English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 40 (5 milliseconds)
English Persian
overrule مسلط شدن بر
overruled مسلط شدن بر
overrules مسلط شدن بر
come over مسلط شدن بر
hagride مسلط شدن بر
Search result with all words
predominant مسلط
overruling مسلط
preponderant مسلط
sovereign حاکم مسلط
sovereigns حاکم مسلط
overlook مسلط یا مشرف بودن بر چشم پوشی کردن
overlooked مسلط یا مشرف بودن بر چشم پوشی کردن
overlooking مسلط یا مشرف بودن بر چشم پوشی کردن
overlooks مسلط یا مشرف بودن بر چشم پوشی کردن
ride مسلط شدن سوار شدن بر
rides مسلط شدن سوار شدن بر
overshadow مسلط شدن بر تحت الشعاع قرار دادن
overshadowed مسلط شدن بر تحت الشعاع قرار دادن
overshadowing مسلط شدن بر تحت الشعاع قرار دادن
overshadows مسلط شدن بر تحت الشعاع قرار دادن
prevail مسلط
prevailed مسلط
prevails مسلط
predominate مسلط بودن
predominated مسلط بودن
predominates مسلط بودن
predominating مسلط بودن
commanding مسلط
dominant مسلط
dominant firm واحد تجارتی مسلط
hegemonic مسلط
holding company کمپانی مسلط
over rule مسلط شدن
regnant حکمفرما مسلط
take over مسلط شدن غلبه کردن جانشین کردن جانشین شدن
thalassocrat مسلط بردریا
to wear breeches بر شوهر خود مسلط بودن
To be on top of ones job . بر کار سوار بودن ( مسلط بودن )
He is fluent in Mandarin. او به زبان چینی مسلط است.
He is fluent in Chinese. او به زبان چینی مسلط است.
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com