English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
centralism مرکزی نگری
Other Matches
cpu time مقدار زمانی که توسط پردازش مرکزی به اجرای دستورالعملهای برنامه اختصاص داده میشود زمان واحد پردازشگر مرکزی
central متصدی مرکز تلفن مرکزی مرکزی
headquarters شعبه مرکزی اداره مرکزی
paching central سیستم مرکزی ارتباطات سیستم کنترل فنی مرکزی مدارات مخابراتی
retrospect پس نگری
retrospection پس نگری
retrospective view [on] پس نگری [به]
holism کل نگری
physicalism فیزیکی نگری
phenomenalism پدیدار نگری
personalism شخص نگری
pansexualism جنسی نگری
panpsychism روحی نگری
parallelism توازی نگری
prospecting اینده نگری
psychologism روانشناختی نگری
probabilism احتمالی نگری
dualism دوگانه نگری
preformism ذاتی نگری
prospects اینده نگری
physiologism فیزیولوژی نگری
prospect اینده نگری
prospected اینده نگری
foresight پیش نگری
organicism عضوی نگری
operationalism عملیاتی نگری
empiricism تجربی نگری
sensationalism حسی نگری
absolutism مطلق نگری
elementarism عنصری نگری
finalism غایت نگری
geneticism ارثی نگری
hereditarianism ارثی نگری
expectation پیش نگری
expectations پیش نگری
intraception عاطفی نگری
forecasting پیش نگری
nativism فطری نگری
necropsy مرده نگری
nervism عصب نگری
extraception واقع نگری
objectivism عینی نگری
introspection درون نگری
vitalism حیاتی نگری
purposivism غایت نگری
Elementarism عنصر نگری
atomism ذره نگری
relativism نسبی نگری
biologism زیستی نگری
self observation خویشتن نگری
moral realism واقع نگری اخلاقی
biologism زیست شناختی نگری
introspectionist خویشتن نگری است
mechanistic theory نظریه ماشینی نگری
cultural relativism نسبی نگری فرهنگی
cultural parallelism توازی نگری فرهنگی
cultural absolutism مطلق نگری فرهنگی
perfect foresight اینده نگری کامل
psychoneural parallelism توازی نگری روانی- عصبی
providence صرفه جویی اینده نگری
Peeping Toms نام خیاطی که به خاطر هیز نگری کور شد
Peeping Tom نام خیاطی که به خاطر هیز نگری کور شد
central postal directory دفتر مرکزی خدمات پستی دفتر مدیریت پستی مرکزی
prospect [of something] آینده نگری [چشم انداز] [پیش بینی] چیزی
centre pocket مرکزی
core مرکزی
axial مرکزی
focal مرکزی
centerline خط مرکزی
focal line خط مرکزی
cores مرکزی
central مرکزی
centrical مرکزی
central pumping station مرکزی
cl خط مرکزی
central control desk میزفرمان مرکزی
central station نیروگاه مرکزی
central load بار مرکزی
central heating حرارت مرکزی
central heating گرمایش مرکزی
central terminal پایانه مرکزی
central city شهر مرکزی
central canal مجرای مرکزی
central limit theorem قضیه حد مرکزی
central site سایت مرکزی
central position قرارگاه مرکزی
boost coil کوئل مرکزی
center distance فاصله مرکزی
central position وضعیت مرکزی
center base میدان مرکزی
central fissure شیار مرکزی
central sulcus شیار مرکزی
center گروه مرکزی
central gyrus شکنج مرکزی
central convolution شکنج مرکزی
central bank بانک مرکزی
central processor پردازشگر مرکزی
central processor پردازنده مرکزی
central processing unit واحدپردازنده مرکزی
axial pressure فشار مرکزی
central head فشار مرکزی
central office دفتر مرکزی
central government حکومت مرکزی
concourse تالار مرکزی
head office اداره مرکزی
