English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
alternate routing مسیریابی اصلاح پذیر
Other Matches
reparable اصلاح پذیر تعمیر پذیر
repairable اصلاح پذیر تعمیر پذیر
corrigible اصلاح پذیر
mendable اصلاح پذیر
reformable اصلاح پذیر
refornable اصلاح پذیر
improvably اصلاح پذیر
alterable memory حافظه اصلاح پذیر
corrigibly چنانکه بتوان اصلاح کرد بطوراصلاح پذیر
He is incorrigible. این آدم چاره اش نمی شود ( اصلاح پذیر نیست )
routing مسیریابی
information routing مسیریابی اطلاعاتی
routing مسیریابی کردن
alternate routing مسیریابی تغییرپذیر
routing مسیرگزینی مسیریابی
routing عملیاتی که درحین مسیریابی پیام انجام می شوند
messages اطلاعی که به کاربر بدون مسیریابی یا داده کنترلی شبکه
message اطلاعی که به کاربر بدون مسیریابی یا داده کنترلی شبکه
revise اصلاح کردن اصلاح نمودن
revising اصلاح کردن اصلاح نمودن
revises اصلاح کردن اصلاح نمودن
modification kit جعبه تعمیر یا اصلاح وسیله جعبه وسایل مربوط به اصلاح مدل
self correcting خود بخود اصلاح شونده اصلاح کننده نفس خود
routing مشخص کردن یک مسیر مناسب برای پیام از شبکه , روش جدید مسیریابی داده به کامپیوتر مرکزی وجود دارد
mixable امیزش پذیر امتزاج پذیر
ascendible تفوق پذیر فراز پذیر
ascendable تفوق پذیر فراز پذیر
educatable تربیت پذیر تعلیم پذیر
educable تربیت پذیر تعلیم پذیر
adaptable organism موجود زنده سازش پذیر زیستمند سازش پذیر
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
adjustment اصلاح
adjustments اصلاح
reclamation اصلاح
reforms اصلاح
atonement اصلاح
reparation اصلاح
shading اصلاح
reforming اصلاح
shavind اصلاح
improvement اصلاح
alternation اصلاح
correction اصلاح
betterment اصلاح
reconciliation اصلاح
modification اصلاح
reform اصلاح
arrangements اصلاح
modifiation اصلاح
emendation اصلاح
reformation اصلاح
arrangement اصلاح
revisions اصلاح
rectification اصلاح
reconcilement اصلاح اصلاح
melioration اصلاح
revision اصلاح
improvements اصلاح
amendment اصلاح
rehabilitation اصلاح
regeneration اصلاح
repaired اصلاح
repair اصلاح
amendments اصلاح
amend اصلاح کردن
accommodated اصلاح کردن
accommodate اصلاح کردن
alter اصلاح کردن
repents اصلاح شدن
accommodates اصلاح کردن
repented اصلاح شدن
amending اصلاح کردن
repenting اصلاح شدن
amended اصلاح کردن
emends اصلاح کردن
emending اصلاح کردن
reclaiming اصلاح شدن
modifying اصلاح کردن
modify اصلاح کردن
modifies اصلاح کردن
reclaimed اصلاح شدن
emended اصلاح کردن
emend اصلاح کردن
redresses اصلاح کردن
reclaim اصلاح شدن
redressed اصلاح کردن
redress اصلاح کردن
improver اصلاح کننده
reformism اصلاح طلبی
amender اصلاح کننده
amendable قابل اصلاح
ameliorable قابل اصلاح
regenarate اصلاح شده
address modification اصلاح آدرس
address modification اصلاح نشانی
right itself اصلاح شدن
accomodate اصلاح کردن
reformation اصلاح اساسی
rectifier وسیله اصلاح
rectifier اصلاح کننده
incorrigibility اصلاح ناپذیری
emendator اصلاح کننده
irreconcilability اصلاح ناپذیری
irreconcilableness اصلاح ناپذیری
meliorate اصلاح کردن
mender اصلاح کننده
data modification اصلاح داده ها
