Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
sound ranging
مسافت یابی صوتی
Search result with all words
sofar
سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
Other Matches
range finding
مسافت یابی
ranging
مسافت یابی
acoustic minehunting
مین یابی صوتی
spot
مسافت یابی کردن
ranging
مسافت یابی کردن
spots
مسافت یابی کردن
ranging pole
شاخصهای مسافت یابی
flash ranging
مسافت یابی نوری
range sensing
تخمین زدن برد مسافت یابی کردن
flash ranging location
تعیین محل هدفها با مسافت یابی نوری
aliasing
افزودن سیگنالهای صوتی بین الگوهای صوتی برای ایجاد صدای ملایم تر
photo distance
مسافت اندازه گیری شده ازعکس هوایی مسافت روی عکس
time distance
مسافت زمانی حرکت ستون مسافت طی شده در زمان معین
bumblebees
تولید کننده ارتعاش صوتی نوسان ساز صوتی
bumblebee
تولید کننده ارتعاش صوتی نوسان ساز صوتی
polyphone
جعبه موسیقی حرف دو صوتی یا چند صوتی
audio mixer
میکسر صوتی تلویزیونی مخلوط کننده صوتی
mean free path for attenuation
مسافت ازاد میانگین درتضعیف مسافت تضعیف
attenuation mean free path
مسافت ازاد میانگین درتضعیف مسافت تضعیف
scattering mean free path
مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی
mean free for scattering
مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی
range scale
طبله برد مقیاس مسافت جدول مسافت
vocal cords
تارهای صوتی رشتههای صوتی یا اوایی
sonic boom
انفجار صوتی شکستن دیوار صوتی
sonic booms
انفجار صوتی شکستن دیوار صوتی
involution
توان یابی قوه یابی
short international
مسابقهای که هر تیرانداز 03تیر از مسافت 05 متر و 03تیر از مسافت 53 متر و 03تیر از مسافت 52 متر با تیرو کمان می اندازد
range section
قسمت مسئول مسافت یاب یاکار با دستگاه مسافت یاب دریک اتشبار
range component
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
windsor round
مسابقه تیراندازی با 63 تیراز مسافت 06 متری و 63تیر از مسافت 05 متری و63 تیر از 04 متری با کمان
voice answer back
یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواندسیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند تا پاسخ صوتی را به درخواستهای انجام شده از ترمینالهای تلفنی فراهم اورد
vehicle stopping distance
مسافت ایست وسیله نقلیه مسافت ایست خودرو
donkey sonar
ردیاب صوتی هلی کوپتر ردیاب صوتی
absorption mean free path
مسافت ازاد میانگین در جذب مسافت جذب
mean free path absorption
مسافت ازاد میانگین در جذب مسافت جذب
road distance
مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
coincidence range finder
مسافت یاب دوشاخهای مسافت یاب انطباقی
sound absorption
خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
telemetering
ارزیابی کردن موشکها مسافت سنجی کردن مسافت سنجی
attainments
دست یابی
fault detection
عیب یابی
obstacle sense
حس مانع یابی
edgings
حاشیه یابی
edging
حاشیه یابی
localization
موضع یابی
knowledge acquisition
آگاهی یابی
goniometry
زاویه یابی
positioning
موقع یابی
achievements
دست یابی
position finding
موقعیت یابی
achievement
دست یابی
attainment
دست یابی
quadricycle
چهارچرخه یابی
orientates
جهت یابی
summation
مجموع یابی
mark sensing
نشان یابی
levelling
ارتفاع یابی
patterning
طرح یابی
addressing
نشانی یابی
termination
پایان یابی
marketing
بازار یابی
orientating
جهت یابی
interpolations
میان یابی
orientate
جهت یابی
trapping
غلط یابی
extrapolation
برون یابی
interpolation
درون یابی
interpolation
میان یابی
sourcing
منابع یابی
extrapolations
برون یابی
interpolations
درون یابی
signal detection
علامت یابی
orientation
جهت یابی
survey
زمینه یابی
surveyed
زمینه یابی