head office دفتر مرکزی
holding company شرکت مرکزی
centralists مرکزی نگر
centralist مرکزی نگر
nucleus لب هسته مرکزی
central تلفن چی مرکزی
nuclei لب هسته مرکزی
central کامپیوتر مرکزی
spherical angle زاویه مرکزی
state government دولت مرکزی
subcentral زیر مرکزی
central focusing wheel چرخهزوم مرکزی
three center bonding پیوند سه مرکزی
three centred curve منحنی سه مرکزی
centralized plan پلان مرکزی
mainframe پردازنده مرکزی
centrosymmetric متقارن مرکزی
eccentricity برون مرکزی
centrically بطور مرکزی
eccentricities برون مرکزی
centripetal جانب مرکزی
centrum جسم مرکزی
directrix خط تیر مرکزی
centrifugal گریز از مرکزی
mainframes پردازنده مرکزی
fore and aft center line خط مرکزی سراسری
fovea centralis فرورفتگی مرکزی
centre game بازی مرکزی
the middlands استانهای مرکزی انگلستان
centre counter defence دفاع متقابل مرکزی
unit central processing واحد پردازش مرکزی
vertical center line illusion خطای خط قائم مرکزی
Central African Republic جمهوری آفریقای مرکزی
inner cities بخش مرکزی شهر
inner city بخش مرکزی شهر
central control panel تابلوی مرکزی کنترل
centre pawns پیادههای مرکزی شطرنج
precentral gyrus شکنج پیش مرکزی
statolatry حمایت ازقدرت مرکزی
geocentric system دستگاه زمین مرکزی
multicenter binding پیوند چند مرکزی
central processing unit واحد پردازش مرکزی
heliocentric system دستگاه خورشید مرکزی
central tendency measures اندازههای گرایش مرکزی
one shot pump پمپ روغن مرکزی
measures of central tendency اندازههای گرایش مرکزی
cns دستگاه عصبی مرکزی
central mass storage انباره انبوه مرکزی
GHQ مخفف ستاد مرکزی
rimland حومه ناحیه مرکزی
central planning برنامه ریزی مرکزی
scandinavian defence دفاع متقابل مرکزی
central heating system دستگاه حرارت مرکزی
geocentric دوران زمین مرکزی
post office اداره مرکزی پست
downtown قسمت مرکزی شهر
centers وسط ونقطه مرکزی
German Central Bank بانک مرکزی آلمان
nave تالار مرکزی صحن
naves تالار مرکزی صحن
centered وسط ونقطه مرکزی
conurbation شهر مهم مرکزی
post offices اداره مرکزی پست
conurbations شهر مهم مرکزی
heartlands منطقه مرکزی وحیاتی
heartland منطقه مرکزی وحیاتی
cores هسته مرکزی مفتول
centre وسط ونقطه مرکزی
centred وسط ونقطه مرکزی
core هسته مرکزی مفتول
golds دایره مرکزی هدف
center وسط ونقطه مرکزی
axis of the bore محور مرکزی لوله
center of gravity axis محور ثقل مرکزی
cento سازمان پیمان مرکزی
gold دایره مرکزی هدف
organization of central american states سازمان دول امریکای مرکزی
pecan درخت گردوی امریکای مرکزی
directrix خط مرکزی منطقه اتش توپ
high asia قسمت بلند و مرکزی امریکا
general posr office اداره مرکزی پست در لندن
geocentric دارای مرکزی در زمین زمینی
king's yellow مارهای صیادجوندگان امریکای مرکزی
geothermal وابسته به حرارت مرکزی زمین
geothermic وابسته به حرارت مرکزی زمین
pecans درخت گردوی امریکای مرکزی
osset اریایی نژادان قفقاز مرکزی
center spot نقطه مرکزی بیلیارد انگلیسی
Ivory Coast کرانهی مرکزی و غربی افریقا
x ring دایره مرکزی هدف تیراندازی
umbilical واقع در نزدیکی ناف مرکزی
sweet spot قسمت مرکزی راکت یا چوب
keel ستون عرضی مرکزی ناو
central planning team تیم طرح ریزی مرکزی
radian زاویه مرکزی قوس دایره
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com