Total search result: 201 (14 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
automatic toll exchange |
مرکز تلفن خودکار سیستم سلکتوری |
|
|
Other Matches |
|
junction selector |
مرکز تلفن خودکار سلکتوری |
battery control central |
مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار |
magneto exchange |
مرکز تلفن خودکار با تلفن اندوکتوری |
central exchange |
مرکز تلفن خودکار |
switching central |
مرکز تلفن خودکار |
telephone central office |
مرکز تلفن خودکار |
telephone exchanges |
مرکز تلفن خودکار |
exchange office |
مرکز تلفن خودکار |
telephone exchange |
مرکز تلفن خودکار |
tandom exchange |
مرکز تلفن خودکار تاندوم |
private automatic branch exchange |
یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند |
automatic telephone system |
سیستم تلفن خودکار |
trunk exchange |
مرکز تلفن با سیستم الکترونیکی |
aided tracking |
سیستم ردیابی خودکار سیستم تعقیب خودکار هدفها |
link encryption |
خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار |
blessed folder |
در یک سیستم Apple Maciontosh پرونده سیستم که حاوی فایل هایی است که به طور خودکار در هنگام روشن شدن سیستم بار شدند |
ani |
سیستم تلفن که شماره تلفن شخصی که تماس گرفته را درج میکند |
centrifugal |
با سیستم گریز از مرکز با نیروی گریزاز مرکز |
automatic telephone system |
تلفن خودکار |
automatic telephone |
تلفن خودکار |
automatic levelling |
سیستم متعادل کننده خودکارهواپیما سیستم ترازکننده خودکار |
telephore e. |
مرکز تلفن |
central office |
مرکز تلفن |
switchboards |
مرکز تلفن |
telephone exchanges |
مرکز تلفن |
toll exchange |
مرکز تلفن |
telephone exchange |
مرکز تلفن |
switchboard |
مرکز تلفن |
semi automatic telephone system |
تلفن نیم خودکار |
manual telephone system |
تلفن غیر خودکار |
failure |
بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا |
failures |
بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا |
telephone switching technique |
تکنیک مراکز تلفن خودکار |
telephone plant |
تشکیلات مراکز تلفن خودکار |
international exchange |
مرکز تلفن بین المللی |
telephone switchboard |
قفسه اتصالات مراکز تلفن خودکار |
goldie |
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین |
auto |
توانایی مودم برای پاسخ خودکار به تلفن پس از زنگ زدن |
sidekick |
تقویم ملاقات وشماره گیر خودکار تلفن ارائه میدهد |
autos |
توانایی مودم برای پاسخ خودکار به تلفن پس از زنگ زدن |
sidekicks |
تقویم ملاقات وشماره گیر خودکار تلفن ارائه میدهد |
inertial navigation |
سیستم ناوبری خودکار روی هواپیما سیستم خود ناوبری |
telephone system |
سیستم تلفن |
automatic supply |
سیستم اماد خودکار |
permanent oppropriation |
سیستم اماددایمی یا خودکار |
bang bang control |
سیستم کنترل خودکار مسیرموشک |
automatic return |
سیستم عودت خودکار وسایل |
automatic measuring system |
سیستم اندازه گیری خودکار |
remoter |
با کامپیوتر در فاصلهای از مرکز سیستم |
remote |
با کامپیوتر در فاصلهای از مرکز سیستم |
remotest |
با کامپیوتر در فاصلهای از مرکز سیستم |
countermine |
سیستم تخریب مین به طور خودکار |
interphone |
سیستم تلفن یا مکالمه داخلی یک جنگ افزار |
automate |
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن |
automating |
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن |
automates |
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن |
automated |
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن |
land arm mode |
سیستم کامپیوتری کنترل دستی و خودکار فرود هواپیما |
switching |
مرکز مخابرات مرکزتلفن خودکار حرکت دادن خودروها از یک نقطه به نقطه دیگر برای بارگیری یاتخلیه |
telephony |
سیستم ساخت ماکروسافت ,intel که به PC امکان کنترل تلفن را میدهد |
long haul network |
شبکه ارتباطی بین کامپیوترهای دور با سیستم تلفن عمومی |
coupled mode |
روش کنترل پرواز خودکار بااستفاده از سیستم هدایت زمینی |
