English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
rodeo مسابقه سواری اسب یا گاووحشی
rodeos مسابقه سواری اسب یا گاووحشی
Other Matches
stage race مسابقه مرحلهای دوچرخه سواری
eventing انواع مسابقه اسب سواری
surf off دور نهایی مسابقه موج سواری
australian pursuit مسابقه تعقیبی 8 نفره دوچرخه سواری
point race مسابقه دوچرخه سواری طولانی چند مرحلهای
italian pursuit مسابقه تعقیبی تیمی دوچرخه سواری از 2 تا 5 نفر
madison مسابقه دوچرخه سواری استقامت 6 روزه بین 2 تیم
pursuits مسابقه دوچرخه سواری انفرادی یا تیمی تعقیبی بازمانگیری
pursuit مسابقه دوچرخه سواری انفرادی یا تیمی تعقیبی بازمانگیری
kermesse مسابقه دوچرخه سواری 3 تا5 مایل در شهر و خارج
tilts شیب داشتن مسابقه نیزه سواری شمشیربازی سواره درقرون وسطی
tilted شیب داشتن مسابقه نیزه سواری شمشیربازی سواره درقرون وسطی
tilt شیب داشتن مسابقه نیزه سواری شمشیربازی سواره درقرون وسطی
miss and out مسابقه دوچرخه سواری بین 3 نفر یا بیشتر که نفر اخرحذف میشود
gaur گاووحشی هندی
bell lap زنگ اخرین دور مسابقه دوچرخه سواری صدای زنگ در اخرین دور دو
skull practice کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
hooligans مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
hooligan مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
sack race مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
tug of war مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن
opener مسابقه نخست ازدو مسابقه متوالی
selling plater اسب مسابقه قابل خرید پس از مسابقه
seniors مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
senior مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
match play مسابقه گلف بین دو نفر یا دوتیم مسابقه بولینگ بین دونفر
handicaps مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicap مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
stable گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stables گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
riding سواری
Woman sitting on the man کیر سواری
ride سواری
rides سواری
driving سواری
troopers اسب سواری
auto ماشین سواری
autos ماشین سواری
saddled سواری کردن
saddles سواری کردن
trooper اسب سواری
saddle سواری کردن
passenger car اتومبیل سواری
manege اسب سواری
roadster اسب سواری
roadsters اسب سواری
jockeying اسب سواری
hackney اسب سواری
equitation هنراسب سواری
saddle horse اسب سواری
passenger car trailer تریلرخودروی سواری
surfing موج سواری
saddler اسب سواری
surfriding موج سواری
motorcar خودرو سواری
amaxophobia سواری هراسی
top boot چکمه سواری
surf riding موج سواری
cycling دوچرخه سواری
to take a ride سواری کردن
skim boarding موج سواری
jumble سواری کردن
jumbled سواری کردن
jumbles سواری کردن
jumbling سواری کردن
hacking jackets کت اسب سواری
hacking jacket کت اسب سواری
horsemanship اسب سواری
to take a drive سواری کردن
surf موج سواری
cavalcades سواری گردش سواره
manege اموزشگاه اسب سواری
jodhpur شلوار چسبان سواری
to give somebody a lift به کسی سواری دادن
bicycle path مسیر دوچرخه سواری
bicycle دوچرخه سواری کردن
habits لباس سواری زنانه
habit لباس سواری زنانه
harness horse اسب سواری یا بارکش
joo choo seogi ایستادن اسب سواری
bicycles دوچرخه سواری کردن
to give somebody a ride به کسی سواری دادن
riding habits جامه سواری زنانه
riding habit جامه سواری زنانه
cavalcade سواری گردش سواره
velodrome پیست دوچرخه سواری
surfboards تخته موج سواری
surfboard تخته موج سواری
equestrian مربوط به اسب سواری
outride در سواری پیش افتادن از
hacking اسب سواری تفریحی
troopers اسب سواری نظامی
motor road جاده موتور سواری
to learn to ride سواری یاد گرفتن
to go by bicycle دوچرخه سواری کردن
sailable قابل سواری دردریا
trooper اسب سواری نظامی
drives رانش سواری دوندگی
nags اسب کوچک سواری
surfmanship مهارت در موج سواری
nagged اسب کوچک سواری
drive رانش سواری دوندگی
to ride a bicycle دوچرخه سواری کردن
nag اسب کوچک سواری
drive سواری کردن کوبیدن
drives سواری کردن کوبیدن
