Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
leave with pay
مرخصی با حقوق
Other Matches
furlough
مرخصی سرباز مرخصی دادن
common low
سیستم حقوقی انگلستان که ازحقوق مدنی و حقوق کلیسایی متمایز است زیرا این قسمت از حقوق انگلستان از پارلمان ناشی نشده عرف و عادت حقوق عرفی
public international law
حقوق بین الملل عمومی حقوق عام ملل
postliminum
قسمت پشت در قانون بازگشت حقوق یاقانون استعاده حقوق یا اعاده وضع حقوقی سابق
detention of pay
ممانعت ازپرداخت حقوق توقیف حقوق
protective duty
حقوق و عوارض حمایتی حقوق گمرکی حمایت کننده حقوقی که جهت حمایت ازکالاهای داخلی وضع میگردد
harbour dues
حقوق اسکله حقوق لنگراندازی
attainder
سلب و نفی کلیه حقوق مدنی شخص در موقعی که به علت ارتکاب خیانت یا جنایت به مرگ محکوم میشود محرومیت کامل از حقوق اجتماعی و مدنی
advalorem duty
حقوق گمرکی براساس ارزش کالا حقوق گمرکی از روی قیمت
allotment advice
پیشنهاد تخصیص حقوق یاپرسنل پیشنهاد سهمیه بندی حقوق یا پرسنل
dismission
مرخصی
vacation
مرخصی
furlough
مرخصی
vacations
مرخصی
dismissals
مرخصی
dismissal
مرخصی
leave
مرخصی
off time
مرخصی
permission
مرخصی
surlough
مرخصی
leaves of absence
مرخصی
leave of absence
مرخصی
leaving
مرخصی
furlough
حکم مرخصی
furlough
مرخصی سرباز
to be away on vacation
[American]
در مرخصی بودن
He has a day off.
او مرخصی دارد.
annual leave
مرخصی سالانه
vacations
مرخصی گرفتن
vacations
مرخصی مهلت
to take a vacation
مرخصی گرفتن
vacation
مرخصی گرفتن
to take leave
مرخصی گرفتن
to be away on vacation
[American]
داشتن مرخصی
be on leave
در مرخصی بودن
he is on leave
او در مرخصی است
emergency leave
مرخصی اضطراری
leave
اذن مرخصی
sick leave
مرخصی استعلاجی
compassionate leave
مرخصی ارفاقی
recess
مرخصی گرفتن
surlough
مرخصی دادن
liberty men
افراد مرخصی
recesses
مرخصی گرفتن
vacationer
مرخصی رونده
vacationist
مرخصی رونده
liberties
مرخصی 84 ساعته
liberty
مرخصی 84 ساعته
vacation
مرخصی مهلت
leaving
اذن مرخصی
ashore
رفتن به مرخصی دریایی
leave taking
کسب اجازه مرخصی
off duty
مرخصی راحتی نگهبانی
leave with pay
مرخصی با استفاده ازحقوق
sickleave
مرخصی بابت ناخوشی
to apply for leave
درخواست مرخصی کردن
d. certificate
گواهی نامه مرخصی
He is on leave of absence .
مرخصی رفته است
I want to take a couple of days off .
یک ردوروز مرخصی می خواهم
To take a night off .
یک شب از کار مرخصی گرفتن
to take ones farewell of
اجازه مرخصی گرفتن از
to get one's ricket
ورقه مرخصی گرفتن
sabbatic year
مرخصی هر هفت سال یکبار
sabbatical year
مرخصی هر هفت سال یکبار
release
برگ مرخصی ازاد کردن
He went home on leave .
