English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English Persian
nonflexible wage مزد انعطاف ناپذیر
Search result with all words
rigid انعطاف ناپذیر
nonflexible price قیمت انعطاف ناپذیر
Other Matches
immedicable درمان ناپذیر بهبود ناپذیر
invulnerable زخم ناپذیر اسیب ناپذیر
irrevocably بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
inflexion انعطاف
inflexions انعطاف
plasticity انعطاف
inflection انعطاف
inflections انعطاف
rigidity انعطاف ناپذیری
malleability قابلیت انعطاف
plasticity انعطاف پذیری
pliability قابلت انعطاف
resile انعطاف داشتن
supple انعطاف پذیر
flexibtlity انعطاف پذیری
uncompromising غیرقابل انعطاف
flexible انعطاف پذیر
flexibility قابلیت انعطاف
inflexibility انعطاف ناپذیری
elastic انعطاف پذیر
pliable قابل انعطاف
flexible قابل انعطاف
uncompromisingly غیرقابل انعطاف
flexibility انعطاف پذیری
intortion پیچش ساقه انعطاف
flexible footing شالوده انعطاف پذیر
elastic demand تقاضای انعطاف پذیر
wage rigidity انعطاف ناپذیری مزد
wage flexibility انعطاف پذیری دستمزد
intorsion پیچش ساقه انعطاف
rigidity of wages انعطاف ناپذیری مزدها
rigidity of prices انعطاف ناپذیری قیمت ها
price rigidity انعطاف ناپذیری قیمت
price responsiveness انعطاف پذیری قیمت
lock step غیر قابل انعطاف
malleable نرم وقابل انعطاف
economic flexibility انعطاف پذیری اقتصادی
soft <adj.> نرم وقابل انعطاف
smooth <adj.> نرم وقابل انعطاف
flexible انعطاف پذیر تا شدنی
waxy flexibility انعطاف پذیری مومی
flexibilitas cerea انعطاف پذیری مومی
flexible shaft محور قابل انعطاف
flexible joint اتصال قابل انعطاف
flexible lead اتصال قابل انعطاف
elastic supply عرضه انعطاف پذیر
flexible pavement شوسه انعطاف پذیر
flexible price قیمت انعطاف پذیر
flexible budget بودجه انعطاف پذیر
flexible disk دیسک قابل انعطاف
flexible tariff تعرفه انعطاف پذیر
flexible cord سیم قابل انعطاف
flexible disk دیسک انعطاف پذیر
immutably <adv.> به طور غیر قابل انعطاف
flexible metal hose لوله فلزی قابل انعطاف
software flexibility انعطاف پذیری نرم افزار
unalterably <adv.> به طور غیر قابل انعطاف
flexible arm lamp چراغ مطالعه قابل انعطاف
flexible brake tubing لوله قابل انعطاف ترمز
unchangeably <adv.> به طور غیر قابل انعطاف
flexible fuel tubing لوله سوخت رسانی قابل انعطاف
inelastic غیر قابل انعطاف تغییر نا پذیر
bine هرنوع ساقه نرم و قابل انعطاف
air foil سطوح ایرودینامیک هواپیماپوششهای قابل انعطاف بدنه هواپیما
foil مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiling مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiled مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foils مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
cases جعبه محتوی باروت و فشنگ و غیره قابل انعطاف بودن کمان حق تقدم درتیراندازی انداختن قلاب به اب
case جعبه محتوی باروت و فشنگ و غیره قابل انعطاف بودن کمان حق تقدم درتیراندازی انداختن قلاب به اب
unchallenged بحث ناپذیر
waterproofed نم ناپذیر
watertight اب ناپذیر
imperviable نم ناپذیر
waterproof نم ناپذیر
waterproofs نم ناپذیر
inappeasable ناپذیر
elasticity خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
immiscible امیزش ناپذیر
indefeasible بطلان ناپذیر
indefeasible فسخ ناپذیر
incodensable انقباض ناپذیر
incompressible تراکم ناپذیر
indisributable بخش ناپذیر
