English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (32 milliseconds)
English Persian
adjust مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
adjusting مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
adjusts مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
Other Matches
chess man مهره شطرنج
piece مهره شطرنج
pieces مهره شطرنج
mans مهره شطرنج
chessman مهره شطرنج
man مهره شطرنج
chessmen مهره شطرنج
over worked man مهره شطرنج پر مسئولیت
touch move لمس مهره شطرنج
desperado مهره از بین رفتنی شطرنج
sorts روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sort روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sorted روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
j'adoube ژادوب
locknut قراردادن مهره دوم برای جلوگیری ازشل شدن مهره اول
phillips nut مهره یا سوراخ صلیبی مهره فیلیپس
axis مهره دوم گردن مهره محوری
filing 1-مرتب کردن متن ها. 2-متن هایی که باید مرتب شوند
formats روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
format روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
battery قرارداشتن یک مهره خودی بین مهره مهاجم خودی و شاه حریف
batteries قرارداشتن یک مهره خودی بین مهره مهاجم خودی و شاه حریف
bubble sort روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند
sicilian attack حمله سیسیلی شطرنج گشایش انگلیسی شطرنج
sorts روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sort روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sorted روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
exchanging روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
merge sorting algorithm الگوریتمی که در ان محتویات دو ارایه مرتب برای ایجادارایه مرتب سوم ترکیب می شوند
exchanges روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchange روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanged روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
to play marbles مهره بازی کردن
to play at chess شطرنج بازی کردن
sorted برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sorts برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sort برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
To checkmate . مات کردن ( د ربازی شطرنج )
baring the king تنها کردن شاه شطرنج
gather و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
justification مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
gathered و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
justifications مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
semi processed data داده خام که پردازش شده است مثل مرتب کردن , ضبط کردن , تشخیص خطا..
cleaned مرتب کردن
tidying مرتب کردن
graduates مرتب کردن
graduating مرتب کردن
regularizing مرتب کردن
regularizes مرتب کردن
regularized مرتب کردن
regularize مرتب کردن
tidy مرتب کردن
draw up مرتب کردن
marshal مرتب کردن
clear up مرتب کردن
cleans مرتب کردن
cleanest مرتب کردن
graduate مرتب کردن
marshaled مرتب کردن
order مرتب کردن
clean مرتب کردن
regularising مرتب کردن
regularises مرتب کردن
marshaling مرتب کردن
tidied مرتب کردن
collocated مرتب کردن
collocate مرتب کردن
marshals مرتب کردن
tidier مرتب کردن
marshalled مرتب کردن
collocates مرتب کردن
put straight مرتب کردن
concerts مرتب کردن
tidiest مرتب کردن
regularised مرتب کردن
concert مرتب کردن
collocating مرتب کردن
tidies مرتب کردن
collated مرتب کردن
arranges مرتب کردن
arrange مرتب کردن
collate مرتب کردن
lineup مرتب کردن
fix up مرتب کردن
to map out مرتب کردن
to put to rights مرتب کردن
arranged مرتب کردن
set in order مرتب کردن
collates مرتب کردن
straighten up <idiom> مرتب کردن
to cleanvp مرتب کردن
collating مرتب کردن
arranging مرتب کردن
serviced برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
service برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
internal sort مرتب کردن درونی
squaring مرتب کردن کلاه
squares مرتب کردن کلاه
data processing مرتب کردن داده ها
collating sort مرتب کردن داده
redd مرتب کردن رهاساختن
squared مرتب کردن کلاه
shipshape مرتب کردن منظم
insertion sorting algorithm الگوریتم مرتب کردن
bubble sort مرتب کردن حبابی
oscillating sort مرتب کردن نوسانی
distributive sort مرتب کردن توزیعی
square مرتب کردن کلاه
ripple sort مرتب کردن موجی
pick up <idiom> تمیز ،مرتب کردن
quicksort مرتب کردن سریع
selection sort مرتب کردن گزینشی
tree sort مرتب کردن درختی
reorder دوباره مرتب کردن
