Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English
Persian
exchange
مرکز مبادله
exchanged
مرکز مبادله
exchanges
مرکز مبادله
exchanging
مرکز مبادله
Other Matches
double coincidence of wants
زیرا هرطرف مبادله باید کالائی را به بازار عرضه کند که طرف دیگر مبادله به ان نیاز دارد ونیز شرایط مبادله باید موردتوافق طرفین مبادله باشد
interchange
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanges
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanging
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanged
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
medical assemblage
مرکز جمع اوری پزشکی مرکز تجمع بیماران
weather central
مرکز کنترل اوضاع جوی مرکز هواشناسی
centrifugal
با سیستم گریز از مرکز با نیروی گریزاز مرکز
provision center
مرکز تدارکات مرکز توزیع اماد
center mark
علامت مرکز نشانه مرکز
collision parameter
در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
exchange control
نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
whole blood center
مرکز کنترل و اهداء خون مرکز جمع اوری خون
battery control central
مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
army operations center
مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
bartered
مبادله
barter
مبادله
exchanging
مبادله
trade-ins
مبادله
trade-in
مبادله
bartering
مبادله
interchanged
مبادله
interchanges
مبادله
talks
مبادله
talked
مبادله
interchange
مبادله
truck
مبادله
trucks
مبادله
interchanging
مبادله
trade in
مبادله
trucking
مبادله
barters
مبادله
trucked
مبادله
talk
مبادله
exchanged
مبادله
exchanges
مبادله
exchange
مبادله
reciprocation
مبادله
bater
مبادله
swapping
مبادله
terms of trade
رابطه مبادله
terms of trade
شرایط مبادله
exchanger
مبادله کننده
to barter for
مبادله کردن
reciprocal trading
مبادله متقابل
barter
مبادله تهاتری
swop
مبادله کردن
interchangeable
قابل مبادله
barters
مبادله پایاپای
rate of exchange
نرخ مبادله
barters
مبادله تهاتری
truckage
مبادله جنسی
medium of exchange
وسیله مبادله
bartered
مبادله تهاتری
futures exchange
مبادله سلف
bartered
مبادله پایاپای
exchange rate
نرخ مبادله
exchange rates
نرخ مبادله
intercommunicate
مبادله کردن
tit for tat
<idiom>
مبادله منصفانه
barter
مبادله پایاپای
truckage
مبادله معامله
bartering
مبادله تهاتری
traffic
مبادله کالا
trafficked
مبادله کالا
trafficking
مبادله کالا
value in exchange
ارزش مبادله
traffics
مبادله کالا
bartering
مبادله پایاپای
inconvertible
مبادله ناپذیر
interchanging
با هم مبادله کردن
cambium
محل مبادله
exchanges
مبادله کردن
exchange of notes
مبادله یادداشتها
exchanging
مبادله پول
exchange value
ارزش مبادله
exchanging
مبادله کردن
exchangeable
قابل مبادله
fire fight
مبادله اتش
change
تعویض مبادله
exchange of flags
مبادله پرچمها
exchanges
مبادله پول
bourse
مبادله بورس
chaffer
مبادله کردن
exchange
مبادله پول
exchange
مبادله کردن
commodity exchange
مبادله کالا
interchange
با هم مبادله کردن
contract curve
منحنی مبادله
exchanged
مبادله پول
exchanged
مبادله کردن
foreign exchange
مبادله خارجی
interchanging
مبادله کالا
trade-in
مبادله کردن
interchange
مبادله کالا
traded
مبادله کردن
trade in
مبادله کردن
interchange
مبادله کردن
interchanged
مبادله کردن
interchanged
مبادله کالا
interchanged
با هم مبادله کردن
interchanges
مبادله کردن
interchanges
مبادله کالا
interchanges
با هم مبادله کردن
interchanging
مبادله کردن
trade
مبادله کردن
trade-ins
مبادله کردن
changes
تعویض مبادله
swapped
مبادله کردن
swap
مبادله کردن
