English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (17 milliseconds)
English Persian
poisoner مسموم کننده
poisoners مسموم کننده
toxicant مسموم کننده
Search result with all words
toxic زهرالود مسموم کننده گاز سمی
miasma دم یادمه بد بو بخار یادمه مسموم کننده
miasmas دم یادمه بد بو بخار یادمه مسموم کننده
Other Matches
venom مسموم کردن مسموم شدن
poisoned مسموم
toxic مسموم
saturnic مسموم از سرب
poisons مسموم کردن
poison مسموم کردن
empoison مسموم کردن
venenate مسموم کردن
squiffed مسموم شده
loco مسموم شدن
toxicant مسموم زهر
squiffy مسموم شده
poisoned pawn پیاده زهراگین یا مسموم
unsullied مسموم نشده-سالم
nicotinize مسموم کردن از تنباکو
venenate زهر دادن به مسموم
copraemia مسموم شدن خون درموردیبوست
ergotize باسگاله یازنگ مسموم کردن
hydrargyia or rism مسموم شدگی از جیوه ناخوشی سیمابی
poisons مسموم کردن چیز خور کردن سم
poison مسموم کردن چیز خور کردن سم
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
wheezier خس خس یا خر خر کننده
fillets پر کننده
doer کننده
doers کننده
wheeziest خس خس یا خر خر کننده
solvents اب کننده
rebutter رد کننده
filleting پر کننده
wheezy خس خس یا خر خر کننده
renunciant کننده
solvent اب کننده
tracker پی کننده
puffer پف کننده
fluxing oil اب کننده
catterer پچ پچ کننده
refutative رد کننده
refuser رد کننده
noncommittal رد کننده
commulator یک سو کننده
attacking تک کننده
whisperer پچ پچ کننده
bender خم کننده
refutatory رد کننده
benders خم کننده
renunciant رد کننده
trackers پی کننده
prattfall پچ پچ کننده
prater پچ پچ کننده
ear-splitting کر کننده
solver حل کننده
crepitant خش خش کننده
sensor حس کننده
mitigative کم کننده
crusher له کننده
skittish رم کننده
mitigatory کم کننده
deflective کج کننده
mauler له کننده
filler پر کننده
bandwidth یچ کننده
fizzy کف کننده
deletive حک کننده
thinner کم کننده
mumbler من من کننده
squasher له کننده
bidders کننده
repudiationist رد کننده
abjurer or abjuror کننده
filleted پر کننده
hoppers لی لی کننده
percutient دق کننده
hopper لی لی کننده
syncopator غش کننده
attenuant اب کننده
fillet پر کننده
swooner غش کننده
surfy کف کننده
spurner رد کننده
jaberer پچ پچ کننده
squelcher له کننده
fillers پر کننده
bidder کننده
exactor تحمیل کننده
imponent تحمیل کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com