Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English
Persian
lobate
مرکب از چند قطعه دارای اویختگی
lobated
مرکب از چند قطعه دارای اویختگی
Other Matches
variety
نمایشی که مرکب از چند قطعه متنوع باشد
varieties
نمایشی که مرکب از چند قطعه متنوع باشد
montage
قطعه ادبی یا موسیقی مرکب از قسمتهای گوناگون تهیه عکسهای بهم پیوسته
montages
قطعه ادبی یا موسیقی مرکب از قسمتهای گوناگون تهیه عکسهای بهم پیوسته
zoisite
دارای بلورهای هرمی شکل مرکب از سلیکات قلیایی وا لومینیومی
ballade
قطعه منظومی مرکب از سه مصرع مساوی و متشابه ویک مصرع کوتاه تر که هریک از این چهار قسمت یک بیت ترجیع بند دارد
flaccidity
اویختگی
lobation
اویختگی
pendency
اویختگی
flagginess
ول شدگی اویختگی
segmentation
تقسیم بچند قسمت یا قطعه قطعه قطعه سازی
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
combined influence mine
مین با مکانیسم عامل مرکب مین مجهز به مدار باحساسیت مرکب
lobation
قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
companion part
لنگه قطعه متقابل قطعه راهنما
planar
روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
fastest
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fasts
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fasted
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fast
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
segment
قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
segments
قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
segments
قطعه قطعه کردن
fragmenting
قطعه قطعه کردن
fragments
قطعه قطعه کردن
fragment
قطعه قطعه کردن
sectional
قطعه قطعه بخشی
segment
قطعه قطعه کردن
mainland
قطعه اصلی قطعه
fritter
قطعه قطعه کردن
fragmentation
قطعه قطعه شدن
fritters
قطعه قطعه کردن
alpha pegasi
مرکب الفرس متن الفرس مرکب
combined operations
عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
anatomize
قطعه قطعه کردن تجزیه کردن
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
compounds
مرکب
complexities
مرکب
compound
مرکب
parasyntetic
مرکب
combined arms
مرکب
hybrid
مرکب
complexity
مرکب
conposite
مرکب
compounded
مرکب
inks
مرکب
complex
مرکب
composite
مرکب
ink
مرکب
formant
مرکب
combined
مرکب
tracing ink
مرکب
mixed
مرکب
complexes
مرکب
roadsters
مرکب
composed
مرکب
roadster
مرکب
multiplex
مرکب
ink pad
مرکب زن
consist
مرکب بودن از
combined circuit
مدار مرکب
combined footing
شالوده مرکب
consists
مرکب بودن از
consisting
مرکب بودن از
multiple unit valve
لامپ مرکب
multiple offence
حمله مرکب
consisted
مرکب بودن از
combined command
یکان مرکب
combined command
فرماندهی مرکب
girders
تیر مرکب
combined forces
نیروهای مرکب
multimodal transport
حمل مرکب
complex number
عدد مرکب
composite material
مواد مرکب
composite demand
تقاضای مرکب
composite defense
دفاع مرکب
composite column
ستون مرکب
composite armor
زره مرکب
composite area
سطوح مرکب
company team
تیم مرکب
combined stresses
تنشهای مرکب
combined stresses
تنش مرکب
mixed number
عدد مرکب
combined staff
ستاد مرکب
mixed flow
جریان مرکب
composite metal
فلز مرکب
combination current
جریان مرکب
diphthong
مصوت مرکب
built up section
مقاطع مرکب
diphthongs
مصوت مرکب
build up lining
پوشش مرکب
synthetic
مرکب از موادمصنوعی
magnetic ink
مرکب مغناطیسی
pad
مرکب خشک کن
pads
مرکب خشک کن
lenticular
مرکب از عدسی
onomastic
مرکب از اسم
chinese ink
مرکب چین
parasyntetic
مشتق و مرکب
built up lining
پوشش مرکب
build up section
مقاطع مرکب
combination fixture
اویز مرکب
wound pole
قطب مرکب
combined bill of laning
بارنامه مرکب
combined arms team
تیم مرکب
combined arms army
ارتش مرکب
combined arms
یکان مرکب
multivibrator
لرزه گر مرکب
oaten
مرکب از دانههای جو
combined arms
رستههای مرکب
combination vehicle
خودروهای مرکب
markab
مرکب الفرس
printing ink
مرکب چاپ
printer's ink
مرکب چاپ
combination lantern
فانوس مرکب
binary explosive
سوختارشدید مرکب
composite score
نمره مرکب
ink bag
کیسه مرکب
inks
مرکب زدن
ink
مرکب زدن
compounded
اتصال مرکب
double ignorance
جهل مرکب
compounded
ماده مرکب
compounds
لفظ مرکب
drawing ink
مرکب رسم
compounds
جسم مرکب
harmonic motion
الحان مرکب
compounds
اتصال مرکب
compounds
ماده مرکب
inker
مرکب نویس
inkiness
سیاهی مرکب
saccharic
مرکب ازساخارین
compounded
جسم مرکب
compounded
لفظ مرکب
cuttle
ماهی مرکب
cuttle fish
ماهی مرکب
decomposite
مرکب درمرکب
ink bottle
مرکب دان
ink eraser
مرکب پاک کن
decompound
مرکب درمرکب
ink pot
مرکب دان
hybrid wave
موج مرکب
summation tone
صوت مرکب
compound
لفظ مرکب
compound
جسم مرکب
syncarp
میوه مرکب
dense ignorance
جهل مرکب
compound
اتصال مرکب
compound
ماده مرکب
composite
یکان مرکب
composite steel
فولاد مرکب
compound interest
بهره مرکب
pully block
قرقره مرکب
compound eye
چشم مرکب
compound curve
انحناء مرکب
compound converter
تبدیل گر مرکب
compound interest
ربح مرکب
compound circuit
مدار مرکب
compound catenary
اویزانداری مرکب
girder
تیر مرکب
compositeness
مرکب بودن
flitched beam
تیر مرکب
compound bending
خمش مرکب
compositive cideo
ویدئوی مرکب
compositely
بطور مرکب
compound lens
عدسی مرکب
interest on interest
ربح مرکب
converter valve
لامپ مرکب
india ink
مرکب چین
Indian ink
مرکب چین
compound wound motor
موتور مرکب
compound wound generator
مولد مرکب
compound statement
جمله مرکب
compound probability
احتمال مرکب
compound motion
حرکت مرکب
composite
چیز مرکب
magnetic battery
مغناطیس مرکب
compound magnet
مغناطیس مرکب
copying ink
مرکب کپیه
diode characteristic
مشخصه الکترد مرکب
dataplex
سیگنالهای داده مرکب
compasition gear
چرخ دنده مرکب
disposition
صورت بندی مرکب
atramentous
سیاه چون مرکب
flat compound generator
مولد مرکب تخت
floscular
مرکب از چندین گلچه
bibary compound
جسم مرکب دوعنصره
differential compound winding
سیمپیچ مرکب تفاضلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com