Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
synergistic
مربوط به همکاری
Other Matches
program loans
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactically
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactical
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inference
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inferences
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
victual
مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
bioclimatic
مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
elevation guidance
دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
genital
مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory
مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
collaboration
همکاری
cooperation
همکاری
co-operate
همکاری
cahoots
همکاری
competition
همکاری
competitions
همکاری
synergism
همکاری
supervisory
مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
coact
همکاری کردن
disassociated
همکاری نکردن
disassociates
همکاری نکردن
synergistic
همکاری کننده
antagonistic cooperation
همکاری ناساز
cooperator
همکاری کننده
co-operation
همکاری مشترک
logroll
همکاری کردن
logrolling
همکاری متقابل
teamwork
روح همکاری
assist
یاور همکاری
assisting
یاور همکاری
assists
یاور همکاری
take on
<idiom>
شروع به همکاری
synergy
همکاری یاری
close controlled
همکاری نزدیک
assisted
یاور همکاری
close coordination
همکاری نزدیک
disassociating
همکاری نکردن
mutualism
اصول همکاری
pull together
همکاری کردن
collaboration
همکاری مشترک
incoordination
عدم همکاری
incoordinate
فاقد حس همکاری
noncooperation
عدم همکاری
solidarity
همکاری همبستگی
disaffiliate
همکاری نکردن
disaffiliation
عدم همکاری
cooperative work
همکاری مشترک
cooperation
همکاری مشترک
disassociate
همکاری نکردن
dissociate
قطع همکاری وشرکت
keep someone on
<idiom>
اجازه همکاری دادن
cooperation
همکاری تشریک مساعی
dissociating
قطع همکاری وشرکت
contributions
هم بخشی همکاری وکمک
contribution
هم بخشی همکاری وکمک
dissociates
قطع همکاری وشرکت
disassociation
عدم یا فسخ همکاری
gung-ho
آمادهی همکاری و عمل
disaffiliate
به همکاری یا شراکت خاتمه دادن
organization for economic co opration
سازمان توسعه و همکاری اقتصادی
abasia
عدم همکاری عضلات محرکه
organization for european economic coopr
سازمان همکاری اقتصادی اروپا
take turns
<idiom>
انجام کاری با همکاری یکدیگر
to distance
[dissociate]
oneself from
دوری
[قطع همکاری]
کردن از
handle with kid gloves
<idiom>
باکسی همکاری دقیق داشتن
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustical
مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic
مربوط به صدا مربوط به سامعه
synergetic
دارای اشتراک مساعی همکاری کننده
to dissociate
[disassociate]
oneself from somebody
[something]
از کسی
[چیزی]
دوری
[قطع همکاری]
کردن
consolidation psychological operation
عملیات روانی برای جلب همکاری مردم
bank giro
همکاری بانک و اداره پست جهت انتقال پول
to opt out
[of something]
تصمیم گرفتن که کاری را انجام ندهند یا همکاری نکنند
community relations
روابط همکاری بین سازمانهای نظامی وقشرهای اجتماعی
to opt in
[something]
تصمیم گرفتن که کاری را انجام بدهند یا همکاری بکنند
range component
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
xenial
مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
distance angle
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
civil appropriation
اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
The answer to terrorism must be better intelligence and improved international cooperation.
پاسخ به تروریسم باید اطلاعات بهتر سازمان مخفی و بهبودی همکاری های بین المللی باشد.