dragstrip مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragway مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
quadrangular meet مسابقه شنای دورهای بین 4تیم مسابقه دورهای بین 4تیم با محاسبه مجموع امتیازهای فردی
equitation هنر سواری و مهار اسب
to get a lift from somebody سواری گرفتن از کسی [در خودرو]
lift سواری [گردشگری] [خودرو رانی]
to hitch a lift [ride] from somebody سواری شدن [در خودروی کسی]
barge تخته بزرگ موج سواری
hotdogging board تخته کوتاه موج سواری
ap joo choom ایستادن اسب سواری بجلو
barged تخته بزرگ موج سواری
to stand treat هزینه مهمانی یا سواری رادادن
barges تخته بزرگ موج سواری
ride [American E] سواری [گردشگری] [خودرو رانی]
to get a lift with somebody سواری گرفتن از کسی [در خودرو]
freestyle موج سواری بامانور ازاد
stick تخته موج سواری شلاق
wake surfing موج سواری بدنبال قایق
windsurfing موج سواری با تخته و بادبان
malibu تخته فایبرگلاس موج سواری
windsurfers تخته موج سواری با بادبان
body surf موج سواری بدون تخته
windsurfer تخته موج سواری با بادبان
charreada سواری مکزیکی اسب وحشی
to get a ride with somebody سواری گرفتن از کسی [در خودرو]
nose دماغه جلویی تخته موج سواری
haute ecole تمرین اسب سواری از روی مانع
saddle bronc riding سواری بر اسب وحشی برای 01 ثانیه
to offer somebody a lift به کسی پیشنهاد سواری دادن کردن
to bike دوچرخه سواری کردن [اصطلاح روزمره]
[Could I] give you a lift? [colloquial] به کسی پیشنهاد سواری دادن کردن
noses دماغه جلویی تخته موج سواری
junk surf امواج نامناسب برای موج سواری
bodysurfing موج سواری روی سینه وشکم
this ground rides soft این زمین برای سواری نرم است
hang ten سواری تخته موج درحال جلوبودن 01 انگشت پا
to ride one's horse to death اسب خود رابا سواری زیادازپا در اوردن
tubing ورزش یا تفریح قایق سواری درمسیر رود
tourist trophy مسابقههای سالانه موتورسیکلت سواری درجزیره من انگلستان
slide سواری کردن مقابل موج بازاویه شکسته
slides سواری کردن مقابل موج بازاویه شکسته
banking track انحنای پیست دوچرخه سواری بطرف داخل
to tilt at the ring سر سواری حلقه اویزانی رابانوک نیزه برداشتن
caroche نوعی کالسکه یادرشکه درشکه سواری کردن
catch a rail برخورد تخته موج سواری باموج و سرنگونی
cheats سواری تخته موج بدون جلو بردن بدن
cheated سواری تخته موج بدون جلو بردن بدن
cheat سواری تخته موج بدون جلو بردن بدن
floater پاس ارام هوایی تخته بزرگ موج سواری
bareback riding سواری بدون زین برای 8ثانیه بر اسب وحشی
blown out رانده شدن تخته موج سواری با باد شدید
stalling برای چند لحظه ازسرعت موج سواری کاستن
stall برای چند لحظه ازسرعت موج سواری کاستن
skim board تخته گرد یا مربع مستطیل برای موج سواری در اب کم عمق
guns تخته بزرگ وسنگین موج سواری برای موجهای سنگین
big gun سرسخت در کسب امتیاز تخته سنگین و بزرگ موج سواری
serpentine سواری در طول مانژ با یک رشته پیچ و خمهادر سمت مخالف
gun تخته بزرگ وسنگین موج سواری برای موجهای سنگین
slalom مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
slaloms مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
ice racing مسابقه سرعت روی یخ مسابقه روی یخ
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
scooters روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
scooter روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
banked track پیست اتومبیلرانی با انحنای برجسته پیست انحناداربرجسته دوچرخه سواری
goofy foot موج سواری که بجای پای چپ پای راست را روی تخته بجلو می گذارد
dude ranch گله داری واسب سواری وحشم داری
horsy معتاد به اسب سواری یا اسب دوانی
ball game مسابقه
contesting مسابقه
ball games مسابقه
race مسابقه
competition مسابقه
chace مسابقه
meet مسابقه
event مسابقه
contested مسابقه
tournaments مسابقه
events مسابقه
meets مسابقه
chasing مسابقه
chases مسابقه
setters یک مسابقه
chased مسابقه
chase مسابقه
contests مسابقه
raced مسابقه
setter یک مسابقه
contest مسابقه
tourney مسابقه
races مسابقه
tournament مسابقه
agonism مسابقه
game مسابقه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com