central |
متصدی مرکز تلفن مرکزی مرکزی |
modem |
مودم خودکار که در هر لحظه قابل فراخوانی برای دستیابی به سیستم است .گ |
public |
سرویس ارسال داده برای عموم . مثل سیستم تلفن اصلی در یک کشور |
daemon |
در سیستم unix برنامهای که کارش را بدون دانستن کاربر خودکار انجام میدهد |
advanced |
که به سیستم عامل اجازه میدهد سخت افزارهای مناسب را خودکار تشخیص دهد |
network |
شبکه ارتباطی بین کامپیوترهای راه دور که از سیستم تلفن عمومی استفاده می کنند |
networks |
شبکه ارتباطی بین کامپیوترهای راه دور که از سیستم تلفن عمومی استفاده می کنند |
electronic bulletin board |
یک سیستم کامپیوتری که لیستی از پیام های تلفن زده شده مردم را نگهداری میکند |
dial in modem |
مودمی که خودکار پاسخ میدهد و در هر زمانی برای دستیابی به سیستم قابل استفاده است |
ACPI |
که باعث میشود سیستم عامل به طور خودکار سخت افزار مناسب را تشخیص دهد |
gyro pilot |
سیستم هدایت خودکار ناو هدایت ژیروسکوپی ناو هدایت نجومی خودکار ناو |
log |
کلمه رمز و شماره کاربر که در صورت نیاز سیستم راه دور برای وارد شدن خودکار ارسال می شوند |
logs |
کلمه رمز و شماره کاربر که در صورت نیاز سیستم راه دور برای وارد شدن خودکار ارسال می شوند |
trim for take off |
سیستم بلند شدن هواپیما به طور خودکار تنظیم خودکاربلند شدن |
inertial guidance |
سیستم هدایت داخلی موشک هدایت خودکار |
crash conversion |
تبدیل یک سیستم به سیستم دیگر به وسیله به پایان بردن عملیات سیستم قدیمی به هنگام اجرا شدن سیستم جدید |
hand |
سیستم جاری که 1-عملوند عملیات خودکار را کنترل نمیکند. 2-عملوند نیازی به تماس با وسیله مورد استفاده ندارد |
handing |
سیستم جاری که 1-عملوند عملیات خودکار را کنترل نمیکند. 2-عملوند نیازی به تماس با وسیله مورد استفاده ندارد |
ACD |
سیستم تلفن خاص که میتواند تماسهای متعددی را مدیریت کند و آنها را طبق دستورات برنامه ریزی شده در پایگاه داده ها هدایت کند |
ring |
سیستم کامپیوتر راه دور که کاربر به تلفن آن یک بار تماس می گیرد و امکان شماره گیری , قط ع تماس ,انتظار و سپس بماس مجدد دارد. |
howlers |
صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست |
howler |
صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست |
synchroreceiver |
دستگاه گیرنده خودکار یا بستن خودکار فرامین کنترل اتش به توپ ضد هوایی |
xmodem |
یک پروتکل انتقال فایل غیرهمزمان برای کامپیوترهای شخصی که انتقال سالم فایل ها را از طریق سیستم تلفن اسان تر می سازد |
automatic error correction |
تصحیح خودکار اشتباه اصلاح خودکار خطا |
acoustic coupler |
وسیله ای که به یک دستگاه تلفن وصل است و دادههای دوتایی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند تا در خط تلفن جریان پیدا کند |
medical assemblage |
مرکز جمع اوری پزشکی مرکز تجمع بیماران |
Viewdata |
سیستم محاورهای برای ارسال متن یا گرافیک ازپایگاه داده به ترمینال کاربر به وسیله خط وط تلفن . که باعث ایجاد امکاناتی برای بازیابی اطلاعات , تراکنش ها , تحصیلات , بازی ها و خلاقیت میشود |
automatic programming |
روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار |
weather central |
مرکز کنترل اوضاع جوی مرکز هواشناسی |
telephony |
مجموعه استانداردها که نحوه کار کامپیوترها باسیستم تلفن را بیان میکند که باعث ایجاد پست الکترونیکی صوتی , پاسخ به تلفن و سرویس فکس میشود |
command ejection |
پرتاب کابین خلبان با فرمان سیستم پرتاب خودکار کابین |
provision center |
مرکز تدارکات مرکز توزیع اماد |
telephone booth |
کیوسک تلفن کابین تلفن |
telephone booths |
کیوسک تلفن کابین تلفن |
coupler |
وسیلهای که به دستگاه تلفن وصل است و داده دودویی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند که روی یک خط تلفن قابل ارسال است |
autoloader |
اسلحه خودکار یا نیمه خودکار |
submachinegun |
مسلسل خودکار یانیمه خودکار |
automatics |
خودکار مربوط به ماشینهای خودکار |
automatic check |
کنترل خودکار بررسی خودکار |
automatic |
خودکار مربوط به ماشینهای خودکار |
market socialism |