factoring
عامل یابی
fault finding
عیب یابی
acquisitions
هدف یابی
debugger
اشکال یابی
error detection
خطا یابی
direction finding
جهت یابی
location
مکان یابی
locations
مکان یابی
matchmaking
زوج یابی
fault diagnosis
عیب یابی
acquisition
هدف یابی
troubleshooting
اشکال یابی
i. and evdevolution
توان یابی
castaway
عمق یابی
calibration
خصلت یابی
castaways
عمق یابی
troubleshooting
عیب یابی
insinuation
رخنه یابی
fringing
ریشه یابی
access
دست یابی
accessed
دست یابی
accesses
دست یابی
cost finding
ارزش یابی
surveys
زمینه یابی
accessing
دست یابی
extrapolates
برون یابی کردن
extrapolating
برون یابی کردن
attitude survey
زمینه یابی نگرش
extrapolated
برون یابی کردن
random processing
با دست یابی تصادفی
trace
رد یابی کردن نشان
traced
رد یابی کردن نشان
traces
رد یابی کردن نشان
sound
عمق یابی کردن
performance evaluation
ارز یابی کارایی
cost centre
مرکز هزینه یابی
interpolate
درون یابی کردن
cost unit
واحد هزینه یابی
continuous levelling
تراز یابی پیوسته
quick access
با دست یابی تند
interpolating
درون یابی کردن
interpolates
درون یابی کردن
radio direction finding
جهت یابی بی سیم
parallel access
با دست یابی موازی
extrapolate
برون یابی کردن
detail
یات و مسیر یابی
detailing
یات و مسیر یابی
interpolated
درون یابی کردن
extender board
وسیله عیب یابی
locate mode
باب مکان یابی
sounds
عمق یابی کردن
localization of function
موضع یابی کارکرد
item scaling
مقیاس یابی پرسشها
space orientation
موقعیت یابی فضایی
spatial orientation
موقعیت یابی فضایی
survey tests
ازمونهای زمینه یابی
target aquisition
سیستم هدف یابی
frigid manners
اطوارخنک یابی مزه
absurdities test
ازمون مهمل یابی
three dimensional direction finding
جهت یابی فضایی
plumb
ژرف یابی کردن
job costing
هزینه یابی کار
marginal costing
هزینه یابی نهائی
marginal costing
هزینه یابی نهایی
excitor
عصب یابی محرک
maximum direction finding
جهت یابی حداکثر
sounded
عمق یابی کردن
direction finding
سمت یابی کردن
soundest
عمق یابی کردن
direction finding
جهت یابی کردن
direction finding aerial
انتن جهت یابی
aerial target aquisition
هدف یابی هوایی
direction finding station
پست جهت یابی
vowel
صوتی
vowels
صوتی
vocals
صوتی
monaural
یک صوتی
vocal
صوتی
phonic
صوتی
acoustic
صوتی
phonography
صوتی
sound powered
صوتی
sonic
صوتی
distance
مسافت
length
مسافت
lengths
مسافت
distances
مسافت
short range
کم مسافت
ranges
مسافت
ranged
مسافت
range
مسافت
short-range
کم مسافت
inelegantly
ازروی بی فرافتی یابی ذوقی
echo sounding
عمق یابی انعکاس صوت
snip
ادم کوچک یابی اهمیت
stramline flow
جریان موازی یابی ممانعت
tomnoddy
ادم خرف یابی کله
disinterestedly
ازروی بی طرفی یابی علاقگی
snipped
ادم کوچک یابی اهمیت
eventration
جنین بی شکم یابی روده
snipping
ادم کوچک یابی اهمیت
knotty pate
ادم خرف یابی کله
dumb barge
کرجی بی بادبان یابی موتور
an unerring aim
نشان درست یابی خطا
paramorphous
دارای خاصیت تغییر یابی
paramorphic
دارای خاصیت تغییر یابی
costing and pricing
هزینه یابی و قیمت گذاری
hammer box
چکش صوتی
audio frequency
فرکانس صوتی
vocable
کلمه صوتی
vocalic
صدادار صوتی
vocalical
صدادار صوتی
vocalization
تلفظ صوتی
voice communications
ارتباطات صوتی
audio frequency
بسامد صوتی
acoustic filter
صافی صوتی
acoustic intensity
شدت صوتی
hammer box
ضارب صوتی
tonal scale
مقیاس صوتی
acoustic
به طریقه صوتی
sound waves
موج صوتی
contrapuntal
چند صوتی
audio range
ناحیه صوتی
audio oscillator
اوسیلاتور صوتی
sound wave
موج صوتی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com