English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
arch center for crest مرکز قوس ستیغ
Search result with all words
arch center for crest مرکز خمیدگی ستیغ
centre of crest circle مرکز انحنای ستیغ
Other Matches
crest elevation فرازای ستیغ تراز ستیغ
downstream radius of crest شعاع انحنای ستیغ در پایاب شعاع انحنای ستیغ در پایین دست
crests ستیغ
cresting ستیغ
creset ستیغ
crest ستیغ
medical assemblage مرکز جمع اوری پزشکی مرکز تجمع بیماران
crowns ستیغ سره
crown ستیغ سره
central angle at crest فرجه ستیغ
arch center for crest مرکزانحنای ستیغ
included angle of crest فرجه ستیغ
summits ستیغ اوج
summit ستیغ اوج
weather central مرکز کنترل اوضاع جوی مرکز هواشناسی
centrifugal با سیستم گریز از مرکز با نیروی گریزاز مرکز
ridge مرز تیغ یا ستیغ
ridges مرز تیغ یا ستیغ
crowns ستیغ نیمرخ مهره طاق
crown ستیغ نیمرخ مهره طاق
provision center مرکز تدارکات مرکز توزیع اماد
center mark علامت مرکز نشانه مرکز
collision parameter در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
whole blood center مرکز کنترل و اهداء خون مرکز جمع اوری خون
army operations center مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
battery control central مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
meddles مرکز
centers مرکز
center line خط مرکز
centered مرکز
middle مرکز
middles مرکز
omphalos مرکز
meddled مرکز
meddle مرکز
centred مرکز
center مرکز
centre مرکز
intermediate exchange مرکز
isocentre هم مرکز
acentric بی مرکز
centre forward مرکز
station مرکز
hearts مرکز
stationed مرکز
heart مرکز
concentric هم مرکز
stations مرکز
bull's eye مرکز هدف
local center مرکز محلی
main exchange مرکز اصلی
main office مرکز اصلی
seats مرکز مقر
seated مرکز مقر
seat مرکز مقر
bull's-eyes مرکز هدف
abaxile خارج از مرکز
county seat مرکز بخشداری
cost center مرکز هزینه زا
intermediate office مرکز میانی
inversion center مرکز وارونگی
contrifuge گریز از مرکز
aerodynamic center مرکز ایرودینامیکی
active center مرکز فعال
acentric خارج از مرکز
concentrically باداشتن یک مرکز
kuk kiwo مرکز تکواندو
centripetal مایل به مرکز
centripetal مرکز گرا
message center مرکز پیام
emporium مرکز بازرگانی
off center خارج از مرکز
emporia مرکز بازرگانی
civic centre مرکز شهر
operation center مرکز عملیات
headquarters مرکز فرماندهی
computer center مرکز کامپیوتر
coaxial cable کابل هم مرکز
coaxial cable سیم هم مرکز
chiral center مرکز کایرال
computing center مرکز محاسبات
centroid شبه مرکز
concentric cable کابل هم مرکز
manual exchange مرکز دستی
mart مرکز بازرگانی
mass concrete مرکز جرم
centroid مرکز جرم
mid channel مرکز کانال
nerve center مرکز عصبی
centroid مرکز ثقل
emporiums مرکز بازرگانی
outskirt دور از مرکز
cryptocenter مرکز رمز
center punch مرکز منگنه
center of gravity مرکز ثقل
center of distribution مرکز پخش
center of dispersion مرکز پراکندگی
central control panel مرکز کنترل
center mark مرکز سوراخ
diffracting center مرکز پراشنده
central office مرکز تلفن
epicenter مرکز زلزله
center of lift مرکز برا
center of mass مرکز هدف
center sleeve مرکز مجوف
symmerty center مرکز تقارن
center of symmerty مرکز تقارن
center of resistance مرکز مقاومت
documentation center مرکز اسناد
center web مرکز چرخ
center of pressure مرکز فشار
central city مرکز شهر
center of mass مرکز جرم
education center مرکز اموزش
central tendency تمایل به مرکز
data center مرکز داده
center punch مرکز سوراخ
height of centers ارتفاع مرکز
caoxial cable سیم هم مرکز
burst center مرکز گلوله
burst center مرکز ترکش
brain center مرکز مغزی
body centered cubic مکعب مرکز پر
head quarters مرکز فرماندهی
battery center مرکز اتشبار
induction station مرکز پذیرش
centrifugal گریز از مرکز
centrifugal مرکز گریز
fluid centre مرکز سیال
center gage مرکز سنج
data center مرکز داده ها
centre of activities مرکز عملیات
feeding center مرکز تغذیه
communication center مرکز مخابرات
center drill مته مرکز
centre of crest circle مرکز خمیدگی
centre of pressure مرکز فشار
centrifugal گریزنده از مرکز
centrifugal فرار از مرکز
information center مرکز اطلاعات
centre of gravity مرکز ثقل
telephone exchange مرکز تلفن
wheel center مرکز چرخ
police stations مرکز پلیس
police station مرکز پلیس
cf مرکز زمین
cf بازیکن مرکز
health centre مرکز سلامتی
bulls مرکز هدف
bull مرکز هدف
centrifuges مرکز گریز
urban centre of a community مرکز شهرک
telephone exchanges مرکز تلفن
signal center مرکز پیام
sleep center مرکز خواب
sodom مرکز فساد
speech center مرکز گویایی
subcentral نزدیک مرکز
subscriber's station مرکز مشترک
surrending the centre تفویض مرکز
telephore e. مرکز تلفن
centralists مرکز گرای
centralist مرکز گرای
theocentric خدا مرکز
toll exchange مرکز تلفن
centrifuges گریختن از مرکز
centrifuge مرکز گریز
exchanging مرکز مبادله
exchanges مرکز مبادله
exchanged مرکز مبادله
exchange مرکز مبادله
focussing قطب مرکز
focusses قطب مرکز
focussed قطب مرکز
focuses قطب مرکز
focused قطب مرکز
focus قطب مرکز
carpooling center [American E] مرکز همسفری
centrifuge گریختن از مرکز
outlying دور از مرکز
factory مرکز تولید
factories مرکز تولید
centralism مرکز گرایی
pandemonium مرکز دوزخ
school center مرکز اموزش
eccentricities خروج از مرکز
point مرکز راس حد
shopping center مرکز فروش
eccentricities دوری از مرکز
eccentrics هم مرکز نبودن
eccentrics خارج از مرکز
eccentrics گریزنده از مرکز
eccentric هم مرکز نبودن
point محل مرکز
reserve center مرکز احتیاط
eccentricity خروج از مرکز
rhinencephalon مرکز شامه
respiratory center مرکز تنفسی
eccentricity دوری از مرکز
sensorium مرکز احساس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com