English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
English مربوط به مردم وزبان انگلیسی
Other Matches
english speaking people مردم یا ملل انگلیسی زبان
anglicization انگلیسی منشی اتصاف بصفات و خصوصیات انگلیسی
anglicism اصطلاح زبان انگلیسی انگلیسی مابی
He has a glib (an oily, a persuasive,asmooth)tongue. آدم سر وزبان داری است
slavicist محقق در فرهنگ وزبان اسلاوی
slavist محقق در فرهنگ وزبان اسلاوی
preens خودرا اراستن بامنقار وزبان خود رااراستن
preened خودرا اراستن بامنقار وزبان خود رااراستن
preening خودرا اراستن بامنقار وزبان خود رااراستن
preen خودرا اراستن بامنقار وزبان خود رااراستن
democracy مردم سالاری دمکراسی حکومت مردم برمردم
democracies مردم سالاری دمکراسی حکومت مردم برمردم
plebiscites مردم خواست رای قاطبه مردم
popular مردم پسند و مناسب حال مردم
plebiscite مردم خواست رای قاطبه مردم
to never let yourself get to thinking like them <idiom> نگذارند که نفوذ بقیه مردم مجبورشان بکند طرز فکر مانند بقیه مردم داشته باشند [اصطلاح روزمره]
lime juicer ملوان انگلیسی انگلیسی
anglicises انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicised انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicize انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicized انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicising انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicizing انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicizes انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
home rule حکومت به دست خود اهالی حکومت مردم بر مردم
populations تعداد مردم مردم
population تعداد مردم مردم
program loans قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactically مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactical مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inferences روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inference روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
elevation guidance دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
victual مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
bioclimatic مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
auditory مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
genital مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
supervisory مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustic مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustical مربوط به صدا مربوط به سامعه
xenial مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
distance angle زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
range component عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
civil appropriation اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
limeys انگلیسی
Englishmen انگلیسی
johnny انگلیسی
limey انگلیسی
British انگلیسی
Englishwoman انگلیسی
Britons انگلیسی
knuckle guard انگلیسی
Britisher انگلیسی
Englishwomen انگلیسی
Englishman انگلیسی
Briton انگلیسی
english woman زن انگلیسی
English انگلیسی
knuckle bow انگلیسی
Britishers انگلیسی
english system سیستم انگلیسی
in plain english به انگلیسی ساده
cleat عایق انگلیسی
tommy atkins سرباز انگلیسی
english opening گشایش انگلیسی
lime juicer کشتی انگلیسی
middle english انگلیسی تا 0051میلادی
British زبان انگلیسی
english billiards بیلیارد انگلیسی
cleat knob دگمه انگلیسی
jardin anglais باغ انگلیسی
ale ابجو انگلیسی
english self taught خوداموز انگلیسی
In simple (plain) English. به انگلیسی ساده
English altar محراب انگلیسی
is a monetary sign انگلیسی است
english speaking انگلیسی زبان
anglicization انگلیسی مابی
after the english f. به سبک انگلیسی ها
association croquet کروکه انگلیسی
arabic numeral اعداد انگلیسی
redcoat سرباز انگلیسی
king's english انگلیسی اصیل
johnny مرد انگلیسی
anglophile انگلیسی دوست
HMS کشتی انگلیسی
eeglish persian dictionary فرهنگ انگلیسی به فارسی
English bond آجر چینی انگلیسی
structured english انگلیسی ساخت یافته
broken english انگلیسی دست و پا شکسته
The English speaking-countries. کشورهای انگلیسی زبان
limeys سرباز یا ملوان انگلیسی
zed تلفظ انگلیسی حرف Z
anglicise انگلیسی ماب کردن
anglicise انگلیسی ماب شدن
english thread پیچ و مهره انگلیسی
anglo saxon نژاد انگلیسی وساکنسونی