corrigibility اصلاح پذیری
corrector اصلاح کننده
reconcilability اصلاح پذیری
improvised اصلاح شده
rectified اصلاح کردن
reformists اصلاح طلبانه
reformists اصلاح طلب
reformist اصلاح طلبانه
reformist اصلاح طلب
reclaims اصلاح شدن
yates correction اصلاح یتیس
altering اصلاح کردن
rectifies اصلاح کردن
rectify اصلاح کردن
to sct aright اصلاح کردن
modified اصلاح شده
modification اصلاح مدل
modification پیرایش اصلاح
self correcting code کد خود اصلاح
improvability اصلاح شدنی
self improvement اصلاح خود
betterment اصلاح بهبود
incorrigible اصلاح ناپذیر
correctives اصلاح کننده
corrective اصلاح کننده
altered اصلاح کردن
repent اصلاح شدن
filed اصلاح کردن
accorded اصلاح کردن
accords اصلاح کردن
reformatory کانون اصلاح
accord اصلاح کردن
reformatories کانون اصلاح
arrangement ترتیب اصلاح
renovation اصلاح نوسازی
eugenics اصلاح نژاد
revising حک و اصلاح کردن
alters اصلاح کردن
arrangements ترتیب اصلاح
file اصلاح کردن
revises حک و اصلاح کردن
revise حک و اصلاح کردن
interbreed اصلاح نژاد کردن
do-gooders اصلاح طلب سادهلوح
irrecocilably بطور اصلاح ناپذیر
improvement in stock breading اصلاح نژاد چارپایان
house of correction کانون اصلاح وتربیت
do-gooder اصلاح طلب سادهلوح
grade اصلاح نژادکردن هموارکردن
gold worked steel فولاد اصلاح شده
grades اصلاح نژادکردن هموارکردن
solicitorship اصلاح فیما بین
euthenics اصلاح نژاد محیطی
recension چاپ اصلاح شده
incorrigibly بطور اصلاح ناپذیر
reconciliation of two parties اصلاح ذات البین
recoverable error اشتباه قابل اصلاح
revised edition چاپ اصلاح شده
repentance اصلاح مسیر زندگی
eugenics علم اصلاح نژادانسان
tax reforms اصلاح امور مالیاتی
touch up <idiom> اصلاح کردن تغییرات
modifiable قابل اصلاح وتعدیل
modificatory اصلاح امیز اصلاحی
shaveling ادم اصلاح کرده
corrected score نمره اصلاح شده
correction for attenuation اصلاح برای کاهش
correction for guessing اصلاح برای حدس
correctional institution کانون اصلاح و تربیت
shaving اصلاح صورت تراشی
reformers مصلح اصلاح طلب
revisional چاپ اصلاح شده
revised drawing رسم اصلاح شده
She is constantly correcting me. او [زن] دائما من را اصلاح می کند.
To get a haitcut. اصلاح کردن (موی سر )
linebreed اصلاح نژادی کردن
reformer مصلح اصلاح طلب
correctional custudy روش اصلاح رفتار
it is past reclaim دیگر قابل اصلاح یااستردادنیست
reform اصلاح اساسی کردن یا شدن
reforms اصلاح اساسی کردن یا شدن
proctor modified compaction test ازمایش تراکم اصلاح شده
orthopaedics اصلاح و ترمیم عیوب استخوانی
master file maintenance تغییردادن یا اصلاح فایلهای اصلی
orthoptic وابسته به اصلاح نقص بینایی
He is incorrigible. آدم اصلاح پذیری نیست
I cut my face shaving. هنگام اصلاح صورتم را بریدم
I'd like a shave. میخواهم صورتم را اصلاح کنم.
To get a shave. اصلاح کردن ( ریش تراشیدن )
amend ماده یاقانونی را اصلاح و تجدیدکردن
amended ماده یاقانونی را اصلاح و تجدیدکردن
amending ماده یاقانونی را اصلاح و تجدیدکردن
cross fertile اصلاح نژاد از راه لقاح متقابل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com