English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
blade center of pressure مرکز فشار تیغه
Other Matches
coning angle زاویه بین محور طولی تیغه ها و سطح مار بر نوک تیغه ها صرفنظر از خمش تیغه ها
centre of pressure مرکز فشار
center of pressure مرکز فشار
center of pressure coefficient ضریب مرکز فشار
cebter of pressure moment گشتاور مرکز فشار
centure of pressure travel جابجایی خطی مرکز فشار درامتداد وتر
collective pitch control کنترلی در رتورگرافی که زاویه تیغه یا پیچ همه تیغه ها را بطور یکسان و مستقل از وضعیت سمتی انها تغییرمیدهد
charactristics مشخصات مقدماتی یا اصلی که عبارتند از ضریب براضریب پسا نسبت برا به پساموقعیت مرکز فشار و ضریب گشتاور برای هر زاویه حمله
medical assemblage مرکز جمع اوری پزشکی مرکز تجمع بیماران
centrifugal با سیستم گریز از مرکز با نیروی گریزاز مرکز
weather central مرکز کنترل اوضاع جوی مرکز هواشناسی
provision center مرکز تدارکات مرکز توزیع اماد
center mark علامت مرکز نشانه مرکز
collision parameter در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
cabin pressure فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pressurized cabin اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
whole blood center مرکز کنترل و اهداء خون مرکز جمع اوری خون
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
battery control central مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
army operations center مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
cabin pressurization safety valve شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic دارای فشار یکسان خط هم فشار
low head plant نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
piezoelectric ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
high voltage transformer ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
impluse level سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
baffling تیغه
knife تیغه
wedges تیغه
wedged تیغه
lamina تیغه
wedge تیغه
baffled تیغه
septum تیغه
baffles تیغه
partition wall تیغه
rib تیغه
screened تیغه
partitions تیغه
partition تیغه
screen تیغه
screens تیغه
screening, screenings تیغه
wedging تیغه
lamella تیغه
baffle تیغه
knifed تیغه
boom تیغه
curtain wall تیغه
booms تیغه
fin تیغه
curtain-wall تیغه
bulkhead تیغه
knife-edges تیغه در
knife-edge تیغه در
knife edge تیغه در
vane تیغه
vanes تیغه
boffle تیغه
boomed تیغه
booming تیغه
knifes تیغه
blade تیغه
tail fin تیغه دم
cutting edge تیغه
bulkheads تیغه
fins تیغه
plane iron تیغه نجاری
plane knife تیغه رنده
plowshares تیغه خیش
load bearing partition تیغه باربر
bulkheads تیغه در کشتی
bulkhead تیغه دیواره
bulkhead تیغه در کشتی
bulkheads تیغه دیواره
segments تیغه جابجاگر
butt rib تیغه انتهایی
plowshare تیغه خیش
non bearing wall دیوار تیغه
ploughshares تیغه خیش
plain rib تیغه ساده
stirring blade تیغه همزن
bit تیغه رنده
mould boar تیغه نهرکن
partition wall دیوار تیغه
bladed تیغه دار
blade tip نوک تیغه
blade face روی تیغه
blade root ریشه تیغه
blade shank ساقه تیغه
non load bearing wall دیوار تیغه
segment تیغه جابجاگر
three bladed knife چاقوی سه تیغه
bits تیغه رنده
ploughshare تیغه خیش
brick up تیغه کشیدن
commutator bar تیغه جابجاگر
switch blade تیغه کلید
stator blade تیغه استاتور
fan blade تیغه پروانه
blade تیغه شمشیر
edge stress تنش تیغه
transverse bulkhead تیغه عرضی
baffles تیغه لامپ
baffling تیغه بلندگو
baffling تیغه لامپ
boom تیغه [کشتی]
deep beam تیر تیغه
masons تیغه کشیدن
saw blade تیغه اره
baffled تیغه لامپ
costa تیغه در بدنه
turbine blade تیغه توربین
baffles تیغه بلندگو
load-bearing partition تیغه بابر
cutting blade تیغه برش
foible تیغه شمشیر
retreating blade تیغه پس رونده
foibles تیغه شمشیر
rudder تیغه سکان
mason تیغه کشیدن
rudders تیغه سکان
baffle تیغه بلندگو
baffle تیغه لامپ
baffled تیغه بلندگو
guide vane تیغه هادی
drop keel تیغه میانی
blade angle زاویه تیغه
web تیغه تیر
blade back پشت تیغه
guide vane تیغه راهنما
turbine vane تیغه توربین
spar تیغه [کشتی]
knived تیغه دار
lathe tool تیغه تراش
propeller blade تیغه پروانه
propulsor فن چند تیغه
frame partition تیغه تیرپایهای
partitions دیوار تیغه
frame partition تیغه قالبی
webs تیغه تیر
partition دیوار تیغه
pitot pressure فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
skeg حماله تیغه سکان
buckets تیغه گردنده توربین
four blade beater همزن چهار تیغه
levelling drag scrapers اسکریپر تیغه دار
multi blade grap قلاب چند تیغه
single span deep beam تیر تیغه یک دهانه
attack on the blade حمله شمشیرباز به تیغه
bucket تیغه گردنده توربین
blade angle of attack زاویه حمله تیغه
blades scrapers اسکریپر تیغه دار
lathe tool holder نگهدارنده تیغه تراش
stick plane رنده با تیغه گرد
colorado تیغه دوار ماهیگیری
broad head نوک پیکان با 2 یا 3 تیغه
compass saw اره تیغه باریک
cantilevered deep beam تیر تیغه کنسولی
plougher تیغه برف پاک کن
sonnal deung مقابل تیغه دست
vertical stabilizer تیغه یا باله عمودی
wall تیغه کشیدن دیوار
blade هرچیزی شبیه تیغه
cutting edge تیغه قطع سازی
cutting edge تیغه برش زنی
rudder indicator نشانگر تیغه سکان
colter تیغه جلو خیش
walls تیغه کشیدن دیوار
continuous deep beam تیر تیغه یکسره
muggers میخ 4 تیغه کفش کوهنوردی
cruck [تیغه یا چوب شیب دار]
impeller چرخ تیغه دار پروانه
mugger میخ 4 تیغه کفش کوهنوردی
multi span deap beam تیر تیغه چند دهانه
midriffs تیغه قسمت پایین سینه
midriff تیغه قسمت پایین سینه
trimming blade تیغه قطع کننده زائده ها
sword cane نیشکری که بشکل تیغه شمشیراست
adjustable leaping weir سر ریز آب باران با تیغه متحرک
partitive وابسته به تیغه یا دیواره یاتفکیک
partitives وابسته به تیغه یا دیواره یاتفکیک
cutting angle سطح برنده تیغه برش
pilot rudder تیغه سکان مانور ناو
rodmeter تیغه سرعت سنج ناو
arch shape deep beam تیر تیغه قوسی شکل
pintle محور عقب تیغه سکان
planing iron grinder دستگاه تیزکننده تیغه رنده
retreating blade stall واماندگی تیغه پس رونده هلیکوپتر
skate guard پرش روی تیغه اسکیت
trailing edge انتهای تیغه پروانه موتوروغیره
angle dozer بولدوزری که زاویه تیغه ان متحرک است
slater ماشین یا تیغه تراش پوست خام
false edge قسمت سوم عقبی تیغه سابر
steak knife کارد رومیزی دارای تیغه مضرس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com