Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (11 milliseconds)
English
Persian
shootoff
مسابقه اضافی
Search result with all words
handicap
مسابقه بین بهترین اسبهابادادن وزن اضافی برای ایجاد تعادل
handicaps
مسابقه بین بهترین اسبهابادادن وزن اضافی برای ایجاد تعادل
experimental free handicap
دادن وزن اضافی ازمایشی به اسبها برای مسابقه اینده
shootoff
مسابقه اضافی تیراندازی
wild cord
تیم انتخاب شده برای مسابقه اضافی در وضع تساوی طرفین براساس سوابق ان تیم
Other Matches
dropper
قطعه ریسمان اضافی قلاب ونخ اصلی ماهیگیری با طعمه اضافی
droppers
قطعه ریسمان اضافی قلاب ونخ اصلی ماهیگیری با طعمه اضافی
surcharge
هزینه حمل اضافی که بابت معطلی کشتی در بندر دریافت میشود مالیات اضافی
surcharges
هزینه حمل اضافی که بابت معطلی کشتی در بندر دریافت میشود مالیات اضافی
over break
خاکبرداری اضافی و کندن وجابجا شدن اضافی خاک یاقطعات سنگی که دراثر موارمنفجره بدون اینکه بخواهیم کنده شود
surcharges
نرخ اضافی مالیات اضافی جریمه
surcharge
نرخ اضافی مالیات اضافی جریمه
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
expanded memory system
کارت اضافی برای افزودن حافظه اضافی به IBM PC. حافظه از استاندارد EMS پیروی میکند
extra duty
وفیفه اضافی ماموریت اضافی
skull practice
کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
hooligan
مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
hooligans
مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
sack race
مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
tug of war
مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن
opener
مسابقه نخست ازدو مسابقه متوالی
selling plater
اسب مسابقه قابل خرید پس از مسابقه
senior
مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
seniors
مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
match play
مسابقه گلف بین دو نفر یا دوتیم مسابقه بولینگ بین دونفر
handicaps
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicap
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
stables
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stable
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
dragstrip
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragway
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
quadrangular meet
مسابقه شنای دورهای بین 4تیم مسابقه دورهای بین 4تیم با محاسبه مجموع امتیازهای فردی
slaloms
مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
slalom
مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
ice racing
مسابقه سرعت روی یخ مسابقه روی یخ
paragogic
اضافی
plus
اضافی
additional
اضافی
relative
اضافی
supernumerary
اضافی
redundant
اضافی
extension
اضافی
supplemantary
اضافی
overflows
اضافی
overflowed
اضافی
accessing
اضافی
accesses
اضافی
access
اضافی
overtime
اضافی
unduly
اضافی
accessed
اضافی
overflow
اضافی
extensions
اضافی
excess
اضافی
excesses
اضافی
de trop
اضافی
accessional
اضافی
surpluses
اضافی
floating
اضافی
surplus
اضافی
supplementary
اضافی
surplusage
اضافی
extra cost
هزینه اضافی
additional
<adj.>
مکمل اضافی
excess supply
عرضه اضافی
excess stock
مواد اضافی
surplus water
ابهای اضافی
excess reserves
ذخائر اضافی
the intercalary month
ماه اضافی
furthering
اضافی زائد
furthered
اضافی زائد
furthers
اضافی زائد
extra premium
پاداش اضافی
incremental cost
هزینه اضافی
extra time
وقت اضافی
extra period
وقت اضافی
extra equipment
تجهیزات اضافی
further
اضافی زائد
extra duty
خدمت اضافی
extra current
جریان اضافی
intercalary
اضافی افزوده
adduct
ترکیب اضافی
bonus
پرداخت اضافی
sudden death
وقت اضافی
overload
بار اضافی
overloaded
بار اضافی
overloads
بار اضافی
