Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (14 milliseconds)
English
Persian
mainstream
مسیر اصلی
Search result with all words
hold
گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
holds
گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
ascender
مسیر یک حرف که بالای خط اصلی حروف چاپی قرار دارد.
dog leg
شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
initial approach
مسیر تقرب اصلی
initial vector
مسیر اصلی یا اولیه هواپیمای رهگیر بعد ازشروع رهگیری
main supply route
مسیر اصلی اماد
mainline
راه یا مسیر اصلی
mainlined
راه یا مسیر اصلی
mainlines
راه یا مسیر اصلی
mainlining
راه یا مسیر اصلی
Other Matches
VL local bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
fasts
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fast
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasted
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fastest
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
lanes
مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
lane
مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
switched network backup
انتخاب کاربر برای مسیر جانبی از شبکه وقتی که مسیر اول مشغول است
multithread
طرح برنامه که از بیش یک مسیر منط قی استفاده میکند و هر مسیر همزمان اجرا میشود
grooves
خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
groove
خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
landing approach
مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
ball cushion
دیوار پشتی دار در انتهای مسیر گوی بولینگ که مانع برگرداندن میله به مسیر میشود
crane rail
مسیر حرکت پاتیل جرثقیل مسیر بالابر
masters
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
mastered
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file
پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
acciaccatura
نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board
که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
transit route
مسیر دریایی بین المللی مسیر ترانزیت راه ترانزیت
midcourse guidance
هدایت موشک در مسیر میانه یا مسیر پرواز ازاد موشک
summits
حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
summit
حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
stapling
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
staple
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypic
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
first generation computer
کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
initial reserves
ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
generation
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
stapled
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypal
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
generations
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
main guard
نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
nodes
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
fire lane
مسیر تیراندازی دریایی مسیر پاک شده تیراندازی
node
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
base of trajectory
تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
mainstay
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstays
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis
[واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
base unit
یکای اصلی واحد اصلی
master file
فایل اصلی پرونده اصلی
base camp
پایگاه اصلی کمپ اصلی
fundamental unit
یکای اصلی واحد اصلی
expansion slots
شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
matters
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matter
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM
سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
steadied
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
externals
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
dragway
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragstrip
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
trunkair route
مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی
convoy routing
تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
FEP
پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
convoy route
مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
pilot tunnel
تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
authentic document
اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
bodies
1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
body
1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
source
1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
standby
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standbys
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
echo check
بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
master compass
قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
receding leg
شاخه نزولی مسیر هدف شاخه نزولی مسیر هواپیمای هدف
input/output
فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
busing
مسیر
run
مسیر
track
مسیر
courses
مسیر
orbited
مسیر
runs
مسیر
circuit
مسیر
circuits
مسیر
point
مسیر
orbits
مسیر
unibus
تک مسیر
course
مسیر
trade
مسیر
traded
مسیر
location
جا مسیر
locations
جا مسیر
airt
مسیر
enroute
در مسیر
bus
مسیر
bused
مسیر
buses
مسیر
bussed
مسیر
busses
مسیر
bussing
مسیر
coursed
مسیر
orbit
مسیر
route
مسیر
paths
مسیر
trajectories
مسیر
alignments
مسیر
trajectory
مسیر
alignment
مسیر
routes
مسیر
direction
مسیر
streets
مسیر
path
مسیر
street
مسیر
track
مسیر دو
travel
مسیر
traveled
مسیر
travels
مسیر
way
مسیر
traverses
مسیر
tracked
مسیر
lane
مسیر
traversed
مسیر
tracked
مسیر دو
traverse
مسیر
traversing
مسیر
tracks
مسیر
tracks
مسیر دو
flowline
خط مسیر
lanes
مسیر
path of flight
مسیر هواپیما
grazed
مسیر تراشنده
approach lane
مسیر تقرب
cooling water line
مسیر اب سرد
path of expansion
مسیر گسترش
critical path
مسیر بحرانی
graze
مسیر تراشنده
artificial route
مسیر مصنوعی
frequency respone of attenuation
مسیر میرایی
strands
مسیر رسیدن
routes
تعیین خط مسیر
covered approach
مسیر پوشیده
deviation
تغییر مسیر
creep lane
مسیر خزش
deviations
تغییر مسیر
pursuit course
مسیر تعقیب
path of expansion
مسیر توسعه
route reconnaissance
شناسایی مسیر
path name
نام مسیر
steadying
روی مسیر
circulation
مسیر گردش
midcourse
وسط مسیر
seaway
مسیر دریایی
circuits
مسیر گردش
warpath
مسیر جنگی
circuit
مسیر گردش
absolute paths
مسیر مطلق
seaway
مسیر کشتی
alignment
مسیر در سطح
scan path
مسیر پیمایش
path analysis
تحلیل مسیر
raced
دوران مسیر
race
دوران مسیر
randomly
مسیر ناگهانی
flight
مسیر پرواز
ice lane
مسیر یخ بندان
strand
مسیر رسیدن
route selection
انتخاب مسیر
data bus
مسیر داده ها
steadies
روی مسیر
paths
مسیر طریقت
circumference
مسیر مدور
heading
سمت مسیر
permanent way
مسیر ثابت
headings
سمت مسیر
trajectories
مسیر گلوله
permanent way
مسیر دائمی
alignments
مسیر در سطح
trajectories
مسیر پرتابه
trajectory
مسیر گلوله
route
تعیین خط مسیر
turns
پیچ مسیر
precession
انحراف مسیر
frequency departure
مسیر فرکانس
guide way
مسیر هدایت
flight path
مسیر پرواز
turn
پیچ مسیر
sloppily
مسیر با چالههای پر از اب
path of flight
مسیر پرواز
sloppy
مسیر با چالههای پر از اب
circumferences
مسیر مدور
waterways
مسیر ابی
waterway
مسیر ابی
vectors
مسیر جهت
condensation trail
مسیر انجماد
races
دوران مسیر
on
در مسیر عمده
control bus
مسیر کنترل
circulations
مسیر گردش
lanes
مسیر هر دونده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com