Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
provision center
مرکز توشه
Other Matches
outfit
توشه
provision
توشه
provisionless
بی توشه
luggage
توشه
fallback
توشه
outfits
توشه
knapsacks
توشه دان
knapsack
توشه دان
scrip
توشه دان
provide
توشه دادن
provides
توشه دادن
kit bag
توشه دان
impedimenta
توشه سفر
provision for a journey
توشه سفر
provisioner
توشه رسان
provision for a journey
توشه راه
provisions
وسایل لازم توشه ها
kit
سطل توشه سرباز
viaticum
توشه و خواربار سفر
kits
سطل توشه سرباز
medical assemblage
مرکز جمع اوری پزشکی مرکز تجمع بیماران
centrifugal
با سیستم گریز از مرکز با نیروی گریزاز مرکز
weather central
مرکز کنترل اوضاع جوی مرکز هواشناسی
provision center
مرکز تدارکات مرکز توزیع اماد
center mark
علامت مرکز نشانه مرکز
collision parameter
در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
whole blood center
مرکز کنترل و اهداء خون مرکز جمع اوری خون
battery control central
مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
army operations center
مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
centre
مرکز
centers
مرکز
center line
خط مرکز
centered
مرکز
centred
مرکز
middle
مرکز
omphalos
مرکز
meddles
مرکز
meddled
مرکز
meddle
مرکز
acentric
بی مرکز
isocentre
هم مرکز
intermediate exchange
مرکز
center
مرکز
middles
مرکز
stations
مرکز
station
مرکز
concentric
هم مرکز
stationed
مرکز
centre forward
مرکز
heart
مرکز
hearts
مرکز
seats
مرکز مقر
message center
مرکز پیام
abaxile
خارج از مرکز
seated
مرکز مقر
bull's-eyes
مرکز هدف
bull's eye
مرکز هدف
off center
خارج از مرکز
kuk kiwo
مرکز تکواندو
cost center
مرکز هزینه زا
local center
مرکز محلی
main exchange
مرکز اصلی
main office
مرکز اصلی
county seat
مرکز بخشداری
manual exchange
مرکز دستی
mass concrete
مرکز جرم
aerodynamic center
مرکز ایرودینامیکی
mart
مرکز بازرگانی
active center
مرکز فعال
acentric
خارج از مرکز
centripetal
مایل به مرکز
centripetal
مرکز گرا
chiral center
مرکز کایرال
civic centre
مرکز شهر
coaxial cable
کابل هم مرکز
emporiums
مرکز بازرگانی
emporium
مرکز بازرگانی
coaxial cable
سیم هم مرکز
computer center
مرکز کامپیوتر
primary center
مرکز عمده
emporia
مرکز بازرگانی
communication center
مرکز مخابرات
computing center
مرکز محاسبات
pivot point
مرکز چرخش
outskirt
دور از مرکز
concentrically
باداشتن یک مرکز
centroid
مرکز جرم
centroid
مرکز ثقل
seat
مرکز مقر
mid channel
مرکز کانال
nerve center
مرکز عصبی
centroid
شبه مرکز
operation center
مرکز عملیات
concentric cable
کابل هم مرکز
primary center
مرکز اولیه
center of resistance
مرکز مقاومت
center of dispersion
مرکز پراکندگی
fluid centre
مرکز سیال
center punch
مرکز منگنه
center mark
مرکز سوراخ
center sleeve
مرکز مجوف
center web
مرکز چرخ
education center
مرکز اموزش
central city
مرکز شهر
center gage
مرکز سنج
head quarters
مرکز فرماندهی
central control panel
مرکز کنترل
center of distribution
مرکز پخش
center of gravity
مرکز ثقل
epicenter
مرکز زلزله
center of pressure
مرکز فشار
center of mass
مرکز جرم
center of symmerty
مرکز تقارن
symmerty center
مرکز تقارن
center of lift
مرکز برا
feeding center
مرکز تغذیه
center punch
مرکز سوراخ
documentation center
مرکز اسناد
central office
مرکز تلفن
caoxial cable
سیم هم مرکز
burst center
مرکز گلوله
center of mass
مرکز هدف
burst center
مرکز ترکش
brain center
مرکز مغزی
body centered cubic
مکعب مرکز پر
intermediate office
مرکز میانی
battery center
مرکز اتشبار
inversion center
مرکز وارونگی
centrifugal
گریز از مرکز
data center
مرکز داده ها
data center
مرکز داده
centrifugal
مرکز گریز
height of centers
ارتفاع مرکز
center drill
مته مرکز
central tendency
تمایل به مرکز
diffracting center
مرکز پراشنده
centre of activities
مرکز عملیات
contrifuge
گریز از مرکز
information center
مرکز اطلاعات
centre of crest circle
مرکز خمیدگی
centre of pressure
مرکز فشار
centrifugal
گریزنده از مرکز
centrifugal
فرار از مرکز
cryptocenter
مرکز رمز
headquarters
مرکز فرماندهی
speech center
مرکز گویایی
wheel center
مرکز چرخ
cf
مرکز زمین
police stations
مرکز پلیس
police station
مرکز پلیس
cf
بازیکن مرکز
health centre
مرکز سلامتی
bulls
مرکز هدف
bull
مرکز هدف
centrifuges
مرکز گریز
centrifuges
گریختن از مرکز
telephone exchange
مرکز تلفن
telephone exchanges
مرکز تلفن
subcentral
نزدیک مرکز
subscriber's station
مرکز مشترک
surrending the centre
تفویض مرکز
telephore e.
مرکز تلفن
theocentric
خدا مرکز
centralists
مرکز گرای
centralist
مرکز گرای
induction station
مرکز پذیرش
toll exchange
مرکز تلفن
urban centre of a community
مرکز شهرک
centrifuge
مرکز گریز
centrifuge
گریختن از مرکز
exchanging
مرکز مبادله
exchanges
مرکز مبادله
exchanged
مرکز مبادله
exchange
مرکز مبادله
focussing
قطب مرکز
focusses
قطب مرکز
focussed
قطب مرکز
focuses
قطب مرکز
focused
قطب مرکز
carpooling center
[American E]
مرکز همسفری
outlying
دور از مرکز
factory
مرکز تولید
factories
مرکز تولید
centralism
مرکز گرایی
focus
قطب مرکز
eccentricities
خروج از مرکز
eccentrics
هم مرکز نبودن
regional center
مرکز منطقهای
point
محل مرکز
eccentrics
خارج از مرکز
point
مرکز راس حد
eccentrics
گریزنده از مرکز
eccentric
هم مرکز نبودن
respiratory center
مرکز تنفسی
signal center
مرکز پیام
rhinencephalon
مرکز شامه
training center
مرکز اموزش
sensorium
مرکز احساس
school center
مرکز اموزش
eccentricity
خروج از مرکز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com