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد |
run |
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود |
runs |
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود |
sysgen |
فرایند تغییر سیستم عامل عمومی دریافت شده ازفروشنده به سیستم مناسبی که نیازهای یکپارچه استفاده کننده را براورده می سازدتولید سیستم |
automatic pilots |
وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر |
automatic pilot |
وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر |
center mark |
علامت مرکز نشانه مرکز |
peripheral |
که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود |
collision parameter |
در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان |
modem |
وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند |
whole blood center |
مرکز کنترل و اهداء خون مرکز جمع اوری خون |
integrated |
نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است |
phone |
تلفن تلفن زدن |
phones |
تلفن تلفن زدن |
phoned |
تلفن تلفن زدن |
phoning |
تلفن تلفن زدن |
army operations center |
مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش |
automated teller machine |
ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار |
calling dial |
صفحه شماره گیر تلفن صفحه نمره گیر تلفن |
telephone operation |
طرز کار تلفن کار تلفن |
standbys |
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود |
standby |
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود |
desk accessory |
در یک سیستم Apple Macitosh امکان افزوده که سیستم را بهبود میبخشد |
bifuel propulsion |
سیستم خروج گاز با فشارحاصله از دو نوع سوخت سیستم جت دو سوختی |
policonic projection |
سیستم تصویر چند مخروطی سیستم تهیه نقشه چندمخروطی |
coupling |
نوعی رابطه متقابل بین سیستم هایا خصوصیات یک سیستم |
download |
فرایند انتقال اطلاعات از یک سیستم کامیپوتر مرکزی بزرگ به سیستم کامپیوترکوچک و دور |
native |
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود. |
design phase |
فرایند توسعه یک سیستم اطلاعاتی براساس نیازمندیهای سیستم از قبل تاسیس شده |
natives |
کامپایلری که کد تولید میکند که روی سیستم مشابه سیستم جاری اجرا میشود. |
chcp |
در سیستم عاملهای OS \ MS DOS دستور سیستم که صفحه کد مورد استفاده را بیان میکند |
ES IS |
سیستم نهایی به سیستم میانی استاندار پروتکل OIS برای اینکه به کامپیوترهای میزبان |
tar |
سیستم فشرده سازی فایل روی کامپیوتر که سیستم عامل Unix را اجرا میکند |
diabatic process |
پوسهای در یک سیستم ترمودینامیک که در ان انتقال انرژی بین داخل و خارج سیستم صورت میگیرد |
demands |
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز |
demanded |
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز |
demand |
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز |
standby |
سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود |
standbys |
سیستم پشتیبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود |
building block principle |
طراحی سیستم برای ساختن سیستم بزرگتر modularity |
three phase four wire system |
سیستم سه فازه باسیم نقطه ستاره سیستم چهارسیمه |
system diagnostics |
امکانات عیب شناسی سیستم تشخیص خرابی سیستم |
bridge |
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد |
bridged |
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد |
mttf |
متوسط مدت زمانی که در ان سیستم یا مولفه سیستم بدون خطا کار کندFailure To Time ean |
bridges |
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد |
desktop |
در یک سیستم Apple Macitoshفایل سیستم برای ذخیره سازی اطلاعات در باره فایلهای روی دیسک یا حجم |
off load |
انتقال کارها از یک سیستم کامپیوتری به سیستم دیگری که براحتی بار میشود قراردادن داده ها در یکدستگاه جانبی |
lambert projection |
سیستم لامبر یا سیستم نقشه برداری مخروطی |
expansion card |
