Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 123 (7 milliseconds)
English
Persian
to pass the buck
<idiom>
مسئولیت ناخوشایند
[تقصیر یا زحمت]
را به دیگری دادن
to pass the buck to somebody
مسئولیت ناخوشایند
[تقصیر یا زحمت]
را به کسی دادن
Other Matches
collective guarantee
مسئولیت دسته جمعی مسئولیت تضامنی
custody
مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
unlovely
ناخوشایند
uncomfortable
ناخوشایند
unsightly
ناخوشایند
perverse
ناخوشایند
unbecoming
ناخوشایند
ill sorted
ناخوشایند
uncomfortably
ناخوشایند
uncomplimentary
بی تعارف ناخوشایند
hot potatoes
کار دشوار و ناخوشایند
hot potato
کار دشوار و ناخوشایند
a bitter pill to swallow
<idiom>
یک واقعیت ناخوشایند که باید پذیرفته شود
hard porn
هرزهنگاریPornographyکهاعمالجنسیراواضح سریع و بصورت ناخوشایند نمایشمیدهد
to languish
پژولیدن
[به خاطر جایی یا وضعیتی ناخوشایند]
to bite the bullet
<idiom>
پذیرفتن انجام کاری و یا چیزی سخت یا ناخوشایند
to languish
فاسد شدن
[به خاطر جایی یا وضعیتی ناخوشایند]
to languish
هرز رفتن
[به خاطر جایی یا وضعیتی ناخوشایند]
to languish
ضایع شدن
[به خاطر جایی یا وضعیتی ناخوشایند]
to have to bite the bullet
<idiom>
باید انجام کاری سخت یا ناخوشایند را پذیرفت
unresponsive
بی مسئولیت
menage
مسئولیت
amenableness
مسئولیت
burthen
مسئولیت
liability to disease
مسئولیت
trusted
مسئولیت
responsibly
با مسئولیت
trust
مسئولیت
responsibilities
مسئولیت
responsibility
مسئولیت
trusts
مسئولیت
liability
مسئولیت
irresponsible
بی مسئولیت
liabilities
مسئولیت
onus
مسئولیت
to sugar the pill
<idiom>
چیزی بدی را طوری بکنند که کمتر ناخوشایند بنظر بیاید
[اصطلاح مجازی]
to sweeten the pill
<idiom>
چیزی بدی را طوری بکنند که کمتر ناخوشایند بنظر بیاید
[اصطلاح مجازی]
to bite the bullet
<idiom>
باید انجام کاری سخت یا ناخوشایند را پذیرفت تا بتوان به مقصد اصلی رسید
to sugar-coat the pill
[American E]
<idiom>
چیزی بدی را طوری بکنند که کمتر ناخوشایند بنظر بیاید
[اصطلاح مجازی]
liability
الزام مسئولیت
on one's shoulders
<idiom>
مسئولیت شخصی
charge
بار مسئولیت
in common
<idiom>
مسئولیت داشتن
post
مقام مسئولیت
liabilities
الزام مسئولیت
irresponsibly
بدون حس مسئولیت
responsible
مسئولیت دار
charges
بار مسئولیت
irresponsible
عاری از حس مسئولیت
posts
مقام مسئولیت
posted
مقام مسئولیت
post-
مقام مسئولیت
load
فشار مسئولیت
office
مسئولیت احرازمقام
onmy own responsibility
به مسئولیت خودم
primary interest
مسئولیت اصلی
law of tort
مسئولیت مدنی
product liability
مسئولیت محصول
implied trust
مسئولیت فرضی
imputability
مسئولیت اخلاقی
constructive trust
مسئولیت قهری
sector of responsibility
منطقه مسئولیت
cark
بار مسئولیت
loads
فشار مسئولیت
offices
مسئولیت احرازمقام
area of responsibility
منطقه مسئولیت
amenability
احساس مسئولیت
sponsor
مسئولیت راقبول کردن
liability for damages
مسئولیت در برابر خسارت
law of torts
قانون مسئولیت مدنی
law of tort
قانون مسئولیت مدنی
peril
بیم زیان مسئولیت
perils
بیم زیان مسئولیت
sponsoring
مسئولیت راقبول کردن
The responsibility lies with you.
