English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 13 (2 milliseconds)
English Persian
humane <adj.> مردمی
humanitarian <adj.> مردمی
Other Matches
humanities مردمی مروت
humanity مردمی مروت
democratic leadership رهبری مردمی
humanization مردمی سازی
turanian مردمی از نژاد التایی اورال
the outer world مردمی که بیرون از محیط شخص هستند
out relief دستگیری مردمی که در بنگاه اعانه بودباش ندارند
pentarch یکی از پنج تن مردمی که در جایی حکومت کنند
ultramontane وابسته به کشورها و مردمی که درانطرف کوه ها وارتفاعات هستند
unprofitable servants مردمی که خرسندند باینکه تنهاانچه وفیفه ایشان است بکنند
rhythm-and-blues نام نوعی موسیقی مردمی امریکایی که ریتم تند دارد و از آن مشتق شده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com