Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English
Persian
dimissory
مرخص کننده
Other Matches
dismass
مرخص
May I take my leave ? May I be excused ?
مرخص می فرمایید ؟
send
مرخص کردن
dismissing
مرخص کردن
dismisses
مرخص کردن
discharge
مرخص کردن
dismiss
مرخص کردن
dismass
بدو مرخص
discharges
مرخص کردن
sending
مرخص کردن
sends
مرخص کردن
assoil
مرخص کردن
release
مرخص کردن
released
مرخص کردن
let go
مرخص کردن
releases
مرخص کردن
close station
خدمه بدو مرخص
relieving
مرخص کردن نگهبانها
relieves
مرخص کردن نگهبانها
relieve
مرخص کردن نگهبانها
dismissal of the armey
مرخص کردن از ارتش
discharge
مرخص کردن پس دادن
to dismiss
[American E]
مرخص کردن
[ارتش]
to fall out
مرخص کردن
[ارتش]
close station
افراد بدو مرخص
the boys were excused
شاگردان مرخص شدند
dismissive
وابسته به مرخص سازی
discharges
مرخص کردن پس دادن
dismiss
منفصل کردن یکان مرخص
dismissing
منفصل کردن یکان مرخص
licence
پروانه دادن مرخص کردن
license
پروانه دادن مرخص کردن
licences
پروانه دادن مرخص کردن
licenses
پروانه دادن مرخص کردن
furlough
مرخصی دادن به مرخص کردن
dismisses
منفصل کردن یکان مرخص
licensing
پروانه دادن مرخص کردن
lincense or cence
مرخص کردن اجازه استفاده از چیزی
let out
<idiom>
روانه کردن یا مرخص شدن (ازکلاس)
After his discharge from the army, he came to Tehran .
پس از اینکه از خدمت ارتش مرخص شد آمد تهران.
Consider yourself dismissed.
حساب کنید که شما مرخص شده اید.
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
discharge
مرخص کردن هیات منصفه از دادگاه نقض حکم یا دستور دادگاه
discharges
مرخص کردن هیات منصفه از دادگاه نقض حکم یا دستور دادگاه
to dismiss
[remove]
the board of managers
مرخص کردن
[معاف کردن]
هیئت مدیره
dismissing
مرخص کردن معاف کردن
dismiss
مرخص کردن معاف کردن
dismisses
مرخص کردن معاف کردن
unmew
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
letter of recall
نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
steam fitter
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
del credere
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
vasomotor
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
distractive
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
makgi boowi
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
prepossessing
مجذوب کننده جلب توجه کننده
sprining charge
خرج چال کننده یا گود کننده
claqueur
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
suppressive
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
expostulator
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
padding
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
trimmer
دستکاری کننده صاف کننده
homager
تجلیل کننده کرنش کننده
coordinator
هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
intermediaries
وساطت کننده مداخله کننده
toasters
سرخ کننده برشته کننده
suberter
سرنگون کننده تضعیف کننده
contractive
جمع کننده چوروک کننده
intermediary
وساطت کننده مداخله کننده
striking force
نیروی تک کننده یا کمین کننده
prosecutor
پیگرد کننده تعقیب کننده
supplicant
درخواست کننده تضرع کننده
supplicants
درخواست کننده تضرع کننده
favourer
یاری کننده مساعدت کننده
prosecutors
پیگرد کننده تعقیب کننده
gesticulant
اشاره کننده وحرکت کننده
corruptor
فاسد کننده منحرف کننده
corrupter
فاسد کننده منحرف کننده
presentor
ارائه کننده معرفی کننده
venerator
تکریم کننده ستایش کننده
insulator
جدا کننده عایق کننده
vibrator
ارتعاش کننده نوسان کننده
hanger
اویزان کننده معلق کننده
the producer and the consumer
تولید کننده و مصرف کننده
modifiers
اصلاح کننده تعدیل کننده
practicer
تمرین کننده مشق کننده
modifier
اصلاح کننده تعدیل کننده
thwarter
خنثی کننده مسدود کننده
cogitator
اندیشه کننده مطالعه کننده
provisioner
تدارک کننده تهیه کننده
whetstone
تیز کننده تند کننده
hangers
اویزان کننده معلق کننده
vibrators
ارتعاش کننده نوسان کننده
divider
جدا کننده تقسیم کننده
designative
اشاره کننده تعیین کننده
insulators
جدا کننده عایق کننده
preventive
حفافت کننده جلوگیری کننده
transmitters
منتقل کننده مخابره کننده
toaster
سرخ کننده برشته کننده
modulator demodulator
تلفیق کننده- تفکیک کننده
discriminant
تفکیک کننده جدا کننده
transmitter
منتقل کننده مخابره کننده
lifter
مرتفع کننده برطرف کننده
presenter
ارائه کننده معرفی کننده
accaimer
هلهله کننده تحسین کننده
thickeners
غلیظ کننده پرپشت کننده
desolator
ویران کننده متروک کننده
diverting
سرگرم کننده منحرف کننده
oppressive
خورد کننده ناراحت کننده
sniffy
افهار تنفر کننده فن فن کننده
desolater
ویران کننده متروک کننده
spell binder
مسحور کننده مجذوب کننده
presenters
ارائه کننده معرفی کننده
acknowledger
تصدیق کننده قبول کننده
thickener
غلیظ کننده پرپشت کننده
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer
ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
parity bit
عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication
معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer
تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
family
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper
کج کننده واژگون کننده
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
stabilisers
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilizer
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flares
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
supporting arms
نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
requistioner
قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
flare
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
negative true logic
سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker
وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant
مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
radar picket
ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumpers
شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper
شوت کننده با پرش پرش کننده
out side
دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
abjurer or abjuror
کننده
doer
کننده
noncommittal
رد کننده
prattfall
پچ پچ کننده
bidders
کننده
solver
حل کننده
commulator
یک سو کننده
mauler
له کننده
rebutter
رد کننده
doers
کننده
attacking
تک کننده
prater
پچ پچ کننده
filler
پر کننده
jaberer
پچ پچ کننده
solvents
اب کننده
solvent
اب کننده
catterer
پچ پچ کننده
refutatory
رد کننده
fluxing oil
اب کننده
refutative
رد کننده
ear-splitting
کر کننده
skittish
رم کننده
bender
خم کننده
benders
خم کننده
refuser
رد کننده
puffer
پف کننده
whisperer
پچ پچ کننده
hopper
لی لی کننده
bidder
کننده
hoppers
لی لی کننده
fizzy
کف کننده
thinner
کم کننده
renunciant
رد کننده
swooner
غش کننده
squelcher
له کننده
filleted
پر کننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com