set نهادن مرتب کردن
block sort مرتب کردن بلاکی
sets نهادن مرتب کردن
setting up نهادن مرتب کردن
to fix up مرتب کردن جادادن
sorting network شبکه مرتب کردن داده ها
multipass sort مرتب کردن چند گذری
multifile sorting مرتب کردن چند فایلی
collection و مرتب کردن در پایگاه داده
exchange sorting algorithm مرتب کردن به روش حبابی
polyphase sort مرتب کردن چند فازی
collections و مرتب کردن در پایگاه داده
multireel sorting مرتب کردن چند حلقهای
clear the decks <idiom> همه جارا مرتب کردن
radix sorting algorithm الگوریتم مرتب کردن مبنایی
juxtaposition مرتب کردن موضوعات در کنار هم
sequence به ترتیب مرتب کردن دنباله
sequences به ترتیب مرتب کردن دنباله
To do up the room. اتاق را درست کردن ( مرتب کردن )
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
scheduling مرتب کردن ترتیب پردازش کارها
make room for someone or something <idiom> برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
selective مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
organize مرتب کردن ارایش دادن موضع
organizing مرتب کردن ارایش دادن موضع
organizes مرتب کردن ارایش دادن موضع
selectively مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
quicksort روش مرتب کردن سریع فایل
organising مرتب کردن ارایش دادن موضع
organises مرتب کردن ارایش دادن موضع
alphameric مرتب کردن حروف و اعدادبترتیب تقدم
drum sorting مرتب کردن با حافظه کمکی استوانهای مغناطیسی
filing system روش مرتب کردن متن ها برای مراجعه
alphasort مرتب کردن داده به ترتیب حروف الفبا
jobs مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
job مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
passed یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
digital sorting روش مرتب کردن شبیه ماشینهای جدول بندی
passes یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
pass یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
clock باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
formats تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل
permutations تعداد روشهای مختلف برای مرتب کردن چیزی
permutation تعداد روشهای مختلف برای مرتب کردن چیزی
organisations روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
chronologize بترتیب زمان قراردادن موافق تاریخ مرتب کردن
justify دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
format تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل
organizations روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
clocks باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
justifying دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
organization روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
justifies دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
straightens درست کردن مرتب کردن
straightening درست کردن مرتب کردن
straightened درست کردن مرتب کردن
straighten درست کردن مرتب کردن
serializing مرتب کردن سریال کردن
serialised مرتب کردن سریال کردن
serialize مرتب کردن سریال کردن
serialising مرتب کردن سریال کردن
serialises مرتب کردن سریال کردن
serializes مرتب کردن سریال کردن
dispose مرتب کردن مستعد کردن
serialized مرتب کردن سریال کردن
ranged مرتب کردن میزان کردن
ranges مرتب کردن میزان کردن
range مرتب کردن میزان کردن
sorted مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
internal sort مرتب کردن برنامه فقط با استفاده از حافظه اصلی سیستم
sorts مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
sort مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
mercury delay line روش مرتب کردن داده ها به صورت پاس ها در طول جیوه
utility برنامه مفید که همراه با توابعی از قبیل جستجوی فایل , کپی کردن , دایرکتوری فایل , مرتب کردن و رفع اشکال و توابع ریاضی مختلف میباشد
weighting مرتب کردن کاربران , برنامه ها یا تاریخ با توجه به اهمیت یا اولویت آنها
WAVE file روش استاندارد مرتب کردن سیگنال آنالوگ به صورت دیجیتال در O ویندوز ماکروسافت .
format مرتب کردن متن به طوری که به صورت چاپی روی کاغذ فاهر شود
indexed لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
WAV file روش استاندارد مرتب کردن سیگنال آنالوگ به صورت دیجیتال در O ویندوز ماکروسافت .
formats مرتب کردن متن به طوری که به صورت چاپی روی کاغذ فاهر شود
index لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
pair exchange sorting algorithm نوعی الگوریتم مرتب کردن مستلزم مقایسه دادههای زوج بندی شده
indexes لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com