English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English Persian
up to someone to do something <idiom> مسئولیت مراقبت از چیزی را داشتن
Other Matches
in common <idiom> مسئولیت داشتن
irresponsibly بدون داشتن مسئولیت
tied down <idiom> مسئولیت شغلی یا خانوادگی داشتن
(in) charge of something <idiom> مسئولیت کار یاکسانی را به عهده داشتن
to ensure something مراقبت کردن در [چیزی]
long for اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
to have something in reserve چیزی بطوراندوخته داشتن چیزی درپس داشتن
to take the fall [American English] مسئولیت چیزی [کاری یا خطایی] را پذیرفتن
snow under <idiom> قبول چیزی که نمیتوان از آن مراقبت کرد
To wash ones hands of somebody (something). دست از کسی (چیزی )شستن (قطع مسئولیت ورابطه )
long میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long- میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
to concern something مربوط بودن [شدن] به چیزی [ربط داشتن به چیزی] [بابت چیزی بودن]
covet میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
coveting میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
covets میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
to hang over anything سوی چیزی پیشامدگی داشتن بالای چیزی سوارشدن
collective guarantee مسئولیت دسته جمعی مسئولیت تضامنی
to stop somebody or something کسی را یا چیزی را نگاه داشتن [متوقف کردن] [مانع کسی یا چیزی شدن] [جلوگیری کردن از کسی یا از چیزی]
to have something at one's disposal چیزی داشتن
to have something چیزی داشتن
To be used (accustomed) to something. به چیزی عادت داشتن
to havealiking for anything ذوق چیزی را داشتن
to live through something طاقت چیزی را داشتن
to take an i. in something به چیزی دلبستگی داشتن
look forward انتظار چیزی را داشتن
to have something in reserve چیزی درچنته داشتن
to believe in something به چیزی اعتقاد داشتن
To be interested in ( keen on ) some thing . به چیزی علاقه داشتن
to look forward to something انتظار چیزی را داشتن
to disagree [or be in disagreement] [on something/about something] بر سر چیزی اختلاف داشتن
to have an appetite for something اشتها به چیزی داشتن
to have experience in something آزمودگی در چیزی داشتن
to believe in somebody [something] اطمینان داشتن به کسی [چیزی]
to be into somebody [something] <idiom> کسی [چیزی] را دوست داشتن
To have a fancy for something . هوای چیزی را درسر داشتن
To wish (long) for something. آرزوی چیزی را کردن (داشتن )
cry out for <idiom> شدیدا به چیزی احتیاج داشتن
swear by <idiom> کاملا از چیزی اطمینان داشتن
have something up one's sleeve <idiom> چیزی سری نگه داشتن
To be biased (prejudiced). درمورد چیزی تعصب داشتن
keep something at bay <idiom> [چیزی را دور نگاه داشتن]
to purpose something هدف چیزی [انجام کاری] را داشتن
to make of something در باره چیزی نظر [عقیده] داشتن
to have a limit [of up to something] [تا] به حد [چیزی یا مقداری] اعتبار داشتن [اقتصاد]
cellarage حق انبارداری برای نگاه داشتن چیزی
circular scanning مراقبت دایرهای منطقه تجسس و مراقبت دایرهای
to have a maximum limit [of something] [به] حداکثر [چیزی یا مقداری] اعتبار داشتن [اقتصاد]
bank on <idiom> اطمینان داشتن ،روی چیزی حساب کردن
nose around [about] <idiom> چیزی را سری نگه داشتن کاوش کردن
custody مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
pick and choose در سوا کردن چیزی دقت ووسواس زیاد داشتن
laniard طناب کوتاهی که برای نگاه داشتن چیزی بکار میرود
to strain at anything در زیر فشارچیزی تقلاکردن زیاد در چیزی باریک شدن یاوسواس داشتن
planch صفحهای از گل نسوزکه برای نگاه داشتن چیزی که دراتش گذاشته اندبکارمیرود
reckoned حساب پس دادن روی چیزی حساب کردن محسوب داشتن
reckons حساب پس دادن روی چیزی حساب کردن محسوب داشتن
reckon حساب پس دادن روی چیزی حساب کردن محسوب داشتن
menage مسئولیت
trust مسئولیت
irresponsible بی مسئولیت
amenableness مسئولیت
onus مسئولیت
burthen مسئولیت
liabilities مسئولیت
trusted مسئولیت
unresponsive بی مسئولیت
responsibility مسئولیت
responsibly با مسئولیت
responsibilities مسئولیت
liability to disease مسئولیت
trusts مسئولیت
liability مسئولیت
offices مسئولیت احرازمقام
imputability مسئولیت اخلاقی
loads فشار مسئولیت
load فشار مسئولیت
onmy own responsibility به مسئولیت خودم
charge بار مسئولیت
cark بار مسئولیت
constructive trust مسئولیت قهری
irresponsible عاری از حس مسئولیت
irresponsibly بدون حس مسئولیت
area of responsibility منطقه مسئولیت
office مسئولیت احرازمقام
sector of responsibility منطقه مسئولیت
on one's shoulders <idiom> مسئولیت شخصی
post- مقام مسئولیت
posted مقام مسئولیت
posts مقام مسئولیت
liabilities الزام مسئولیت
liability الزام مسئولیت
amenability احساس مسئولیت
post مقام مسئولیت
charges بار مسئولیت
responsible مسئولیت دار
implied trust مسئولیت فرضی
product liability مسئولیت محصول
primary interest مسئولیت اصلی
law of tort مسئولیت مدنی
watchful مراقبت
unattended بی مراقبت
watchfulness مراقبت
ovservation مراقبت
eyesight مراقبت
vigilance مراقبت
espial مراقبت
tendance مراقبت
counter surveillance ضد مراقبت
surveillance مراقبت
care مراقبت
cares مراقبت
cared مراقبت
without engagement بدون تقبل مسئولیت
over worked man مهره شطرنج پر مسئولیت
limited liability company شرکت با مسئولیت محدود
The responsibility lies with you. مسئولیت با شما است.