indispansably بطورچاره ناپذیر
incompressible فشار ناپذیر
indisciplinable انظباط ناپذیر
indiminishable کاهش ناپذیر
indefectible خلل ناپذیر
incommutable استحاله ناپذیر
indecomposable فساد ناپذیر
inexcitable هیجان ناپذیر
inalterable تغییر ناپذیر
imperviable سرایت ناپذیر
inappellable پژوهش ناپذیر
impenitent توبه ناپذیر
impartible بخش ناپذیر
incoercible انقباض ناپذیر
incommensurable سنجش ناپذیر
incommensurable مقایسه ناپذیر
incommutable تخفیف ناپذیر
incommutably تبدیل ناپذیر
immitigable تخفیف ناپذیر
immiscible امتزاج ناپذیر
inconvertible مبادله ناپذیر
incorruptibly بطورفساد ناپذیر
inappealable پژوهش ناپذیر
indubious تردید ناپذیر
unfeasible <adj.> انجام ناپذیر
impossible [colloquial] <adj.> تحمل ناپذیر
unchallenged انکار ناپذیر
sure-fire شکست ناپذیر
waterproof wire سیم نم ناپذیر
water proof رطوبت ناپذیر
untouchability لمس ناپذیر
unsearchable کاوش ناپذیر
unobjectionable اعتراض ناپذیر
uninflammable اشتعال ناپذیر
unconquerable تسخیر ناپذیر
inexecutable <adj.> انجام ناپذیر
impracticable <adj.> انجام ناپذیر
unalterable <adj.> اجتناب ناپذیر
unalienable <adj.> اجتناب ناپذیر
inevitable <adj.> اجتناب ناپذیر
indispensable <adj.> اجتناب ناپذیر
inalienable <adj.> اجتناب ناپذیر
absolute <adj.> اجتناب ناپذیر
uncomputable محاسبه ناپذیر
unchangeable تغییر ناپذیر
unappeasable استمالت ناپذیر
irrecoverable جبران ناپذیر
irrecocilably بطوروفق ناپذیر
ireversible تغییر ناپذیر
invariant تغییر ناپذیر
intangibly بطورلمس ناپذیر
insusceptible تایید ناپذیر
insol انحلال ناپذیر
inscrvtable تفحص ناپذیر
inirritable تحریک ناپذیر
undecidable تصمیم ناپذیر
infrangible تجزیه ناپذیر
inextinguishably بطورتسکین ناپذیر
inexplorable کاوش ناپذیر
inexhaustibly بطورپایان ناپذیر
irrecoverably بطوراصلاح ناپذیر
irremissible اغماض ناپذیر
unappealabe پژوهش ناپذیر
stainless زنگ ناپذیر
spanless پیمایش ناپذیر
sateless سیری ناپذیر
remediless درمان ناپذیر
raintight باران ناپذیر
nonsuperimposable انطباق ناپذیر
non descript تشریح ناپذیر
non descript وصف ناپذیر
nanoaddressable نشانی ناپذیر
joiner door دربهای اب ناپذیر
irriversible برگشت ناپذیر
irresolvable تجزیه ناپذیر
irresistable مقاومت ناپذیر
ineludible گریز ناپذیر
insoluble انحلال ناپذیر
voracious سیری ناپذیر
incomparable مقایسه ناپذیر
inconsolably دلداری ناپذیر
uncompromisingly مصالحه ناپذیر
uncompromising مصالحه ناپذیر
indeterminable تعیین ناپذیر
passive اثر ناپذیر
unceasing پایان ناپذیر
unceasing ایست ناپذیر
passives اثر ناپذیر
incurable علاج ناپذیر
impassive تالم ناپذیر
adamantly تزلزل ناپذیر
incurable بهبودی ناپذیر
irreconcilable وفق ناپذیر
inconsolable دلداری ناپذیر
intolerable تحمل ناپذیر
inalienable بیع ناپذیر
inseparable تفکیک ناپذیر
unalterable تغییر ناپذیر
invariable تغییر ناپذیر
immutable تغییر ناپذیر
unexceptionable استثناء ناپذیر
irrevocably بطورفسخ ناپذیر
unavoidable چاره ناپذیر
unavoidable اجتناب ناپذیر
disconsolate تسلی ناپذیر
irreconcilable اشتی ناپذیر
adamant تزلزل ناپذیر
inconceivable تصور ناپذیر
undeniably انکار ناپذیر
impermeable نشت ناپذیر
unanswerable تکذیب ناپذیر
unanswerable جواب ناپذیر
unaccountably توضیح ناپذیر
inevitable اجتناب ناپذیر
unbearably تحمل ناپذیر
inscrutable نفوذ ناپذیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com