Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
thank you
مرحمت سرکار زیاد
Other Matches
thank you
لطف سرکار زیاد
adieu intery
بخدا سپردیم مرحمت شما زیاد
taskmaster
سرکار
overseer
سرکار
overseers
سرکار
taskmasters
سرکار
you and i
بنده و سرکار
aye aye
بله سرکار
lady ship
سرکار علیه
take off (time)
<idiom>
سرکار حاضر نشدن
gracing
مرحمت
graces
مرحمت
graced
مرحمت
grace
مرحمت
favored
توجه مرحمت
favoring
توجه مرحمت
favours
توجه مرحمت
favouring
توجه مرحمت
favor
توجه مرحمت
favour
توجه مرحمت
favors
توجه مرحمت
mercy
بخشش مرحمت
loving kindness
لطف وعنایت مرحمت
favored
طرفداری مرحمت کردن
kindly
لطفا از روی مرحمت
favor
طرفداری مرحمت کردن
favours
طرفداری مرحمت کردن
favouring
طرفداری مرحمت کردن
favour
طرفداری مرحمت کردن
favors
طرفداری مرحمت کردن
favoring
طرفداری مرحمت کردن
it is a thankless task
هیچکس نخواهدگفت مرحمت سرکارزیاد
i am quiet well thank you
به مرحمت شما حالم خیلی خوب است
load call
وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
compression ignition
احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
I didnt get much sleep.
زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
overbuild
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
to hold somebody in great respect
کسی را زیاد محترم داشتن
[احترام زیاد گذاشتن به کسی]
surcharge
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharges
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
high speed
با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
extortionate
زیاد
copious
زیاد
overmuch
زیاد
numerous
زیاد
not a lettle
زیاد
plethoric
زیاد
extortionary
زیاد
for all the world
بی کم و زیاد
ranksack
زیاد
heart break
غم زیاد
supererogatory
زیاد
great
زیاد
great-
زیاد
squeamishness
زیاد
squeamishly
زیاد
greatest
زیاد
excessive
زیاد
plaguily
زیاد
late
زیاد
highly
زیاد
many
زیاد
wider
زیاد
muckle
زیاد
mickle or muckle
زیاد
mickle
زیاد
outrageously
زیاد
in quantities
زیاد
very
زیاد
intense
زیاد
large adv
زیاد
superabundant
زیاد
too
زیاد
fulsome
زیاد
over and above
زیاد
widely
زیاد
rife
زیاد
egregiously
زیاد
vastly
زیاد
no end of
زیاد
immane
زیاد
in excess
زیاد
populous
زیاد
intensely
زیاد
profoundly
زیاد
glaring
زیاد
extensive
زیاد
too much
زیاد
heavily
زیاد
widest
زیاد
wide
زیاد
effusively
زیاد
highest
زیاد
quite a few
<idiom>
زیاد
highs
زیاد
greatly
زیاد
profusely
زیاد
swingeing
زیاد
high
زیاد
thick
زیاد
overly
زیاد
hugely
زیاد
mortally
زیاد
much
زیاد
to a large extent
زیاد
heartbreak
غم زیاد
intensively
زیاد
tremendously
زیاد
immoderate
زیاد
generous
زیاد
thicker
زیاد
thickest
زیاد
eyeful
مقدار زیاد
swarmed
دسته زیاد
swarms
دسته زیاد
quaff
زیاد نوشیدن
high precison
دقت زیاد
high pressure
فشار زیاد
exuberantly
بفراوانی زیاد
overload
زیاد پر کردن
exquisite taste
سلیقه زیاد
carnosity
گوشت زیاد
fervidity
گرمی زیاد
fervidness
گرمی زیاد
finicality
خودارایی زیاد
swarm
دسته زیاد
lots
خیلی زیاد
torrid
زیاد گرم
oodles
خیلی زیاد
overloaded
زیاد پر کردن
h.f.
بسامد زیاد
grnish
زیاد کردن
heavy poll
رایهای زیاد
furor
خشم زیاد
full tilt
باسرعت زیاد
frequent visiting
دیدنی زیاد
multiplied
زیاد شدن
floridly
با ارایش زیاد
multiplies
زیاد شدن
high altitude
از ارتفاع زیاد
multiply
زیاد شدن
multiplying
زیاد شدن
high altitude
ارتفاع زیاد
overloads
زیاد پر کردن
downpour
بارندگی زیاد
accretive
زیاد شونده
aggrandise
زیاد شدن
extravagantly
با افراط زیاد
agreat d. of trouble
دردسر زیاد
alto relievo
برجستگی زیاد
amplitude
فاصلهء زیاد
an abrupt place
با سراشیبی زیاد
an abundance of
مقدار زیاد
at a great penny worth
به بهای زیاد
far
زیاد خیلی
desperation
نومیدی زیاد
extreme
خیلی زیاد
diaphoresis
عرق زیاد
increase
زیاد کردن
increases
زیاد کردن
queasy
زیاد دقیق
booster
زیاد کننده
boosters
زیاد کننده
hell bent
زیاد خمیده
hell-bent
زیاد خمیده
terrors
ترس زیاد
increased
زیاد کردن
at a great rat
بسرعت زیاد
desudation
عرق زیاد
desudation
خوی زیاد
diuresis
ادرار زیاد
eclat
سروصدا زیاد
downpours
بارندگی زیاد
excessive eating
خوردن زیاد
quaffs
زیاد نوشیدن
quaffing
زیاد نوشیدن
excessive love
دوستی زیاد
superannuated
زیاد کهنه
deprecation
افهاربیمیلی زیاد
at long intervals
بفواصل زیاد
augmenter
زیاد کننده
terror
ترس زیاد
bad nip
تای زیاد
boisterously
باصدای زیاد
consumedly
بطور زیاد
d. haste
شتاب زیاد
manifold
بسیار زیاد
dense ignorance
نادانی زیاد
quaffed
زیاد نوشیدن
quick wit
هوش زیاد
superelevation
ارتفاع زیاد
superrabundant
زیاد فراوان
superrabundant
خیلی زیاد
swingeing damages
خسارات زیاد
tabes
لاغری زیاد
tabes
ضعف زیاد
to be left
زیاد امدن
to overleap oneself
زیاد دورافتادن
to run rup
زیاد کردن
to toll up
زیاد شدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com