limey سرباز یا ملوان انگلیسی
english words واژه ها یا لغات انگلیسی
half and half نوعی ابجو انگلیسی
He is good at English. انگلیسی اش خوب است
old english زبان انگلیسی قدیم
large white خوک سفید انگلیسی
unite سکه قدیم انگلیسی
unites سکه قدیم انگلیسی
uniting سکه قدیم انگلیسی
The English - speaking world. دنیای انگلیسی زبان
pounding واحد مسکوک طلای انگلیسی
pounded واحد مسکوک طلای انگلیسی
pounds واحد مسکوک طلای انگلیسی
pound واحد مسکوک طلای انگلیسی
anglicising باداب و رسوم انگلیسی درامدن
F, f (F's, f's) حرف ششم الفبای انگلیسی
cee نام سومین حرف انگلیسی
center spot نقطه مرکزی بیلیارد انگلیسی
T, t (T's, t's) حرف بیستم الفبای انگلیسی
I نهمین حرف الفبای انگلیسی
A, a (A's, a's) حرف اول الفبای انگلیسی
d حرف چهارم الفبای انگلیسی
C, c (C's, c's) حرف سوم الفبای انگلیسی
D, d (D's, d's) حرف چهارم الفبای انگلیسی
draftier املای انگلیسی واژهی drafty
draftiest املای انگلیسی واژهی drafty
draughtier املای انگلیسی واژهی drafty
draughtiest املای انگلیسی واژهی drafty
j دهمین حرف الفبای انگلیسی
wiltshire نژاد گوسفند سفیدرنگ انگلیسی
draughty املای انگلیسی واژهی drafty
E, e (E's, e's) حرف پنجم الفبای انگلیسی
B, b (B's, b's) حرف دوم الفبای انگلیسی
k یازدهمین حرف الفبای انگلیسی
G, g (G's, g's) حرف هفتم الفبای انگلیسی
anglicizes باداب و رسوم انگلیسی درامدن
anglicized باداب و رسوم انگلیسی درامدن
anglicize باداب و رسوم انگلیسی درامدن
In my broken English . با انگلیسی دست وپا شکسته ام
English is not a hard language . انگلیسی زبان سختی نیست
thoroughbred هر نوع اسب انگلیسی اصیل
anglicises باداب و رسوم انگلیسی درامدن
M, m (M's, m's) حرف سیزدهم الفبای انگلیسی
m سیزدهمین حرف الفبای انگلیسی
anglicised باداب و رسوم انگلیسی درامدن
He speaks English fluently. انگلیسی راروان صحبت می کند
thoroughbreds هر نوع اسب انگلیسی اصیل
anglicizing باداب و رسوم انگلیسی درامدن
N, n (N's, n's) حرف چهاردهم الفبای انگلیسی
H, h (H's, h's) حرف هشتم الفبای انگلیسی
L, l (L's, l's) حرف دوازدهم الفبای انگلیسی
l دوازدهمین حرف الفبای انگلیسی
S, s (S's, s's) حرف نوزدهم الفبای انگلیسی
em نام حرف m یامیم انگلیسی
I, i (I's, i's) حرف نهم الفبای انگلیسی
J, j (J's, j's) حرف دهم الفبای انگلیسی
K, k (K's, k's) حرف یازدهم الفبای انگلیسی
Q, q (Q's, q's) حرف هفدهم الفبای انگلیسی
P, p (P's, p's) حرف شانزدهم الفبای انگلیسی
O, o (O's, o's) حرف پانردهم الفبای انگلیسی
e پنجمین حرف الفبای انگلیسی
g حرف هفتم الفبای انگلیسی
his english is weak مایه انگلیسی اوکم است
gringos بیگانه خصوصا انگلیسی یا امریکایی
english garden پارک انگلیسی [قرن هجدهم]
f ششمین حرف الفبای انگلیسی
q هفدهمین حرف الفبای انگلیسی
R, r (R's, r's) حرف هجدهم الفبای انگلیسی
british english زبان انگلیسی رایج درانگلستان
breman system سیستم برمن در گشایش انگلیسی
s نوزدهمین حرف الفبای انگلیسی
sten مسلسل سبک 9 میلمتری انگلیسی
gringo بیگانه خصوصا انگلیسی یا امریکایی
h هشتمین حرف الفبای انگلیسی
o پانزدهمین حرف الفبای انگلیسی
shropshire نژادی از گوسفند بی شاخ انگلیسی
n چهاردهمین حرف الفبای انگلیسی
anglomania شیفتگی برای اداب انگلیسی ها
anglicist متخصص اصطلاحات و قواعدزبان انگلیسی
Z, z (Z's, z's) حرف بیستو ششم الفبای انگلیسی
Y, y (Y's, y's) حرف بیستو پنجم الفبای انگلیسی
hansard صورت جلسات رسمی پارلمان انگلیسی
i , i حرف نهم الفبای انگلیسی برابر با
etacism تلفظ e یونانی مانند a انگلیسی در emal
x حرف بیست و چهارم الفبای انگلیسی
p شانزدهمین حرف الفبای زبان انگلیسی
v حرف بیست و دوم الفبای انگلیسی
I benefited greatly from the english course. از کلاس انگلیسی استفاده فراوانی بردم .
U, u (U's, u's) حرف بیست و یکم الفبای انگلیسی
volunteer snooker اسنوکر انگلیسی با انتخاب ازادهر گوی
W, w (W's, w's) حرف بیستو سوم الفبای انگلیسی
milord مرد اشرافی ونجیب زاده انگلیسی
u بیست و یکمین حرف الفبای انگلیسی
X, x (X's, x's) حرف بیستو چهارم الفبای انگلیسی
w بیست و سومین حرف الفبای انگلیسی
how can I learn English چگونه می توانم یادگیری زبان انگلیسی
american english زبان انگلیسی که در امریکابان تکملم میشود
swats ابجو تازه انگلیسی مشروب الکلی
V, v (V's, v's) حرف بیستو دوم الفبای انگلیسی
I am too shy (timid) to speak English . خجالت می کشم انگلیسی حرف بزنم
manchester school مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
common bond [دیوار چینی با آجر آمریکایی یا انگلیسی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com