Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 78 (5 milliseconds)
English
Persian
mew
مرغ نوروزی اروپایی
mewed
مرغ نوروزی اروپایی
mewing
مرغ نوروزی اروپایی
Other Matches
kittiwake
یکجورمرغ نوروزی
egg bird
مرغ نوروزی
gull
مرغ نوروزی نوعی رنگ خاکستری کمرنگ
gulls
مرغ نوروزی نوعی رنگ خاکستری کمرنگ
Europeans
اروپایی
European
اروپایی
cushat
طوقی اروپایی
sweetbrier
گل سرخ اروپایی
continental code
مورس اروپایی
saker
شاهین اروپایی
greenfinch
سهره اروپایی
nightjar
بوف اروپایی
redwing
باسترک اروپایی
eruropean community
جامعه اروپایی
fieldfare
باسترک اروپایی
eurodollars
دلار اروپایی
yellowhammer
سهره اروپایی
aberdevine
سهره اروپایی
larches
کاج اروپایی
indo uropean
هند و اروپایی
larch
کاج اروپایی
international morse code
مورس اروپایی
indo germanic
هند و اروپایی
indo european
هند و اروپایی
Eurasian
اروپایی و اسیایی
Indo-
هند و اروپایی
Eurasians
اروپایی و اسیایی
it had a europeanlook
اروپایی می نمود
merlin
قوش کوچک اروپایی
martlet
پرستوی معمولی اروپایی
marron
شاه بلوط اروپایی
moly
سیر زرد اروپایی
mulatto
زاده اروپایی وزنگی
redstart
بلبل دم قرمز اروپایی
toper
کوسه ماهی اروپایی
copper beech
[Fagus sylvatica]
درخت راش اروپایی
it had a europeanlook
نمود اروپایی داشت
European Currency Unit
واحد پول اروپایی
brock
گورکن اروپایی شغاره
greylag
غاز وحشی اروپایی
european monetary system
سیستم پولی اروپایی
european committee for standardization
کمیته اروپایی استاندار
woodcock
خروس جنگلی اسیایی و اروپایی
woodwaxen
طاوسی پا کوتاه اسیایی و اروپایی
Eurasians
از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
Eurasian
از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
polecats
موش خرمای وحشی اروپایی
ruddock
مرغ سینه سرخ اروپایی
ring snake
مار حلقه دار اروپایی
polecat
موش خرمای وحشی اروپایی
larch
درخت صنوبرآراسته
[کاج اروپایی]
a comparison between European and Japanese schools
مقایسه ای بین مدارس اروپایی و ژاپنی
whiting
ماهی نرم باله خوراکی اروپایی
The town has a European look.
این شهر قیافه اروپایی دارد
half caste
دارای پدر اروپایی ومادر هندوستانی
africander
اروپایی نژادی که درافریقای جنوبی زاده شد
old master
هر یک از نقاشان بزرگ اروپایی قبل از قرن هیجده
old masters
هر یک از نقاشان بزرگ اروپایی قبل از قرن هیجده
dun bird
یکجوراردک اروپایی که سروگردنش حنایی رنگ است)
serin
سهره کوچک اروپایی شبیه بلبل زرد
nut cracker
یکجور پرنده اروپایی که مانند کلاغ است
European rose
طرح گل رز اروپایی
[که نام دیگر آن همان گل فرنگ است.]
pochard
یکجور اردک اروپایی که سروگردنش حنایی رنگ اشت
eurocheque
چک انگلیسی که قابل نقد کردن در بانکهای اروپایی میباشد
e r p
برنامهای که امریکا از سال 7491تا 1591 بر مبنای پیشنهادشانزده کشور اروپایی
balto slavic
شاخهء زبان هند و اروپایی رایج در سواحل بالتیک و بین اقوام اسلاو
Cinoiserie
[سبک معماری اروپایی از هنر سازه های چینی که اولین بار در قرن هفدهم میلادی استفاده شد.]
maroon
شاه بلوط اروپایی رنگ خرمایی مایل بقرمز درجزیره دورافتاده یاجاهای مشابهی رها شدن یا گیر افتادن
mag
کلاغ جاره اروپایی کلاغ زنگی
mags
کلاغ جاره اروپایی کلاغ زنگی
cabbage rose
طرح گل رز کلمی که بیشتر بصورت گل های توپر و در نقشه های اروپایی و طرح گل فرنگ دیده می شود
dangerous goods by road agreement
موافقتنامه بین کشورهای اروپایی که در ان درخصوص وسیله حمل نحوه بسته بندی و مشخصات وسیله حمل ونقل توضیح لازم داده شده است
gold washing
شستن طلائی
[نوعی سفیدگری مرسوم در افغانستان که با رنگزدائی فرش های قرمز، آنرا بصورت ترکیبی اتفاقی از رنگ های زرد و نارنجی در می آورد. این نوع زمینه رنگی، مورد علاقه بعضی از خریداران اروپایی می باشد.]
e c e
کمیسیون اقتصادی اروپا کمیسیونی که در بطن شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برای هماهنگ کردن روشهای اقتصادی دولتها درجهت افزایش فعالیتهای اقتصادی اروپا و نیز بسط وگسترش روابط اقتصادی کشورهای اروپایی با یکدیگرتشکیل شده است
room-sized rug
فرش های ایرانی
[فرش های درباری]
[بافت این فرش ها که برای مفروش کردن تالارها و سالن های بزرگ استفاده می شود در ایران در اواخر قرن دوازدهم رواج یافت. بیشتر مشتریان کشورهای حوزه خلیج فارس و اروپایی اند.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com