مرخصی گرفت رفت منزل
sit back
<idiom>
راحتی داشتن ،مرخصی گرفتن
leaving
به ارث گذاشتن اجازه مرخصی
released
برگ مرخصی ازاد کردن
releases
برگ مرخصی ازاد کردن
leave
به ارث گذاشتن اجازه مرخصی
furlough
مرخصی دادن به مرخص کردن
relief
مرخصی تعویض نگهبانی عوارض زمین
authorized stoppage
برداشت قانونی از حقوق افرادکسورات قانونی از حقوق
shore leave
مرخصی ملوانان وافسران برای رفتن بخشکی
french leave
مرخصی بدون اطلاع قبلی جیم شدن
leave year
سال کار بدون محاسبه ایام مرخصی یا ترک خدمت
busman's holiday
تعطیلی و مرخصی که طی آن انسان همان کارهایی را میکند که در سر کار میکرده
leaving
اجازه مرخصی رها کردن ترک کردن
leave
اجازه مرخصی رها کردن ترک کردن
laws
حقوق
laws
حق حقوق
pay check
چک حقوق
law
حقوق
law
حق حقوق
salary
حقوق
duties
حقوق
civil
حقوق
rights
حقوق
stipends
حقوق
stipend
حقوق
salaries
حقوق
pay
حقوق
jurisprudence
حقوق
paying
حقوق
pays
حقوق
jus
حقوق
customs duties
حقوق گمرکی
law of obligations
حقوق تعهدات
criminal law
حقوق جزا
matrimonial rights
حقوق زناشویی
money income
مزد و حقوق
full pay
حقوق تمام
custom duties
حقوق گمرکی
harbour dues
حقوق بندر
criminal low
حقوق جزا
keelage
حقوق بندری
criminal low
حقوق جنایی
marital rights
حقوق شوهری
maritime law
حقوق دریایی
gentlemen of the robe
حقوق دانها
half pay
حقوق ناتمام
school of law
دانشکده حقوق
indisputable rights
حقوق ثابته
gentleman of the long robe
حقوق دان
droppage
کسر حقوق
detention of pay
ضبط حقوق
customs tariff
حقوق گمرکی
jus cipile
حقوق مدنی رم
islamic law
حقوق اسلامی
jurisconsult
حقوق دان
jus gentium
حقوق ملتها
jurisprudent
حقوق دان
common-law
حقوق عرفی
l.l.d
دکتر در حقوق
indefeasible rights
حقوق پا برجا
import duty
حقوق واردات
foreign law
حقوق خارجی
lawfaculty
دانشکده حقوق
law of treaties
حقوق معاهدات
law of the staple
حقوق تجارت
law merchant
حقوق تجارت
law faculty
دانشکده حقوق
customs dutios
حقوق گمرکی
family law
حقوق خانواده
faculty of law
دانشکده حقوق
labour law
حقوق کار
jus cipile
حقوق مدنی
money list
لیست حقوق
import tariff
حقوق واردات
import charge
حقوق واردات
customs duty
حقوق گمرکی
He was put on trial.
او محاکمه شد.
[حقوق]
in my presence
در حضور من
[حقوق]
export duty
حقوق صادرات
export tariff
حقوق صادرات
export charge
حقوق صادرات
quayage
حقوق بندری
public law
حقوق عمومی
property rights
حقوق مالکیت
private law
حقوق خصوصی
preventive justice
حقوق تامینی
political rights
حقوق سیاسی
theory of law
فلسفه حقوق
philosophy of law
فلسفه حقوق
personal right
حقوق شخصی
personal right
حقوق فردی
pay order
سندپرداخت حقوق
old age pension
حقوق بازنشستگی
natural law
حقوق طبیعی
municipal law
حقوق داخلی
regular salary
حقوق دائمی
regular salary
حقوق ثابت
retired pay
حقوق بازنشستگی
take-home pay
حقوق خالص
written laws
حقوق مدون
woman's rights
حقوق نسوان
wage earners
حقوق بگیران
wage bill
لیست حقوق
vindication of rights
استیفای حقوق
underpay
کم حقوق دادن
substantive law
حقوق ذاتی
sources law
منابع حقوق
salary increase
اضافه حقوق
salary increase
افزایش حقوق
rights of throne
حقوق سلطنت
retiring pension
حقوق بازنشستگی
pay roll
لیست حقوق
enfranchisement
اعطای حقوق
common law
حقوق غیرمدون
common law
حقوق عرفی
stipendiary
حقوق بگیر
stipendiaries
حقوق بگیر
human rights
حقوق بشر
administrative law
حقوق اداری
annuitant
حقوق بگیر
basic pay
اصل حقوق
basic pay
حقوق اصلی
breach right
تجاوز به حقوق
business law
حقوق تجارت
equity
تساوی حقوق
common-law
حقوق غیرمدون
bill of rights
اعلامیه حقوق
salaried
دارای حقوق
jurisprudence
حقوق الهی
jurisprudence
فلسفه حقوق
pension
حقوق بازشنستگی
penal code
حقوق جزا
laws
علم حقوق
laws
حقوق عدالت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com