Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 108 (6 milliseconds)
English
Persian
forfeitable
مستوجب جریمه
Other Matches
finable
جریمه دار محکوم بدادن جریمه سزاوارجریمه
actionable
<adj.>
مستوجب مجازات
[حقوقی]
actionable
<adj.>
مستوجب کیفر
[حقوقی]
chargeable
<adj.>
مستوجب کیفر
[حقوقی]
punishable
<adj.>
مستوجب کیفر
[حقوقی]
penal
<adj.>
مستوجب کیفر
[حقوقی]
culpable
<adj.>
مستوجب کیفر
[حقوقی]
indictable
<adj.>
مستوجب کیفر
[حقوقی]
capital offence or crime
گناه مستوجب اعدام
punishable
<adj.>
مستوجب مجازات
[حقوقی]
penal
<adj.>
مستوجب مجازات
[حقوقی]
indictable
<adj.>
مستوجب مجازات
[حقوقی]
culpable
<adj.>
مستوجب مجازات
[حقوقی]
chargeable
<adj.>
مستوجب مجازات
[حقوقی]
capital
گناه مستوجب اعدام سرمایه
forfeited
جریمه
forfeit
جریمه
response cost
جریمه
sconce
جریمه
amercement
جریمه
forfeiture
جریمه
forfeits
جریمه
forfeiting
جریمه
mulct
جریمه
penalty
جریمه
fine
جریمه
penalties
جریمه
finest
جریمه
fined
جریمه
penalizes
جریمه کردن
demurrage
جریمه تاخیر
penalizing
جریمه کردن
surtax
جریمه مالیاتی
pecuniary
جریمه دار
penalised
جریمه کردن
amerceable
قابل جریمه
sconce
جریمه کردن
mulct
جریمه دادن
liable to fine
مشمول جریمه
forfoitable
جریمه بردار
finable
جریمه بردار
they mulcted him
او را جریمه کردند
backwardation
جریمه دیرکرد
penalized
جریمه کردن
forfeit
جریمه کردن
penalises
جریمه کردن
finest
جریمه کردن
forfeits
جریمه کردن
forfeit
جریمه دادن
forfeits
جریمه دادن
forfeited
جریمه دادن
forfeiting
جریمه کردن
forfeiting
جریمه دادن
forfeited
جریمه کردن
penalize
جریمه کردن
penalising
جریمه کردن
fined
جریمه کردن
fine
جریمه کردن
penalty
تاوان جریمه
penalties
تاوان جریمه
part
[ial]
payment of a fine
پرداخت قسمتی از جریمه
mulct
عیب جریمه کردن
surcharges
بعنوان جریمه گرفتن
surcharge
بعنوان جریمه گرفتن
misconduct penalty
جریمه 01 دقیقه اخراج
assessed
جریمه کردن ارزیابی
assessing
جریمه کردن ارزیابی
assess
جریمه کردن ارزیابی
penalty clauses
ماده یا بند جریمه
assesses
جریمه کردن ارزیابی
penalty clause
ماده یا بند جریمه
sanction
مجوز جریمه ضمانت اجرا
sanctioned
مجوز جریمه ضمانت اجرا
fine
جریمه گرفتن از صاف کردن
sanctions
مجوز جریمه ضمانت اجرا
surcharges
مبلغ جریمه نرخ اضافی
fined
جریمه گرفتن از صاف کردن
surcharge
مبلغ جریمه نرخ اضافی
sanctioning
مجوز جریمه ضمانت اجرا
forfeiting
بطور جریمه یاتاوان گرفتن
finest
جریمه گرفتن از صاف کردن
forfeited
بطور جریمه یاتاوان گرفتن
forfeit
بطور جریمه یاتاوان گرفتن
forfeits
بطور جریمه یاتاوان گرفتن
scot ant lot
جریمه یامالیات دسته جمعی
to lose something
چیزی را بعنوان جریمه از دست دادن
to forfeit something
چیزی را بعنوان جریمه از دست دادن
to get off cheaply
بدون جریمه سنگین رها یافتن
liquidated damages
پرداختن جریمه جهت فسخ قرارداد
to get off lightly
بدون جریمه سنگین رها یافتن
to get off easy
بدون جریمه سنگین رها یافتن
I went scot - free .
خیلی مفت دررفتم ( بدون جریمه یا تنبیه)
to forfeit something
مال کسی را بعنوان جریمه ضبط کردن
to lose something
مال کسی را بعنوان جریمه ضبط کردن
court of record
در CL فقط اینگونه محاکم حق صدور حکم جریمه و زندان را دارند
contempt
در CLممکن است این جرم به وسیله جریمه یا زندان یا هردو کیفر داده شود اهانت
penalized
کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
penalize
کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
penalised
کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
purging a contempt of court
جریمه اهانت به دادگاه غرامت توهین به دادگاه
penalizing
کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
penalises
کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
penalising
کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
penalizes
کیفری یا جزایی قلمداد کردن جریمه کردن
surcharges
نرخ اضافی مالیات اضافی جریمه
surcharge
نرخ اضافی مالیات اضافی جریمه
purging
غرامت دادن جریمه دادن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com