Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
flaxy
مربوط به یا مثل کتان
Other Matches
dizen
دسته یا بسته کتان وکنف کتان را اماده کردن
flax
درخت کتان الیاف کتان
hackle
شانه مخصوص شانه کردن لیفهای کتان وابریشم کتان زن
wild flax
کتان
canvas
کتان
canvases
کتان
flax
کتان
bombast
کتان
flax comb
کتان کش
linen
کتان
cloths
کتان
cloth
کتان
flax seed
تخم کتان
linnet
مرغ کتان
linen draper
کتان فروش
linen tape
نوار کتان
flax comb
شانه کتان
cheesecloth
کتان شل باف
flax trade
تجارت کتان
hatchel
شانه کتان
toadflax
کتان وحشی
lint
لیف کتان
flax
پارچه کتان
asbestus
سنگ کتان
swingle
کتان کوب
strick
شاخه درخت کتان
toile
پارچه کتان نازک
strick
کتان یاکنف هندی
dodders
کتان صحرایی لرزیدن
linseed
بزرک بذر کتان
linseed oil
روغن تخم کتان
dodder
کتان صحرایی لرزیدن
tow
پس مانده الیاف کتان یا شاهدانه
tows
پس مانده الیاف کتان یا شاهدانه
flaxy filaments
رشته هایا الیاف کتان
white sale
<idiom>
حراج حوله ،پارچه کتان
ecru
رنگ کتان شسته نشده
hatchel
کتان پاک کن شانه زدن
program loans
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactically
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactical
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inferences
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inference
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
elevation guidance
دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
victual
مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
bioclimatic
مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
genital
مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory
مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
supervisory
مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
calendaring
قرار دادن الیاف کتان یاپارچه در محلول داغ و غلیظ سود برای افزایش مقاومت وشفافیت ان
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustic
مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustical
مربوط به صدا مربوط به سامعه
distance angle
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
range component
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
xenial
مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
civil appropriation
اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
chambray
کتان یا چیت راه راه شطرنجی
hards
پس مانده کتان یاشاهدانه پس مانده
formulae
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
hypobaric
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
pertaining
مربوط به
apposite
مربوط
irrelevant
نا مربوط
eight bit system
مربوط به یک
for
مربوط به
proper
مربوط
pertinent
مربوط
coherent
مربوط
lineal
مربوط به خط
coordinate
مربوط
cretaceous
مربوط به گچ
curatorial
مربوط به
correspondents
مربوط به
correspondent
مربوط به
related
مربوط
pertinent
مربوط به
pertinenet
مربوط
caprine
مربوط به بز
relevant
مربوط
condequent
مربوط
vespertinal
مربوط به شب
affined
مربوط
hydraulic
مربوط به اب
as for
مربوط به
germane
مربوط
faunae
مربوط به جانوران
expiratory
مربوط به زفیر
filiate
مربوط ساختن
fistulous
مربوط به ناسور
agrologic
مربوط بخاکشناسی
ameban
مربوط به امیب
military
مربوط به نظام
commercial
مربوط به تجارت
adulterous
مربوط به زنا
textual
مربوط به متن یا نص
achaian
مربوط به اخائیه
achaean
مربوط به اخائیه
vehicular
مربوط به خودرو
futuristic
مربوط به اینده
ameba
مربوط به امیب
municipal
مربوط به شهرداری
dictoral
مربوط به دکتری
amazonian
مربوط به امازونها
domiciliary
مربوط به خانه
parental
مربوط به والدین
attached
مربوط متعلق
valedictory
مربوط به خداحافظی
aluminous
مربوط به الومینیوم
communists
مربوط به کمونیسم
communist
مربوط به کمونیسم
operatic
مربوط به اپرا
climatic
مربوط به اب وهوا
aguish
مربوط به تب و لرز
acetarious
مربوط به سالاد
American
مربوط بامریکا
mammary
مربوط به پستانداران
contiguous
مربوط بهم
glossal
مربوط به زبان
racing
مربوط بمسابقه
glyptic
مربوط به حکاکی
goidelic
مربوط بسلت
outbound
مربوط به خارج
fractional
مربوط به بخشها
fractional
مربوط به بخشهایی
haemic
مربوط بخون
dependent
مربوط محتاج
concerns
مربوط بودن به
personal
مربوط به کسی
ecumenical
مربوط به سرتاسرجهان
mammary
مربوط به پستان
fossil
مربوط بادوارگذشته
fossils
مربوط بادوارگذشته
Americans
مربوط بامریکا
circumstantial
مربوط به موقعیت
baronial
مربوط به بارون
ovarian
مربوط به تخمدان
four dimensional
مربوط به بعدچهارم
technologically
مربوط به فناوری
garlicky
مربوط به سیر
genethliac
مربوط به طالع
polar
مربوط به قط بها
nautical
مربوط به کشتیرانی
polar
مربوط به قطب
Hellenic
مربوط به یونان
womanish
مربوط به زن یا زنان
nasal
مربوط به بینی
gallinaceous
مربوط بماکیان
familial
مربوط به خانواده
basal
مربوط به ته یابنیان
centenarians
مربوط به قرن
aesthetically
مربوط به علم
as to
عطف به مربوط به
geriatric
مربوط به پیری
c
مربوط به کامپیوتر
arteriovenous
مربوط به رگها
arithmeticlal
مربوط به حساب
archival
مربوط به بایگانی
arbitrative
مربوط بحکمیت
technological
مربوط به فناوری
calligraphic
مربوط به خطاطی
arbitral
مربوط به حکمیت
ceremonial
مربوط به جشن
speculative
مربوط به اندیشه
brumal
مربوط به زمستان
aesthetic
مربوط به علم
sartorial
مربوط به خیاطی
bardic
مربوط به رامشگری
congressional
مربوط به کنگره
thematic
مربوط بموضوع
bear on
مربوط بودن
meteorological
مربوط به هواسنجی
astrological
مربوط به نجوم
nuclear
مربوط به اتمی
my
مربوط بمن
feminine
مربوط به جنس زن
atomistic
مربوط به اتم
astro
مربوط به نجوم
britannic
مربوط به بریتانیا
caloric
مربوط به کالری
capitular
مربوط بفصل
ceremonials
مربوط به جشن
collegial
مربوط به دانشکده
commisural
مربوط به درزوپیوندگاه
budgetary
مربوط به بودجه
electrically
مربوط به الکتریسیته
concern
مربوط بودن به
retired
مربوط به بازنشستگی
computational
مربوط به یک محاسبه
affiliating
مربوط ساختن
ammino
مربوط به امونیاک
affiliates
مربوط ساختن
affiliated
مربوط ساختن
affiliate
مربوط ساختن
ameboid
مربوط به امیب
corresponsive
مربوط بیکدیگر
existential
مربوط به هستی
analitical
مربوط به تجزیه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com