flab
گوشت اضافی
beauty sleep
خواب اضافی
supplementary
اضافی مکمل
addition record
رکورد اضافی
additional charges
اتهامات اضافی
overcharging
هزینه اضافی
sudden-death
وقت اضافی
surtax
مالیات اضافی
superimposed
اتش اضافی
overcharge
هزینه اضافی
overcharged
هزینه اضافی
overcharges
هزینه اضافی
additional charges
خرجهای اضافی
additional score
نمره اضافی
aditional service
سرویس اضافی
end cell
پیل اضافی
regulating cell
پیل اضافی
excess capacity
فرفیت اضافی
excess length
طول اضافی
excess load
بار اضافی
excess pressure
فشار اضافی
excess price
قیمت اضافی
excess profit
سود اضافی
days of grace
مهلت اضافی
additional outlet
آبگیر اضافی
adscript
یادداشت اضافی
barrages
وقت اضافی
barrage
وقت اضافی
an a.chapter
یک باب اضافی
ancillary equipment
تجهیزات اضافی
auxiliary work
کارهای اضافی
boostes pump
پمپ اضافی
climbing lane
خط اضافی در سر بالایی
bonuses
پرداخت اضافی
surcharges
هزینه اضافی
slip sheet
صفحه اضافی
overpayment
پرداخت اضافی
overirrigation
ابیاری اضافی
surcharges
نرخ اضافی
overhead costs
هزینههای اضافی
sunk cost
هزینههای اضافی
over
گذشته اضافی
overvoltage
ولتاژ اضافی
surcharge
نرخ اضافی
surcharge
هزینه اضافی
over-
گذشته اضافی
surcharges
مالیات اضافی
postiche
متن اضافی
redundant equation
معادله اضافی
supplementary costs
هزینههای اضافی
surplus production
تولید اضافی
surplus stock
موجودی اضافی
surcharge
مالیات اضافی
surplus material
ماده اضافی
surplus value
ارزش اضافی
overestimation
براورد اضافی
overtime
وقت اضافی
padding
متن اضافی
poundage
هزینه اضافی
overtime
ساعات اضافی
overhand knot
گره اضافی
spill water
ابهای اضافی
overflow
ابهای اضافی لبریزی
overflows
ابهای اضافی لبریزی
overflowed
ابهای اضافی لبریزی
surtax
مالیات بر درامد اضافی
supertax
مالیات بر درامد اضافی
surcharge
درصد هزینههای اضافی
incremental cost
هزینه های اضافی
additional costs
[expenses]
هزینه های اضافی
cumulative evidence
قرائن یا مدارک اضافی
excess meter
کنتور مصرف اضافی
overcharge
اضافی هزینه کردن
overcharged
اضافی هزینه کردن
excess burden of taxation
بار اضافی مالیات
plussage
سرامد مقدار اضافی
plusage
سرامد مقدار اضافی
additions
اسم اضافی ضمیمه
addition
اسم اضافی ضمیمه
bonuses
پرتاب پنالتی اضافی
extra expenses
هزینه های اضافی
bonus
پرتاب پنالتی اضافی
sudden victory
پیروزی در وقت اضافی
additionally
بطور اضافی یا زائد
extras
فوق العاده اضافی
extra-
فوق العاده اضافی
extra
فوق العاده اضافی
value added network
ارزش اضافی شبکه
surpluses
اقلام اضافی و مازاد
jury sturt
پایه اضافی یا موقتی
surplus
اقلام اضافی و مازاد
third brush regulation
تنظیم با زغال اضافی
third brush generator
دینام با زغال اضافی
margins
زمان یا فضای اضافی
terret or rit
حلقه یراق اضافی
margin
زمان یا فضای اضافی
supplementary
موضع تکمیلی اضافی
supplement
تکمیل کننده اضافی
extrasystole
ضربان اضافی قلب
surcharges
درصد هزینههای اضافی
overcharging
اضافی هزینه کردن
supplemented
تکمیل کننده اضافی
acompaniment
تزئینات اضافی در ساختمان
supplementing
تکمیل کننده اضافی
overcharges
اضافی هزینه کردن
supplements
تکمیل کننده اضافی
motorcar accessories
لوازم اضافی اتومبیل
accrued expenditures
هزینه های اضافی
less than carload
وزن بار اضافی
There's no need to elaborate.
نیازی به توضیح اضافی نیست.
additional protocol
مقاوله نامه اضافی یا تکلمه
pillion seat
جای اضافی در موتور سیکلت
overcharging
قیمت اضافی غلو کردن
spares
اقلام اضافی وسایل یدکی
surcharges
مبلغ جریمه نرخ اضافی
overcharges
قیمت اضافی غلو کردن
dropper fly
طعمه اضافی وصل به نخ ماهیگیری
I feel like a fifth wheel.
من حس می کنم
[اینجا]
اضافی هستم.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com