English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (15 milliseconds)
English Persian
sirenian مسحور کننده
unputdownable مسحور کننده
Search result with all words
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
witching افسونگری مسحور کننده
Other Matches
spellbound مسحور
besotted مسحور
rapt مسحور
bedevilled مسحور کردن
bedevil مسحور کردن
bedevils مسحور کردن
bedevilling مسحور کردن
hypnotizing مسحور ومفتون کردن
enchant مسحور شدن فریفتن
enchants مسحور شدن فریفتن
hypnotising مسحور ومفتون کردن
hypnotised مسحور ومفتون کردن
hypnotises مسحور ومفتون کردن
hypnotized مسحور ومفتون کردن
hypnotize مسحور ومفتون کردن
charm مسحور کردن فریفتن
stagestruck مسحور صحنه شده
hypnotizes مسحور ومفتون کردن
ravishes مسحور کردن از خود بیخود شدن
ravished مسحور کردن از خود بیخود شدن
ravish مسحور کردن از خود بیخود شدن
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
bandwidth یچ کننده
syncopator غش کننده
doers کننده
solvent اب کننده
renunciant کننده
prater پچ پچ کننده
solvents اب کننده
doer کننده
bender خم کننده
benders خم کننده
prattfall پچ پچ کننده
renunciant رد کننده
fillet پر کننده
refutative رد کننده
refuser رد کننده
noncommittal رد کننده
commulator یک سو کننده
attacking تک کننده
fizzy کف کننده
whisperer پچ پچ کننده
skittish رم کننده
rebutter رد کننده
puffer پف کننده
refutatory رد کننده
filleted پر کننده
filleting پر کننده
fillets پر کننده
tracker پی کننده
catterer پچ پچ کننده
trackers پی کننده
thinner کم کننده
fluxing oil اب کننده
ear-splitting کر کننده
jaberer پچ پچ کننده
filler پر کننده
percutient دق کننده
mauler له کننده
deflective کج کننده
crepitant خش خش کننده
sensor حس کننده
crusher له کننده
mumbler من من کننده
abjurer or abjuror کننده
deletive حک کننده
fillers پر کننده
bidders کننده
bidder کننده
repudiationist رد کننده
mitigatory کم کننده
attenuant اب کننده
swooner غش کننده
squasher له کننده
spurner رد کننده
wheezy خس خس یا خر خر کننده
mitigative کم کننده
wheeziest خس خس یا خر خر کننده
hopper لی لی کننده
hoppers لی لی کننده
wheezier خس خس یا خر خر کننده
solver حل کننده
surfy کف کننده
squelcher له کننده
dominator تحکم کننده
divertive منحرف کننده
evaporator تبخیر کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com