیه نویس بر کتب عهد عتیق
targum
ترجمه زبان ارامی قسمتی از عهد عتیق
bible
کتاب مقدس که شامل کتب عهد عتیق وجدید است
bibles
کتاب مقدس که شامل کتب عهد عتیق وجدید است
leviathans
جانور بزرگ دریایی که درکتاب عهد عتیق نام برده شده نهنگ
leviathan
جانور بزرگ دریایی که درکتاب عهد عتیق نام برده شده نهنگ
program loans
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactical
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactically
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inference
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inferences
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
elevation guidance
دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
bioclimatic
مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
victual
مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
genital
مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory
مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
supervisory
مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustical
مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic
مربوط به صدا مربوط به سامعه
of old
قدیم
primitive
قدیم
the old world
بر قدیم
anciently
در قدیم
yore
در قدیم
the youth of the world
روزگارخیلی قدیم
the old ways
رسوم قدیم
old world
دنیای قدیم
tzar
امپراطورروسیه قدیم
ancientry
عهد قدیم
pierian
در مقدونیه قدیم
dateless
بسیار قدیم
the old testament
عهد قدیم
In times past . In olden days .
درروزگاران قدیم
f. times
ایام قدیم
immensurable
خیلی قدیم
Aborigine
اهلی قدیم
samson
قاضی قدیم اسرائیل
babylon
شهر بابل قدیم
satrap
استاندار قدیم ایران
from immemorial times
از زمان خیلی قدیم
uniting
سکه قدیم انگلیسی
unites
سکه قدیم انگلیسی
conventionality
پیروی از سنت قدیم
samaria
سامریه در فلسطین قدیم
carthage
شهر کارتاژ قدیم
iguanodont
سوسماربزرگ گیاهخوار قدیم
old english
زبان انگلیسی قدیم
land grave
کنت قدیم المانی
kempo
تکنیک قدیم کاراته
conservative
پیرو سنت قدیم
proconsular
وابسته به فرمانداران رم قدیم
proconsulship
مقام فرمانداری در رم قدیم
italic
وابسته به ایتالیاییهای قدیم
immemorially
بطور خیلی قدیم
unite
سکه قدیم انگلیسی
Old Testament
پیمان یا وصیت قدیم
conservatives
پیرو سنت قدیم
It is an old saying that …
از قدیم گفته اند که ...
distance angle
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
range component
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
xenial
مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
Hamedan
شهر همدان
[اکباتان قدیم]
pony express
پست سریع السیر قدیم
paleethnology
مبحث شناسایی انسانهای قدیم
ecclesiast
عضوانجمن سیاسی اتنیهای قدیم
triumvirates
یکی از سه زمامدار روم قدیم
fabliau
وابسته باشعار قدیم فرانسه
mercury
یکی از خدایان یونان قدیم
macaque
نوعی میمون دنیای قدیم
macaca
نوعی میمون دنیای قدیم
plebs
توده مردم روم قدیم
old indian defence
دفاع هندی قدیم شطرنج
triumvier
یکی از سه زمامدار روم قدیم
immemorial
بسیار قدیم خیلی پیش
paleo arctic or palaeo
وابسته بشمال دنیای قدیم
paleo etc
وابسته بشمال دنیای قدیم
pandect
حقوق مدنی روم قدیم
nestorian
کلیسای نسطوری قدیم ایران
doric
بسبک معماری قدیم یونان
propraetor
کنسول فرمانداراستان قدیم روم
the a of days
خدای سرمدی قدیم الایام
apis
گاو مقدس مصریان قدیم
stuart
خانواده سلطنتی قدیم انگلستان
saker
باز شکاری در اروپای قدیم
sab
وابسته به سبایایمن قدیم یمنی
old guard
صنوف صاحب اعتبار قدیم
tchigorin indian
دفاع هندی قدیم شطرنج
ra
خدای افتاب مصریان قدیم
triumvirate
یکی از سه زمامدار روم قدیم
babel
شهر و برج قدیم بابل
punic
اهل کارتاژ قدیم قرطاجنی
propretor
کنسول فرماندار استان قدیم روم
atrium
اطاق میانی خانههای روم قدیم
lambrequin
دستمال روی کلاه خوددلاروران قدیم
lawmerchant
قواعد واصول قدیم معاملات بازرگانی
from (since) the year one
[American E]
<adv.>
از زمان خیلی قدیم
[اصطلاح روزمره]
archon
یکی از افسران عالیرتبهء اتن قدیم
from (since) the year dot
[British E]
<adv.>
از زمان خیلی قدیم
[اصطلاح روزمره]
Whigs
عضو حزب "ویگ " در انگلیس قدیم
hoplite
سرباز پیاده مسلح یونان قدیم
acinaces
شمشیر کوتاه ایرانیان قدیم وسکاها
Whig
عضو حزب "ویگ " در انگلیس قدیم
doric
وابسته بمردم دوریس یونان قدیم
gambit of aleppo
نام قدیم گامبی وزیر شطرنج
He is an old – timer at this club .
