English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 83 (6 milliseconds)
English Persian
strychninism مسمومیت مزمن در اثراستعمال ممتد استرکنین
Other Matches
strychnine استرکنین
strychnin استرکنین
cinchonism اثراستعمال گنه گنه زیاد
poisoning مسمومیت
saperaemia مسمومیت
intoxication مسمومیت
venenation مسمومیت
chronic مزمن
protensive مزمن
persistent مزمن
drawn ممتد
protracted ممتد
fine drawn ممتد
chloralism مسمومیت ازکلورال
alcoholic intoxication مسمومیت الکلی
leadpoisoning مسمومیت از سرب
detoxification دفع مسمومیت
toxemia مسمومیت خونی
toxaemia مسمومیت خون
cocainism مسمومیت ازکوکایین
saturnism مسمومیت از سرب
blood poisoning مسمومیت خون
chronic unemployment بیکاری مزمن
chronic inflation تورم مزمن
chronic pain درد مزمن
ailments بیماری مزمن
ailment بیماری مزمن
secular stagnation رکود مزمن
secular inflation تورم مزمن
prolongation ممتد کردن
flight پله ممتد
extendedly بطور ممتد
extensively بطور ممتد
occulting light چراغ ممتد
continuous reinforcecement ارماتور ممتد
continuous beam تیر ممتد
analog سیگنال ممتد
stretch خط ممتد دوره
stretched خط ممتد دوره
stretches خط ممتد دوره
oblong نگاه ممتد
oblongs نگاه ممتد
acute alcoholic intoxication مسمومیت حاد الکلی
botulism مسمومیت غذایی حاد
toxic epilepsy حمله در نتیجه مسمومیت
plumbism مسمومیت در اثر سرب
bad blood مسمومیت خون دراثرعصبانیت
detoxify رفع کردن مسمومیت
inveterately بطور دیرینه یا مزمن
analogues سیگنال ممتد متغیر
analogue سیگنال ممتد متغیر
pin feed تغذیه ممتد کاغذ
ergotism مسمومیت حاصله از خوردن سگاله
detoxification مرتفع شدن حالت مسمومیت
chronic renal failure [CRF] نارسایی مزمن کلیه [پزشکی]
chronic kidney failure [CKF] نارسایی مزمن کلیه [پزشکی]
Chronic kidney disease [CKD] نارسایی مزمن کلیوی [پزشکی]
chronic renal failure [CRF] نارسایی مزمن کلیوی [پزشکی]
chronic renal disease [CRD] نارسایی مزمن کلیوی [پزشکی]
chronic kidney failure [CKF] نارسایی مزمن کلیوی [پزشکی]
Chronic kidney disease [CKD] نارسایی مزمن کلیه [پزشکی]
leucorrhoea سوزنک مزمن غیرمسری زنان
chronic renal disease [CRD] نارسایی مزمن کلیه [پزشکی]
phosphorism مسمومیت در اثر فسفر تشعشع فسفری
whites سوزنک مزمن غیر مسری زنان
analog ی از تغییرات در یک سیگنال ممتد ارسال میشود
sympodium منحرف شونده یا ممتد درجهت محوری
toxicosis بیماری ناشی از خوردن زهر ایجاد مسمومیت
tape streamer حلقه ممتد نوار برای حافظه پشتیبان
sepsis مسمومیت عفونی حاصله در اثر جذب باکتریهاومواد فاسد بخون
parkinsonism اختلال مزمن عصبی که با سختی عضلات بدن ولرزش مشخص میشود
analogue ارسال داده که در آن داده به عنوان یک مجموعهای از تغییرات در سیگنال ممتد متغیر فرستاده میشود
analogues ارسال داده که در آن داده به عنوان یک مجموعهای از تغییرات در سیگنال ممتد متغیر فرستاده میشود
filament الیاف [بلند و ممتد مثل ابریشم و یا الیاف مصنوعی]
analogue دادهای که به عنوان سیگنال ممتد متغیر نمایش داده میشود. صوت حالتی از داده آنالوگ است
analogues دادهای که به عنوان سیگنال ممتد متغیر نمایش داده میشود. صوت حالتی از داده آنالوگ است
analog نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogue نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analog صفحه نمایش که از یک سیگنال ورودی ممتد برای کنترل رنگهای نمایش استفاده میکند به طوری که میتواند یک محدوده مشخص از رنگها را نمایش دهد
analogues صفحه نمایشی که از سیگنال ورودی ممتد برای کنترل رنگهای صفحه نمایش استفاده میکند به طوری که بتواند یک محدوده مشخص از رنگها را نمایش دهد
analogue صفحه نمایشی که از سیگنال ورودی ممتد برای کنترل رنگهای صفحه نمایش استفاده میکند به طوری که بتواند یک محدوده مشخص از رنگها را نمایش دهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com