Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 81 (1 milliseconds)
English
Persian
annuity
مستمری سالیانه
Search result with all words
annuitant
گیرنده مستمری سالیانه
Other Matches
pension
مستمری
pensions
مستمری
apanage
مستمری
dependency and indemnity compensation
مستمری
allotment
مستمری
half pay
حق مستمری
allotments
مستمری
entitlements
مستمری
entitlement
مستمری
pensioner
مستمری بگیر
annuitant
مستمری بگیر
pension
مستمری بازنشستگی
allowances
مقرری مستمری
pensions
مستمری بازنشستگی
allowance
مقرری مستمری
old age pension
مستمری بازنشستگی
pensioners
مستمری بگیر
life annuity
مستمری مادام العمر
pensions
حقوق مستمری گرفتن
pension
حقوق مستمری گرفتن
annuity
مستمری سالانه مقرری مستمر
pensioner
وفیفه خوار مستمری بگیر
pensioners
وفیفه خوار مستمری بگیر
yearly
سالیانه
annum
سالیانه
annuals
سالیانه
annual
سالیانه
annually
سالیانه
annual training
اموزش سالیانه
annual report
گزارش سالیانه
annual precipitation
بارندگی سالیانه
annuallyy
هر ساله سالیانه
annual payment
قسط سالیانه
growth ring
دایره سالیانه
year to year fluctuation
نوسانات سالیانه
yearly allowance
مقرری سالیانه
p.a
مخفف سالیانه
yearly instalmernts
اقساط سالیانه
annual payment
پرداخت سالیانه
anniversary
سوگواری سالیانه
anniversaries
سوگواری سالیانه
per annum
هر سالی سالیانه
miaasl
کتاب نماز سالیانه
mass book
کتاب نماز سالیانه
octingentenary or octocen
هشتصدمین جشن سالیانه
quinquagenary
پنجاهمین جشن سالیانه
anniversaries
جشن سالیانه عروسی
anniversary
جشن سالیانه عروسی
annual general meeting
مجمع عمومی سالیانه
annals
وقایع سالیانه سالنامه
annual general inspection
بازدید عمومی سالیانه
annuality factor
ضریب مستمر سالیانه
annual food plan
برنامه غذایی سالیانه
annual payment factor
ضریب بازپرداخت سالیانه
annuity
حقوق یا مقرری سالیانه گذراند
parentalia
جشن سالیانه بافتخار نیاکان و مردگان
peter pence
زکات سالیانه که پیشتربه پاپ میداند
peter penny
زکات سالیانه که بیشتر به پاپ میداند
rentlen
دارنده درامد سالیانه یاسالواره همیشگی
to take inventory
صورت سالیانه از کالای موجودی برداشتن
quater cent nary
جشن سالیانه چهارصدمین سال گردش
annual average score
میانگین نمره سالیانه تعرفه خدمتی
to settle an a
برای کسی مقر ری سالیانه معین کردن
wet year
سالی که میزان بارندگی از حد معمول سالیانه بیشتراست
encaenia
جشن سالیانه تاسیس شهر یاتقدیر کلیسا یا معبدی
national educational computing conferenc
جلسه سالیانه فارغ التحصیلان علاقمند به استفاده کامپیوتر در اموزش
isothermal line
خطی که بوسیله ان جاهایی که گرمای متوسط سالیانه انهایکی است
isotherm
خطی که نقاط دارای گرمای متوسط سالیانه مساوی رانشان میدهد
withholding taxes
مالیاتی که هر ماه بابت مالیات سالیانه از حقوق کسی کسر میشود
withholding tax
مالیاتی که هر ماه بابت مالیات سالیانه از حقوق کسی کسر میشود
special degration
نابودی ویژه که عبارتست ازوزن خاک فرسایش یافته سالیانه در واحد سطح
anniversaries
مجلس یادبود یا جشن سالیانه جشن یادگاری
quingentenary
پانصدمین سال گردش پانصدمین جشن سالیانه
anniversary
مجلس یادبود یا جشن سالیانه جشن یادگاری
wedding day
روز عروسی جشن سالیانه عروسی
almanacks
تقویم سالیانه تقویم نجومی
almanacs
تقویم سالیانه تقویم نجومی
almanac
تقویم سالیانه تقویم نجومی
admision rate
میزان اعزام به بهداری نواخت سالیانه اعزام به بهداری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com