English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 107 (7 milliseconds)
English Persian
family farm مزرعه خانوادگی
Other Matches
heraldry نجباوعلائم نجابت خانوادگی نشان نجابت خانوادگی
plantations مزرعه
stead مزرعه
farm مزرعه
crofts مزرعه
croft مزرعه
corn field مزرعه
farmed مزرعه
farms مزرعه
plantation مزرعه
familial خانوادگی
domestic خانوادگی
farmyard محوطه مزرعه
paddies مزرعه شالیکاری
farmyards محوطه مزرعه
paddy مزرعه شالیکاری
homestead مزرعه رعیتی
homesteads مزرعه رعیتی
planters صاحب مزرعه
planter صاحب مزرعه
dry farm مزرعه دیم
farm yard حیاط مزرعه
farm yields بازده مزرعه
farmhand کارگر مزرعه
farmstead مزرعه وابنیه ان
collective farm مزرعه اشتراکی
champs قهرمان مزرعه
champed قهرمان مزرعه
champing قهرمان مزرعه
farming مزرعه داری
champ قهرمان مزرعه
farmers مزرعه داران
farm hand کارگر مزرعه
farm-yard حیاط مزرعه
farm hands کارگر مزرعه
family background پیشینه خانوادگی
family asset دارائی خانوادگی
family allowances مقرری خانوادگی
emblazonry نشان خانوادگی
domestic problem مساله خانوادگی
washerwoman زن رختشوی خانوادگی
patronymic نام خانوادگی
household system نظام خانوادگی
homophyly شباهت خانوادگی
clannishness هواداری خانوادگی
nobility اصالت خانوادگی
surnames نام خانوادگی
family name اسم خانوادگی
family name نام خانوادگی
family names اسم خانوادگی
surname نام خانوادگی
family names نام خانوادگی
blazon نشان خانوادگی
family industry صنعت خانوادگی
removed فاصله خانوادگی
kibbutzes مزرعه اشتراکی درکشوراسرائیل
kibbutzim مزرعه اشتراکی درکشوراسرائیل
outfield مزرعه دور افتاده
poor farm مزرعه اردوی کار
kibbutz مزرعه اشتراکی درکشوراسرائیل
vendettas دشمنی خونی خانوادگی
majordomo متصدی امور خانوادگی
family neurosis روان رنجوری خانوادگی
domestically بطور خانوادگی و اهلی
coat armour زره ونشانهای خانوادگی
vendetta دشمنی خونی خانوادگی
hennery مزرعه یا محل پرورش مرغ
dairy farm مزرعه یا کارخانه لبنیات سازی
farmstead مزرعه و حوالی ان علاقجات رعیتی
tied down <idiom> مسئولیت شغلی یا خانوادگی داشتن
maiden names نام خانوادگی زن پیش ازشوهرکردن
emblazon بانشانهای نجابت خانوادگی اراستن
scutcheon سپر سپرحاوی نشان خانوادگی
highbred دارای تربیت یانجابت خانوادگی
maiden name نام خانوادگی زن پیش ازشوهرکردن
blazonry علامت یانشان نجابت خانوادگی
heraldry ایین وتشریفات نشانهای خانوادگی
hestia الهه اجاق خانوادگی وشهرها
communing مزرعه اشتراکی صمیمانه گفتگو کردن
ranches مزرعه یا مرتع احشام دامداری کردن
communes مزرعه اشتراکی صمیمانه گفتگو کردن
communed مزرعه اشتراکی صمیمانه گفتگو کردن
commune مزرعه اشتراکی صمیمانه گفتگو کردن
ranch مزرعه یا مرتع احشام دامداری کردن
pan خدای مزرعه وجنگل وجانوران وشبانان
pan- خدای مزرعه وجنگل وجانوران وشبانان
pans خدای مزرعه وجنگل وجانوران وشبانان
king of arms متصدی تشخیص وتعیین نشانهای خانوادگی
blood feud کینه وعداوت خانوادگی دشمنی دیرین
major-domos متصدی امور خانوادگی دراسپانیا و ایتالیا
major-domo متصدی امور خانوادگی دراسپانیا و ایتالیا
major domo متصدی امور خانوادگی دراسپانیا و ایتالیا
He cant be tied down to family life. پای بند زندگی خانوادگی نیست
gin-house [ساختمان مزرعه با طرح مدور یا چند گوشه]
gin-rink [ساختمان مزرعه با طرح مدور یا چند گوشه]
gingang [ساختمان مزرعه با طرح مدور یا چند گوشه]
gin-case [ساختمان مزرعه با طرح مدور یا چند گوشه]
pewage پولی که بابت نشستن درجاهای خانوادگی یانیمکتهای چندنفری درکلیسامیدهند
hatchment صفحهای که نشانهای خانوادگی وسلاح شخص تازه مرده راروی ان نمود
initialing نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initialed نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initial نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initialling نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initialled نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initials نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
escutcheon سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com