English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
troop information مرکزاطلاعات پادگان پست اطلاعات پادگان
Other Matches
compound انبار موقت پادگان محوطه پادگان مخلوط
compounds انبار موقت پادگان محوطه پادگان مخلوط
compounded انبار موقت پادگان محوطه پادگان مخلوط
sited پادگان
site پادگان
sites پادگان
garrison house پادگان
caserne پادگان
presidio پادگان
casern پادگان
campound پادگان
soldiers' home پادگان
garrison پادگان
garrisons پادگان
garrison house پادگان مجزا
post property اموال پادگان
presidial پادگان شهر
provost marshal دژبان پادگان
permanent duty station پادگان دایمی
post پادگان قرارگاه
post- پادگان قرارگاه
posted پادگان قرارگاه
posts پادگان قرارگاه
pantry بوفه ناو یا پادگان
army base پادگان نیروی زمینی
pantries بوفه ناو یا پادگان
post exchange فروشگاه اختصاصی پادگان ارتش
exchanges تبدیل ارز فروشگاه پادگان
exchange تبدیل ارز فروشگاه پادگان
exchanged تبدیل ارز فروشگاه پادگان
exchanging تبدیل ارز فروشگاه پادگان
out leased انبارهای کرایه شده از خارج از پادگان
commissary store annex شعبه فروشگاه مواد غذایی پادگان
sortie حمله پادگان محاصره شده بمحاصره کنندگان
sorties حمله پادگان محاصره شده بمحاصره کنندگان
commissaries فروشگاه مواد غذایی پادگان مامور خوار بار و کارپردازارتش
commissary فروشگاه مواد غذایی پادگان مامور خوار بار و کارپردازارتش
holdees پرسنل یا خودروها یا هواپیمایا کشتی که به طور موقت دریک پادگان توقف کرده ومنتظر دستور یا وسایل حرکت به سمت محل ماموریت باشد
camp پادگان اردو زدن چادر زدن
camps پادگان اردو زدن چادر زدن
camped پادگان اردو زدن چادر زدن
winter quarters پادگان زمستانی اقامتگاه زمستانی
action information center مرکزاطلاعات تاکتیکی
raid clerk نگهبان یا متصدی مرکزاطلاعات سیستم اعلام خطرهوایی
window تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
associative storage یک وسیله مخصوص ذخیره اطلاعات که در ان ادرس محل ذخیره اطلاعات از طریق محتوی اطلاعات ذخیره شده در ان محل مشخص میشود
echo check بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
dow jones information service سرویس اطلاعات که شامل اطلاعات جاری قیمت انبار وسایر خبرهای مالی است
attribute 1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
derived information اطلاعات استنباط شده اطلاعات به دست امده ازرادار
attributing 1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
attributes 1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
aperture card روش ذخیره سازی اطلاعات میکروفیلم در یک کارت که میتواند شامل اطلاعات پانچ شده باشد
radar correlation درک وابستگی اطلاعات یاهدفهای موجود درروی صفحه رادار با اطلاعات وهدفهای مورد نظر
trapdoor فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoors فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
automatic data processing پرورش اطلاعات خودکارسیستم اطلاعات کامپیوتری
distance vector protocols اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود
read time زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
connection پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
connexions پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
civilian internee information bureau دفتر اطلاعات غیرنظامیان واردشده به کشور دفتر اطلاعات پناهندگان
data transceiver دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
defense system aquisition سیستم کسب اطلاعات پدافندی کسب اطلاعات برای دفاع
helps پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
help پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helped پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
negative acknowledgement کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
windowing 1-عمل تنظیم یک پنجره برای نمایش اطلاعات درصفحه . 2-نمایش یا دستیابی به اطلاعات از طریق پنجره
bandwidth در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
infra red link روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
IrDA روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
intelligence process جریان پرورش اطلاعات پرورش اطلاعات
information اطلاعات
intelligence اطلاعات
counterintelligence ضد اطلاعات
[pieces of] information اطلاعات
data اطلاعات
witting اطلاعات
defense information اطلاعات دفاعی