law of torts قانون مسئولیت مدنی
law of tort قانون مسئولیت مدنی
unlimited company شرکت با مسئولیت نامحدود
privity of contract مسئولیت طرفین قرارداد
To assume responsibility . قبول مسئولیت کردن
liability for damages مسئولیت در برابر خسارت
sponsor مسئولیت راقبول کردن
sponsoring مسئولیت راقبول کردن
peril بیم زیان مسئولیت
perils بیم زیان مسئولیت
sponsors مسئولیت راقبول کردن
insures مراقبت کردن در
to llok مراقبت کردن
watches مراقبت کردن
watch tower برج مراقبت
Medicare مراقبت پزشکی
ensuring مراقبت کردن در
insuring مراقبت کردن در
ensures مراقبت کردن در
ensured مراقبت کردن در
watching مراقبت کردن
watchtowers برج مراقبت
watchtower برج مراقبت
listening watch مراقبت به گوش
ensure مراقبت کردن در
to see to it مراقبت کردن
due care مراقبت کافی
animadversion مراقبت مشاهده
area monitoring مراقبت منطقهای
to see after مراقبت کردن
combat surveillance مراقبت رزمی
watched مراقبت کردن
care of supplies مراقبت اماد
residential care مراقبت پناهگاهی
helical scanning مراقبت مارپیچی
watch مراقبت کردن
see to it مراقبت کردن
day care مراقبت در روز
control towers برج مراقبت
acoustical surveillance مراقبت صوتی
air search مراقبت هوایی
air surveillance مراقبت هوایی
sea surveillance مراقبت دریایی
ground surveillance مراقبت زمینی
What do I care? چطور این مسئولیت من است؟
Responsibility weighed him down بار مسئولیت کمرش را خم کرد
looser از قید مسئولیت ازاد ساختن
caveat subscriptor مسئولیت به عهده عضو میباشد
disclaimer رفع کننده ادعا یا مسئولیت
loose از قید مسئولیت ازاد ساختن
disclaimers رفع کننده ادعا یا مسئولیت
pass the buck <idiom> مسئولیت خودرا به دیگری دادن
loosest از قید مسئولیت ازاد ساختن
amoral بدون احساس مسئولیت اخلاقی
solidarity بهم پیوستگی مسئولیت مشترک
maintain به خوبی مراقبت شده
cared محافظت کردن مراقبت
cares محافظت کردن مراقبت
stake-outs محل تحت مراقبت
area monitoring مراقبت کردن از منطقه
vigilance مراقبت به گوش بودن
sector of search منطقه مراقبت رادار
care محافظت کردن مراقبت
double up مراقبت از مهاجم با دو مدافع
airborne beacon برج مراقبت هوابرد
unattended operation هملکرد مراقبت نشده
air beacon برج مراقبت پایگاه
surveillance دیدبانی و مراقبت از منطقه
radar beacon برج مراقبت رادار
attendances ملازمت مراقبت رسیدگی
attendance ملازمت مراقبت رسیدگی
maintained به خوبی مراقبت شده
maintains به خوبی مراقبت شده
surveillant مراقبت کننده دیدبان
lookout مراقبت عمل پاییدن
lookouts مراقبت عمل پاییدن
overwatch مراقبت از حرکت بااتش
radar scan مراقبت بوسیله رادار
care and handling مراقبت و دستکاری وسایل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com