از قدیم عضو این با شگاه بو ده است
goth
یکی از اقوام المانی قدیم بربری
guard mount
مراسم تعویض پاسدار قدیم یاجدید
hierology
علم خواندن خطوط قدیم مصر
portcullis
درورودی قلعههای قدیم پنجره کشودار
portcullises
درورودی قلعههای قدیم پنجره کشودار
essenism
اصول یازندگی راهبان قدیم یهود
mycenaean
اهل شهر "مسین " قدیم یونان
mycenian
اهل شهر "مسین " قدیم یونان
protasis
نخستین قسمت درام قدیم رومی
shekel
واحد وزن وپول بابل قدیم
pre chellean
وابسته به اواخر دوره عصرحجر قدیم
sogdian
اهل سغدیا یا سغد قدیم ایران
quadriga
ارابه چهار اسبه رومیان قدیم
paleontology
مبحث زیست شناسی دوران قدیم
civil appropriation
اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
olympiad
جشن ها ومسابقات قدیم یونان مسابقات المپیک
shaman
کشیش یاکاهن یاجادوگرمردم قدیم شمال اسیاواروپا
knight bachelor
پایین ترین مرتبه سلحشوری قدیم انگلیس
uncial
وابسته بحروف الفبای قدیم یونان و روم
gutta
تزئینات مخروطی شکل سردیوار ساختمانهای قدیم
primogeniture
حق فرزند ارشد ذکور نسبت به تمام ارث (در قدیم)
paleolith
الات سنگی نتراشیده عصر حجر قدیم
elam
کشور ایلام قدیم که درناحیه خوزستان بوده
canon low
دررم قدیم مورد عمل بوده وامروز در
scutum
سپر دراز یا تخم مرغی روم قدیم
fleur de lis
گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
fleur de lys
گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
staged
تغییر بین سیستم قدیم و جدید در یک سری طبقات
paleontologist
ویژه گر زیست شناسی دوران قدیم یا کهنه سنگی
modernism
نو گرایی سازش دادن عقاید قدیم باافکار جدید
mesolithic
وابسته بدوره بین عصر حجر قدیم وجدید میانسنگی
lowboy
عضو حزب محافظه کار قدیم میز چهارپایه کشودار
paleolithic
وابسته به دوره دوم عصر حجر قدیم یا کهنه سنگی
palafitte
خانهای که درزمانهای قدیم پیش ازتاریخ روی تیرهای که دردریاچه فرومیکردند
yellow bile
مادهء زردی که در قدیم میگفتند از کبد ترشح میشود و موجب ایجادحالت سودایی میگردد
formulas
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
hypobaric
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
exchange
دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanged
دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanging
دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanges
دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
azoth
جیوه که کیمیاگران قدیم انراماده اصلی فلزات میدانستند جیوه
fasces
[نمادی در روم قدیم یک دسته میله که تبری در میان آن قرار داشت و و پیشاپیش فرمانداران رومی می بردند که نشان قدرت آنها بود.]
lawmerchant
حقوق تجارت قدیم دادگاه تجارت
saddle cover
رو زینی
[اینگونه بافته ها بصورت قالیچه یا پتو در قدیم بیشتر رواج داشت و اکنون نیز در بعضی عشایر جهت استفاده شخصی بافته شده و برای تزئین روی اسب و پوشش زین بکار می رود.]
Jaff design
طرح جاف
[جاف از روستاهای کردستان می باشد و از قدیم به بافت انواع کیسه های خورجینی و دستی شهرت داشته است. طرح ها اکثرا لوزی شکل بوده و لبه ها حالت قالب دارند.]
as for
مربوط به
for
مربوط به
hydraulic
مربوط به اب
lineal
مربوط به خط
proper
مربوط
condequent
مربوط
pertinenet
مربوط
coordinate
مربوط
apposite
مربوط
cretaceous
مربوط به گچ
eight bit system
مربوط به یک
irrelevant
نا مربوط
related
مربوط
caprine
مربوط به بز
affined
مربوط
pertaining
مربوط به
correspondents
مربوط به
relevant
مربوط
correspondent
مربوط به
germane
مربوط
curatorial
مربوط به
pertinent
مربوط به
vespertinal
مربوط به شب
pertinent
مربوط
coherent
مربوط
thematic
مربوط بموضوع
marital
مربوط به زناشویی
matrimonial
مربوط به ازدواج
sartorial
مربوط به خیاطی
ameba
مربوط به امیب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com