کارتی که به منظور نصب تراشه یا مدار اضافی به یک سیستم افزوده میشود تا این که قابلیت سیستم توسعه یابد |
warm boot |
شروع مجدد سیستم که معمولاگ سیستم عامل را هرباره بارمیکند ولی دیگر سخت افزار را بررسی نمیکند |
slices |
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای |
slice |
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای |
open |
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند |
opens |
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند |
opened |
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند |
teleran system |
نوعی سیستم ناوبری که بااستفاده از رادارهای زمینی و سیستم تلویزیونی هواپیماهای سرگردان دراطراف محوطه فرودگاه را به باند هدایت میکند |
designation system |
سیستم تعیین وسایل سیستم انتخاب |
system flowchart |
نمودار گردش سیستم روندنمای سیستم |
masters |
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود |
mastered |
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود |
master |
ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود |
compatibility |
پنجره یا بخشی در سیستم عامل که برنامه هایی را که برای سیستم عاملهای متفاورت ولی مربوط به هم نوشته شده اند را میتواند اجرا کند |
automatic coding |
برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه نویسی خودکار |
automatic toss |
روش پرتاب خودکار بمب پرتاب خودکار بمب |
environment |
متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است |
environments |
متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است |
upload |
انتقال یک کپی از یک برنامه انتقال داده از یک سیستم استفاده کننده به یک سیستم کامپیوتری راه دور |
shelling |
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود |
shells |
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود |
shell |
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود |
power system |
سیستم قدرت سیستم انرژی |
crossover |
تغییر از یک سیستم به سیستم دیگر |
conversions |
تغییر از یک سیستم به سیستم دیگر |
system's design |
مدل سیستم طرزساخت سیستم |
conversion |
تغییر از یک سیستم به سیستم دیگر |
drainage system |
سیستم ابیاری سیستم تخلیه اب |
paralleled |
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود |
parallels |
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود |
parallelling |
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود |
paralleling |
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود |
parallel |
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود |
parallelled |
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود |
buddy system |
سیستم گماشتن هم خرج برای سربازان سیستم تقویت روحیه با گماشتن همرزم |
delayed opening |
سیستم پرتاب چتر با باز شدن تاخیری سیستم تاخیر در بازشدن چتر |
oasis |
یک سیستم عامل چند استفاده کننده که در چندین سیستم ریزکامپیوتر استفاده می گردد |
oases |
یک سیستم عامل چند استفاده کننده که در چندین سیستم ریزکامپیوتر استفاده می گردد |
bios |
توابع سیستم که واسط بین زمان برنامه نویسی سطح بالا و وسایل جانبی سیستم است تا ورودی خروجی وسایل استاندارد را بررسی کند |
paching central |
سیستم مرکزی ارتباطات سیستم کنترل فنی مرکزی مدارات مخابراتی |
descriptions |
بخشی از سیستم پایگاه داده که ساختار سیستم و داده را شرح میدهد |
description |
بخشی از سیستم پایگاه داده که ساختار سیستم و داده را شرح میدهد |
control stick |
سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی |
BAT file extension |
مشخصه استاندارد سه حرفی فایل در سیستم -MS DOS برای مشخص کردن فایل دستهای فایل متن حاوی دستورات سیستم |
piggybacks |
سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود |
piggyback |
سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود |
computerization |
عمل معرفی یک سیستم کامپیوتری یا تبدیل راهنمابه سیستم کامپیوتری |
bomb sighting system |
سیستم نشانه روی بمب سیستم هدف گیری بمب |