مسئولیت با شما است.
irresponsibly
بدون داشتن مسئولیت
limited liability company
شرکت با مسئولیت محدود
sponsors
مسئولیت راقبول کردن
unlimited company
شرکت با مسئولیت نامحدود
without engagement
بدون تقبل مسئولیت
over worked man
مهره شطرنج پر مسئولیت
To assume responsibility .
قبول مسئولیت کردن
privity of contract
مسئولیت طرفین قرارداد
tied down
<idiom>
مسئولیت شغلی یا خانوادگی داشتن
up to someone to do something
<idiom>
مسئولیت مراقبت از چیزی را داشتن
amoral
بدون احساس مسئولیت اخلاقی
Responsibility weighed him down
بار مسئولیت کمرش را خم کرد
pass the buck
<idiom>
مسئولیت خودرا به دیگری دادن
solidarity
بهم پیوستگی مسئولیت مشترک
loose
از قید مسئولیت ازاد ساختن
disclaimers
رفع کننده ادعا یا مسئولیت
disclaimer
رفع کننده ادعا یا مسئولیت
What do I care?
چطور این مسئولیت من است؟
looser
از قید مسئولیت ازاد ساختن
loosest
از قید مسئولیت ازاد ساختن
caveat subscriptor
مسئولیت به عهده عضو میباشد
(in) charge of something
<idiom>
مسئولیت کار یاکسانی را به عهده داشتن
sinecures
هر شغلی که متضمن مسئولیت مهمی نباشد
broad shoulders
نیروی باربری یا طاقت تحمل مسئولیت
sinecure
هر شغلی که متضمن مسئولیت مهمی نباشد
to take the fall
[American English]
مسئولیت چیزی
[کاری یا خطایی]
را پذیرفتن
to take the fall for somebody
مسئولیت خطایی را بجای کسی پذیرفتن
see to it
<idiom>
مسئولیت انجام کاری را برعهده گرفتن
ignorance of law is no excuse
جهل به قانون رافع مسئولیت نیست
accountability
ذیحسابی مسئولیت نگهداری سوابق پولی و مالی
to shuffle off responsibility
مسئولیت را ازخودسلب کردن بدوش ودیگری گذاردن
buck passer
شخصی که مسئولیت خود را بدیگران محول میکند
to shift off responsibility
مسئولیت را ازخودسلب کردن وبدوش دیگری گذاردن
I wI'll do it on my own responsibility .
به مسئولیت خودم این کاررا خواهم کرد
frankpledge
مسئولیت دسته جمعی افراد مالیات پرداز یک ناحیه
pick up
واگذار کردن مسئولیت مهاریک بازیگر ازاد به کسی
To wash ones hands of somebody (something).
دست از کسی (چیزی )شستن (قطع مسئولیت ورابطه )
One insust not step aside and diclaim responsibility .
نبا ید کنا ررفت واز خود سلب مسئولیت کرد
profit centre
قسمتی از سازمان که مسئولیت محاسبه هزینه هاو درامدها را به عهده دارد
misrepresentation
در CL وقتی قلب واقعیت میتواند در محدوده مسئولیت مدنی موضوع دعوی قرار گیرد که ناشی از عمد وقصد باشد تدلیس
limited company
شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
errors and omissions expected
باستثنای اشتباهات وچیزهایکه از قلم افتاده این عبارت روی صورت حسابهانوشته میشود و یعنی مسئولیت اشتباهات بعهده شرکت نمیباشد
sectors
منطقه عمل منطقه مسئولیت
sector
منطقه عمل منطقه مسئولیت
unlimited liability
بدهیهای نامحدود مسئولیت نامحدود
c & f
قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com