English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
English Persian
vibrator مرتعش کننده لرزانگر
vibrators مرتعش کننده لرزانگر
Other Matches
trepid ترسان مرتعش کننده
induction vibrator لرزانگرالقائی مرتعش کننده القائی
thrillers هیجان انگیز مرتعش کننده
thriller هیجان انگیز مرتعش کننده
tremulous مرتعش
trepid مرتعش
wangler مرتعش
tremulant مرتعش
trembly مرتعش
shivery مرتعش
tottery مرتعش
vibrant مرتعش
Quaker مرتعش
shuddery مرتعش
shaky مرتعش
shakiest مرتعش
shakier مرتعش
Quakers مرتعش
strum مرتعش کردن
trembled مرتعش شدن
trembles مرتعش شدن
totty لزان مرتعش
strumming مرتعش کردن
strums مرتعش کردن
vibratile مرتعش مواج
Parkinson's disease فلج مرتعش
strummed مرتعش کردن
tremble مرتعش شدن
trembles مرتعش ساختن رعشه
tirl مرتعش کردن لرزش
jars مرتعش شدن خوردن
jarred مرتعش شدن خوردن
jar مرتعش شدن خوردن
tremble مرتعش ساختن رعشه
trembled مرتعش ساختن رعشه
dirl مرتعش کردن لرزیدن
quake بهیجان امدن مرتعش شدن
quaked بهیجان امدن مرتعش شدن
seismic وابسته به زمین لرزه مرتعش
quaking بهیجان امدن مرتعش شدن
quakes بهیجان امدن مرتعش شدن
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
quartz clock بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
prater پچ پچ کننده
prattfall پچ پچ کننده
solvent اب کننده
benders خم کننده
bidders کننده
trackers پی کننده
repudiationist رد کننده
abjurer or abjuror کننده
hoppers لی لی کننده
mauler له کننده
bidder کننده
tracker پی کننده
solver حل کننده
thinner کم کننده
rebutter رد کننده
skittish رم کننده
attacking تک کننده
noncommittal رد کننده
fizzy کف کننده
commulator یک سو کننده
refuser رد کننده
refutative رد کننده
puffer پف کننده
whisperer پچ پچ کننده
refutatory رد کننده
ear-splitting کر کننده
fluxing oil اب کننده
bender خم کننده
catterer پچ پچ کننده
jaberer پچ پچ کننده
renunciant رد کننده
attenuant اب کننده
swooner غش کننده
mitigatory کم کننده
squelcher له کننده
percutient دق کننده
fillet پر کننده
filleted پر کننده
filleting پر کننده
sensor حس کننده
squasher له کننده
fillers پر کننده
crepitant خش خش کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com