changing
تعویض مبادله
changed
تعویض مبادله
swopping
مبادله کردن
swopped
مبادله کردن
swops
مبادله کردن
swaps
مبادله کردن
takeovers
مبادله چوب امدادی
exchangee
چیز مبادله شده
takeover
مبادله چوب امدادی
at the current rate of exchange
به نرخ مبادله جاری
purchasing power parity
نرخ نسبی مبادله
rate of exchange
نرخ مبادله ارز
automatic data handling
سیستم مبادله خودکاراطلاعات
inside pass
مبادله چوب در امدادی
barter
تهاتر مبادله کالاباکالا
bartering
تهاتر مبادله کالاباکالا
exchange restriction
کنترل مبادله ارز
barters
تهاتر مبادله کالاباکالا
olefin metathesis reaction
واکنش مبادله اولفینی
bartered
تهاتر مبادله کالاباکالا
data interchange format file
فایل با فرمت مبادله
cartels
مبادله اسیران جنگی
cartel
مبادله اسیران جنگی
lay to
مبادله ضربات کردن
private branch exchange
مبادله انشعاب خصوصی
exchanges
صرافی مبادله کردن
exchange
معاوضه و مبادله پول
change
پول خرد مبادله
changed
پول خرد مبادله
changes
پول خرد مبادله
changing
پول خرد مبادله
exchange
مبادله کردن تعویض
trade
مزاحمت مبادله کالا
unvisual exchange
مبادله نامرئی چوب
traded
مزاحمت مبادله کالا
exchanges
معاوضه و مبادله پول
swap in
مبادله کردن به داخل
swap out
مبادله کردن به خارج
to spar at each other
مبادله کلام کردن
exchanging
معاوضه و مبادله پول
exchanged
مبادله کردن تعویض
exchange
صرافی مبادله کردن
exchanged
صرافی مبادله کردن
exchanged
معاوضه و مبادله پول
exchanges
مبادله کردن تعویض
exchange rates
نرخ مبادله ارز
exchange rate
نرخ مبادله ارز
exchanging
مبادله کردن تعویض
exchanging
صرافی مبادله کردن
covenant
که بین طرفین مبادله می گردد
automatic digital network
شبکه مبادله اطلاعات کامپیوتری
cartels
موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
american standard
کد استانداردامریکایی برای مبادله اطلاعات
cartel
موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
fixed exchange rate
نرخ مبادله ثابت ارز
covenants
که بین طرفین مبادله می گردد
commmute
تغییر دادن مبادله کردن
dif
فایل قالب مبادله داده ها
automatic data handling
سیستم کامپیوتری مبادله اطلاعات
sprint pass
مبادله نامرئی چوب امدادی
redemption
مبادله اوراق بهادار با پول
boot
اختلاف موجودبین قیمتها در مبادله دودارایی
manchester school
مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
to exchange something
[for something]
مبادله کردن
[چیزی را با چیز دیگری]
privacy
جداسازی مبادله پیام برای تامین
dicker
مبادله کردن پوست حیوانات معامله جنسی
passing action
عملیات رد و بدل کردن کالا وتدارکات مبادله تدارکات
clearinghouse
سازمانی که چکهای بانکهای مختلف را دران مبادله میکنند
parlementaire
کسی که بین طرفین متحاربین مبادله پیام را به عهده دارد
double coincidence of wants
نیازها وضعیتی که باید در مبادله پایاپای وجود داشته باشد
consular convention
عهد نامهای که جهت مبادله کنسول بین دو کشور منعقد میشود
navigation head
بارانداز کنار اسکله دریایی محل مبادله بار کشتیها دراسکله
exchange of instruments of ratification
مبادله اسناد دال بر تصدیق وتصویب موضوع مورد توافق یا تصویب معاهده
exchange of full powers
رسمیت یافتن تنزل نرخ ارز مبادله اسناد مربوط به تفویض اختیارات تام
clearing and switch buying
توافق تجاری دوجانبهای که براساس ان دو کشور متعهدبه مبادله مقدار معینی کالامی گردند
intermediate exchange
مرکز
isocentre
هم مرکز
middle
مرکز
middles
مرکز
heart
مرکز
stationed
مرکز
stations
مرکز
station
مرکز
concentric
هم مرکز
centre forward
مرکز
acentric
بی مرکز
hearts
مرکز
omphalos
مرکز
centre
مرکز
center line
خط مرکز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com