backstabber
خیانتکار
[همکاری یا دوستی که قابل اعتماد در نظر گرفته شود اما پشت سر آدم حمله می کند ]
internationalism
روش فکری مبنی بر لزوم همکاری وهمبستگی نزدیک بین ملتهای جهان به حدی که به تشکیل یک حکومت جهانی منجر شود
formulas
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
interoperability
قابلیت همکاری با قسمتها یایکانهای دیگر قابلیت تعمیم کار یک یکان
contributed
شرکت کردن در همکاری وکمک کردن
contributes
شرکت کردن در همکاری وکمک کردن
contributing
شرکت کردن در همکاری وکمک کردن
contribute
شرکت کردن در همکاری وکمک کردن
hypobaric
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
pan american union
سازمان دولتهای قاره امریکا که به سال 0981 در واشنگتن تاسیس شد و هدف ان گسترش همکاری و همبستگی در شقوق و شئون مختلفه بین کشورهای قاره امریکااست
european monetary agreement
موافقتنامه پولی اروپا موافقتنامه تنظیمی بین کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی اروپا به منظور تسهیل و تنظیم روابط پولی متعاقدین
european unclear a energy agency
اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
coaction
عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
lineal
مربوط به خط
proper
مربوط
correspondent
مربوط به
correspondents
مربوط به
pertinenet
مربوط
for
مربوط به
related
مربوط
pertinent
مربوط به
affined
مربوط
coordinate
مربوط
cretaceous
مربوط به گچ
coherent
مربوط
eight bit system
مربوط به یک
pertinent
مربوط
condequent
مربوط
irrelevant
نا مربوط
vespertinal
مربوط به شب
relevant
مربوط
germane
مربوط
caprine
مربوط به بز
hydraulic
مربوط به اب
apposite
مربوط
as for
مربوط به
pertaining
مربوط به
curatorial
مربوط به
filiate
مربوط ساختن
divisional
مربوط به تقسیم
geriatric
مربوط به پیری
hominoid
مربوط به بشر
acrobatic
مربوط به بندبازی
centenarian
مربوط به قرن
centenarians
مربوط به قرن
domiciliary
مربوط به خانه
technologically
مربوط به فناوری
hydropic
مربوط به استسقاء
horsy
مربوط به اسب
hydrostatic
مربوط به فشار اب
hydrographic
مربوط به اب نگاری
technological
مربوط به فناوری
hawaiian
مربوط به هاوایی
operatic
مربوط به اپرا
communist
مربوط به کمونیسم
communists
مربوط به کمونیسم
parental
مربوط به والدین
affiliates
مربوط ساختن
prospective
مربوط به اینده
faunae
مربوط به جانوران
genethliac
مربوط به طالع
affiliated
مربوط ساختن
affiliate
مربوط ساختن
garlicky
مربوط به سیر
fistulous
مربوط به ناسور
four dimensional
مربوط به بعدچهارم
climatic
مربوط به اب وهوا
affiliating
مربوط ساختن
retired
مربوط به بازنشستگی
speculative
مربوط به اندیشه
haemic
مربوط بخون
glossal
مربوط به زبان
goidelic
مربوط بسلت
glyptic
مربوط به حکاکی
vehicular
مربوط به خودرو
anal
مربوط به مقعد
futuristic
مربوط به اینده
aeronautical
مربوط به فضانوردی
existential
مربوط به هستی
expiratory
مربوط به زفیر
budgetary
مربوط به بودجه
electrically
مربوط به الکتریسیته
gallinaceous
مربوط بماکیان
basal
مربوط به ته یابنیان
astro
مربوط به نجوم
as to
عطف به مربوط به
agrologic
مربوط بخاکشناسی
arteriovenous
مربوط به رگها
arithmeticlal
مربوط به حساب
archival
مربوط به بایگانی
arbitrative
مربوط بحکمیت
arbitral
مربوط به حکمیت
atomistic
مربوط به اتم
fractional
مربوط به بخشهایی
fractional
مربوط به بخشها
American
مربوط بامریکا
Americans
مربوط بامریکا
bardic
مربوط به رامشگری
circumstantial
مربوط به موقعیت
baronial
مربوط به بارون
ovarian
مربوط به تخمدان
nautical
مربوط به کشتیرانی
nasal
مربوط به بینی
concern
مربوط بودن به
concerns
مربوط بودن به
acetarious
مربوط به سالاد
achaean
مربوط به اخائیه
achaian
مربوط به اخائیه
ameban
مربوط به امیب
ameba
مربوط به امیب
amazonian
مربوط به امازونها
aluminous
مربوط به الومینیوم
adulterous
مربوط به زنا
amebic
مربوط به امیب
ameboid
مربوط به امیب
ammino
مربوط به امونیاک
dependent
مربوط محتاج
outbound
مربوط به خارج
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com