English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 162 (8 milliseconds)
English Persian
vacationer مرخصی رونده
vacationist مرخصی رونده
Other Matches
furlough مرخصی سرباز مرخصی دادن
leaves of absence مرخصی
leave of absence مرخصی
surlough مرخصی
vacation مرخصی
leaving مرخصی
vacations مرخصی
permission مرخصی
dismissals مرخصی
off time مرخصی
dismissal مرخصی
dismission مرخصی
leave مرخصی
furlough مرخصی
emergency leave مرخصی اضطراری
furlough حکم مرخصی
recesses مرخصی گرفتن
liberties مرخصی 84 ساعته
recess مرخصی گرفتن
liberty مرخصی 84 ساعته
surlough مرخصی دادن
liberty men افراد مرخصی
annual leave مرخصی سالانه
compassionate leave مرخصی ارفاقی
he is on leave او در مرخصی است
furlough مرخصی سرباز
sick leave مرخصی استعلاجی
be on leave در مرخصی بودن
leave with pay مرخصی با حقوق
leaving اذن مرخصی
He has a day off. او مرخصی دارد.
to be away on vacation [American] در مرخصی بودن
to be away on vacation [American] داشتن مرخصی
leave اذن مرخصی
to take a vacation مرخصی گرفتن
to take leave مرخصی گرفتن
vacation مرخصی مهلت
vacation مرخصی گرفتن
vacations مرخصی گرفتن
vacations مرخصی مهلت
scroungers کش رونده
scrounger کش رونده
input در رونده
passengers رونده
goer رونده
abstracter کش رونده
agoing رونده
inputted در رونده
passenger رونده
d. certificate گواهی نامه مرخصی
To take a night off . یک شب از کار مرخصی گرفتن
I want to take a couple of days off . یک ردوروز مرخصی می خواهم
leave with pay مرخصی با استفاده ازحقوق
He is on leave of absence . مرخصی رفته است
leave taking کسب اجازه مرخصی
to get one's ricket ورقه مرخصی گرفتن
sickleave مرخصی بابت ناخوشی
to apply for leave درخواست مرخصی کردن
to take ones farewell of اجازه مرخصی گرفتن از
off duty مرخصی راحتی نگهبانی
ashore رفتن به مرخصی دریایی
habitue رونده همیشگی
moving staircase پله رونده
moving stairway پله رونده
go ahead پیش رونده
escalator پله رونده
gressorial راه رونده
live load بار رونده
upriser بالا رونده
scandent بالا رونده
running part قسمت رونده
retreating blade تیغه پس رونده
prevenient پیش رونده
passer رونده شطرنج
on the down grade پایین رونده
mountant بالا رونده
traveling wave موج رونده
escalator پله رونده
ascending بالا رونده
oncoming جلو رونده
wader راه رونده در اب
crossing رژه رونده
escalators پله رونده
conveyor belt بند رونده
conveyor belts بند رونده
slide پس وپیش رونده
slides پس وپیش رونده
progressive پیش رونده
inward داخل رونده
peripatetic راه رونده
galloping چهارنعل رونده
sleeper خواب رونده
sleepers خواب رونده
marcher رژه رونده
walking راه رونده
ascensive پیش رونده
ascensive بالا رونده
jerky نامنظم رونده
ascendent بالا رونده
outgoing بیرون رونده
leaving به ارث گذاشتن اجازه مرخصی
sit back <idiom> راحتی داشتن ،مرخصی گرفتن
release برگ مرخصی ازاد کردن
sabbatical year مرخصی هر هفت سال یکبار
sabbatic year مرخصی هر هفت سال یکبار
released برگ مرخصی ازاد کردن
He went home on leave . مرخصی گرفت رفت منزل
releases برگ مرخصی ازاد کردن
furlough مرخصی دادن به مرخص کردن
leave به ارث گذاشتن اجازه مرخصی
yo-yo بالا و پایین رونده
belt conveyor نوار یا بند رونده
excursionist گردش رونده سیاح
progressive تصاعدی جلو رونده
connected passes pawns پیادههای رونده متصل
yo-yos بالا و پایین رونده
encyclic بدست چندنفر رونده
headlong بی پروا شیرجه رونده
slouchy دولا دولاراه رونده
grovelling سینه مال رونده
escalators پله های رونده
reptiles سینه مال رونده
moving staircases پله های رونده
moving stairways پله های رونده
plantigrade راه رونده روی کف پا
gray روبه سفیدی رونده
mortal از بین رونده مردنی
mortals از بین رونده مردنی
moving stairs {pl} پله های رونده
saltigrade با جست راه رونده
groveling سینه مال رونده
reptile سینه مال رونده
relief مرخصی تعویض نگهبانی عوارض زمین
walk گردش کننده راه رونده
walks گردش کننده راه رونده
walked گردش کننده راه رونده
protected passed pawn پیاده رونده محافظت شده
retreating blade stall واماندگی تیغه پس رونده هلیکوپتر
gradual قدم بقدم پیش رونده
passed pawn پیاده رونده یا پاسه شطرنج
somnambulant خوابگرد در خواب راه رونده
somnambular خوابگرد در خواب راه رونده
naeryo jireugi ضربه دست پایین رونده
travelling crane جرثقیل رونده بارانگیز خودرو
united pressed pawns پیادههای رونده متصل شطرنج
digitigrade باپنجه راه رونده جانورپنجه رو
french leave مرخصی بدون اطلاع قبلی جیم شدن
shore leave مرخصی ملوانان وافسران برای رفتن بخشکی
orthograde راه رونده با بدنی راست وعمودی
intrusive بزور داخل شونده فرو رونده
land sick کند رونده بواسطه نزدیکی بخشکی
decoy پیاده رونده دور شطرنج مرغ دام
sarmentose دارای شاخههای نازک وخیمده بالا رونده
decoys پیاده رونده دور شطرنج مرغ دام
decoying پیاده رونده دور شطرنج مرغ دام
decoyed پیاده رونده دور شطرنج مرغ دام
leave year سال کار بدون محاسبه ایام مرخصی یا ترک خدمت
busman's holiday تعطیلی و مرخصی که طی آن انسان همان کارهایی را میکند که در سر کار میکرده
leaving اجازه مرخصی رها کردن ترک کردن
leave اجازه مرخصی رها کردن ترک کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com