English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
english speaking people مردم یا ملل انگلیسی زبان
Other Matches
anglicism اصطلاح زبان انگلیسی انگلیسی مابی
English مربوط به مردم وزبان انگلیسی
British زبان انگلیسی
english speaking انگلیسی زبان
The English - speaking world. دنیای انگلیسی زبان
old english زبان انگلیسی قدیم
The English speaking-countries. کشورهای انگلیسی زبان
scottish gaelic زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
English is not a hard language . انگلیسی زبان سختی نیست
british english زبان انگلیسی رایج درانگلستان
p شانزدهمین حرف الفبای زبان انگلیسی
american english زبان انگلیسی که در امریکابان تکملم میشود
how can I learn English چگونه می توانم یادگیری زبان انگلیسی
on the tongues of men سر زبان مردم
to tutor somebody in English به کسی درس خصوصی در زبان انگلیسی دادن
finnish زبان مردم فنلاند
korean زبان مردم کره
albanian زبان یا مردم البانی
Pidgin English <idiom> انگلیسی برای ارتباط بازرگانان با زبان های متفاوت شامل گرامر ساده و لغات کم.
qwerty صفحه کلید زبان انگلیسی برای ماشین تایپ کامپیوتر که خط اول حروف شامل QWGRTY است
pekingeses زبان ولهجه مردم پکن سگ کوچک ودست اموز چینی پکنی
pekineses زبان ولهجه مردم پکن سگ کوچک ودست اموز چینی پکنی
pekinese زبان ولهجه مردم پکن سگ کوچک ودست اموز چینی پکنی
pekingese ساکن شهر پکن زبان ولهجه مردم پکن
anglicization انگلیسی منشی اتصاف بصفات و خصوصیات انگلیسی
ionic وابسته به یون الکتریکی یکنوع حروف سیاه چاپخانه زبان قدیمی مردم ایونی یونان سرستون ساخته شده بسبک ایونی یونان
democracies مردم سالاری دمکراسی حکومت مردم برمردم
democracy مردم سالاری دمکراسی حکومت مردم برمردم
plebiscite مردم خواست رای قاطبه مردم
plebiscites مردم خواست رای قاطبه مردم
popular مردم پسند و مناسب حال مردم
disassembler برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
to never let yourself get to thinking like them <idiom> نگذارند که نفوذ بقیه مردم مجبورشان بکند طرز فکر مانند بقیه مردم داشته باشند [اصطلاح روزمره]
lime juicer ملوان انگلیسی انگلیسی
anglicising انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicize انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicises انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicized انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicizes انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicised انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicizing انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
home rule حکومت به دست خود اهالی حکومت مردم بر مردم
population تعداد مردم مردم
populations تعداد مردم مردم
translator برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translators برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
language استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
languages برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
assembly زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
languages استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
language برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
host language زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
compiler که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
snobol Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
targets زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
target زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
linguo dental زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
targetting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
modula یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
author language زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
mealymouthed ادم چرب زبان شیرین زبان
professional slang زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
He is speechless (inarticulate). سرو زبان ندارد ( بی زبان است)
bal زبان ساده شده زبان اسمبلی
interpreting ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpret ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
glib چرب زبان زبان دار
interprets ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
Arabic زبان تازی زبان عربی
interpreted ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
languages مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
language مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