departmental intelligence اطلاعات اداری
pemmican اطلاعات خلاصه
ir بازیابی اطلاعات
intelligence service اداره اطلاعات
intelligence service قسمت اطلاعات
intelligence office دفتر اطلاعات
intelligence journal دفتریادداشت اطلاعات
defense information اطلاعات نظامی
marketing intelligence اطلاعات بازاریابی
communication عبور اطلاعات
pemican اطلاعات خلاصه
data communication انتقال اطلاعات
data element عناصر اطلاعات
data element جزئیات اطلاعات
data input اطلاعات ورودی
secrets اطلاعات سری
secret اطلاعات سری
data item جزئیات اطلاعات
ministry of information وزارت اطلاعات
military intelligence اطلاعات نظامی
meteorological data اطلاعات هواسنجی
intelligence estimate براورد اطلاعات
filter center مرکزتوزیع اطلاعات
financial data اطلاعات مالی
information processing پردازش اطلاعات
flow of information گردش اطلاعات
genetic information اطلاعات وراثتی
information explosion انفجار اطلاعات
leakage of information نشت اطلاعات
information center مرکز اطلاعات
information مفروضات اطلاعات
information bureau دفتر اطلاعات
information retrieval بازیابی اطلاعات
information revolution تحول اطلاعات
information science علم اطلاعات
intelligence department اداره اطلاعات
intelligence annex پیوست اطلاعات
instruction pipeline کانال اطلاعات
inquiry office دفتر اطلاعات
input information اطلاعات ورودی
input information اطلاعات اولیه
information unit واحد اطلاعات
information transmission انتقال اطلاعات
information theory نظریه اطلاعات
information system سیستم اطلاعات
essential elements of information عناصراصلی اطلاعات
information source منبع اطلاعات
information service خدمات اطلاعات
logistical data اطلاعات لجستیکی
Ministry of Information . وزارت اطلاعات
stationary information اطلاعات لایتغیر
spial officer افسرتجسس و اطلاعات
info مخفف اطلاعات
spial کسب اطلاعات
dissemination پخش اطلاعات
combat intelligence اطلاعات رزمی
combatintelligence اطلاعات رزمی
handout برگه اطلاعات
information sheet برگه اطلاعات
tactical intelligence اطلاعات تاکتیکی
tactical intelligence اطلاعات جنگی
assistant chief of staff,g (intelligenc معاونت اطلاعات
information desk میز اطلاعات
information office دفتر اطلاعات
basic data اطلاعات اولیه
budget data اطلاعات بودجه
disinformation اطلاعات دورغ
wrong information اطلاعات نادرست
weather intelligence اطلاعات هواشناسی
keep up with the news <idiom> حفظ اطلاعات
technical data اطلاعات فنی
information technology تکنولوژی اطلاعات
false information اطلاعات نادرست
data processing امایش اطلاعات
data processing تهیه اطلاعات
public information اطلاعات عمومی
intelligence data عناصر اطلاعات
data base مبنای اطلاعات
data banks بانک اطلاعات
critical intelligence اطلاعات حیاتی
perfect information اطلاعات کامل
information on demand اطلاعات با تقاضا
records available اطلاعات موجود
critical intelligence اطلاعات مهم
data processing پرورش اطلاعات
data bank بانک اطلاعات
intelligence اطلاعات نظامی
touted فروشنده اطلاعات شرطبندی
touting فروشنده اطلاعات شرطبندی
inputted داده ها اطلاعات ورودی
ana منتخبات اطلاعات سودمند
input داده ها اطلاعات ورودی
display نشان دادن اطلاعات
tout فروشنده اطلاعات شرطبندی
information and storage and retrieval ذخیره و بازیابی اطلاعات
feed back بکارگیری اطلاعات حاصله
up-to-date حاوی اخرین اطلاعات
computer information system سیستم اطلاعات کامپیوتری
up to date حاوی اخرین اطلاعات
almanac نشریهء اطلاعات عمومی
data card کارت ثبت اطلاعات
information approach روش کسب اطلاعات
data card کارت اطلاعات کامپیوتری
almanacks نشریهء اطلاعات عمومی
electronic transfer of data انتقال الکترونیکی اطلاعات
batch مین اطلاعات سفید
batches مین اطلاعات سفید
advisory area منطقه زیرپوشش اطلاعات
communicate انتقال اطلاعات به کسی
electronic modulation مدولاسیون اطلاعات الکترونیکی
touts فروشنده اطلاعات شرطبندی
communicated انتقال اطلاعات به کسی
informative حاوی اطلاعات مفید
thesauruses قاموس مجموعه اطلاعات
thesaurus قاموس مجموعه اطلاعات
departmental intelligence اطلاعات وزارت خانهای
communicates انتقال اطلاعات به کسی
direct access دسترسی مستقیم به اطلاعات
data item موارد ذکرشده در اطلاعات
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com