assembler یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
johnny انگلیسی
Britons انگلیسی
limeys انگلیسی
limey انگلیسی
Britisher انگلیسی
Englishman انگلیسی
knuckle bow انگلیسی
British انگلیسی
Englishwoman انگلیسی
English انگلیسی
Englishwomen انگلیسی
Briton انگلیسی
english woman زن انگلیسی
Englishmen انگلیسی
knuckle guard انگلیسی
Britishers انگلیسی
ale ابجو انگلیسی
cleat عایق انگلیسی
HMS کشتی انگلیسی
arabic numeral اعداد انگلیسی
lime juicer کشتی انگلیسی
association croquet کروکه انگلیسی
king's english انگلیسی اصیل
cleat knob دگمه انگلیسی
redcoat سرباز انگلیسی
English altar محراب انگلیسی
jardin anglais باغ انگلیسی
is a monetary sign انگلیسی است
in plain english به انگلیسی ساده
after the english f. به سبک انگلیسی ها
middle english انگلیسی تا 0051میلادی
english system سیستم انگلیسی
english self taught خوداموز انگلیسی
english opening گشایش انگلیسی
english billiards بیلیارد انگلیسی
anglicization انگلیسی مابی
tommy atkins سرباز انگلیسی
johnny مرد انگلیسی
In simple (plain) English. به انگلیسی ساده
anglophile انگلیسی دوست
anglicise انگلیسی ماب شدن
limeys سرباز یا ملوان انگلیسی
English bond آجر چینی انگلیسی
broken english انگلیسی دست و پا شکسته
limey سرباز یا ملوان انگلیسی
unite سکه قدیم انگلیسی
unites سکه قدیم انگلیسی
uniting سکه قدیم انگلیسی
eeglish persian dictionary فرهنگ انگلیسی به فارسی
He is good at English. انگلیسی اش خوب است
english thread پیچ و مهره انگلیسی
large white خوک سفید انگلیسی
anglicise انگلیسی ماب کردن
anglo saxon نژاد انگلیسی وساکنسونی
structured english انگلیسی ساخت یافته
half and half نوعی ابجو انگلیسی
zed تلفظ انگلیسی حرف Z
english words واژه ها یا لغات انگلیسی
anglicised باداب و رسوم انگلیسی درامدن
N, n (N's, n's) حرف چهاردهم الفبای انگلیسی
In my broken English . با انگلیسی دست وپا شکسته ام
breman system سیستم برمن در گشایش انگلیسی
M, m (M's, m's) حرف سیزدهم الفبای انگلیسی
o پانزدهمین حرف الفبای انگلیسی
sten مسلسل سبک 9 میلمتری انگلیسی
shropshire نژادی از گوسفند بی شاخ انگلیسی
english garden پارک انگلیسی [قرن هجدهم]
gringos بیگانه خصوصا انگلیسی یا امریکایی
pound واحد مسکوک طلای انگلیسی
pounded واحد مسکوک طلای انگلیسی
pounding واحد مسکوک طلای انگلیسی
pounds واحد مسکوک طلای انگلیسی
anglicizing باداب و رسوم انگلیسی درامدن
anglicizes باداب و رسوم انگلیسی درامدن
anglicized باداب و رسوم انگلیسی درامدن
anglicize باداب و رسوم انگلیسی درامدن
q هفدهمین حرف الفبای انگلیسی
I نهمین حرف الفبای انگلیسی
anglicising باداب و رسوم انگلیسی درامدن
K, k (K's, k's) حرف یازدهم الفبای انگلیسی
thoroughbred هر نوع اسب انگلیسی اصیل
anglicist متخصص اصطلاحات و قواعدزبان انگلیسی
O, o (O's, o's) حرف پانردهم الفبای انگلیسی
P, p (P's, p's) حرف شانزدهم الفبای انگلیسی
Q, q (Q's, q's) حرف هفدهم الفبای انگلیسی
m سیزدهمین حرف الفبای انگلیسی
He speaks English fluently. انگلیسی راروان صحبت می کند
R, r (R's, r's) حرف هجدهم الفبای انگلیسی
S, s (S's, s's) حرف نوزدهم الفبای انگلیسی
n چهاردهمین حرف الفبای انگلیسی
T, t (T's, t's) حرف بیستم الفبای انگلیسی
s نوزدهمین حرف الفبای انگلیسی
thoroughbreds هر نوع اسب انگلیسی اصیل
anglomania شیفتگی برای اداب انگلیسی ها
gringo بیگانه خصوصا انگلیسی یا امریکایی
anglicises باداب و رسوم انگلیسی درامدن
I, i (I's, i's) حرف نهم الفبای انگلیسی
f ششمین حرف الفبای انگلیسی
H, h (H's, h's) حرف هشتم الفبای انگلیسی
k یازدهمین حرف الفبای انگلیسی
C, c (C's, c's) حرف سوم الفبای انگلیسی
B, b (B's, b's) حرف دوم الفبای انگلیسی
A, a (A's, a's) حرف اول الفبای انگلیسی
d حرف چهارم الفبای انگلیسی
draughtier املای انگلیسی واژهی drafty
F, f (F's, f's) حرف ششم الفبای انگلیسی
draftiest املای انگلیسی واژهی drafty
draftier املای انگلیسی واژهی drafty
D, d (D's, d's) حرف چهارم الفبای انگلیسی
wiltshire نژاد گوسفند سفیدرنگ انگلیسی
l دوازدهمین حرف الفبای انگلیسی
h هشتمین حرف الفبای انگلیسی
draughtiest املای انگلیسی واژهی drafty
his english is weak مایه انگلیسی اوکم است
L, l (L's, l's) حرف دوازدهم الفبای انگلیسی
G, g (G's, g's) حرف هفتم الفبای انگلیسی
e پنجمین حرف الفبای انگلیسی
cee نام سومین حرف انگلیسی
J, j (J's, j's) حرف دهم الفبای انگلیسی
E, e (E's, e's) حرف پنجم الفبای انگلیسی
center spot نقطه مرکزی بیلیارد انگلیسی
g حرف هفتم الفبای انگلیسی
em نام حرف m یامیم انگلیسی
draughty املای انگلیسی واژهی drafty
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com