English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
random مسیر ناگهانی
randomly مسیر ناگهانی
Other Matches
ambivalence توجه ناگهانی و دلسردی ناگهانی نسبت بشخص یاچیزی
nose dive شیرجه ناگهانی در هواپیما تنزل ناگهانی قیمت
flurry اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
flurries اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
surge یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surged یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surges یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
spurts جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurting جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurt جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurted جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
fast سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasts سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasted سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fastest سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
lanes مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
lane مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
groove خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
switched network backup انتخاب کاربر برای مسیر جانبی از شبکه وقتی که مسیر اول مشغول است
multithread طرح برنامه که از بیش یک مسیر منط قی استفاده میکند و هر مسیر همزمان اجرا میشود
grooves خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
landing approach مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
ball cushion دیوار پشتی دار در انتهای مسیر گوی بولینگ که مانع برگرداندن میله به مسیر میشود
crane rail مسیر حرکت پاتیل جرثقیل مسیر بالابر
midcourse guidance هدایت موشک در مسیر میانه یا مسیر پرواز ازاد موشک
transit route مسیر دریایی بین المللی مسیر ترانزیت راه ترانزیت
summits حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
summit حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
base of trajectory تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
nodes ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
node ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
fire lane مسیر تیراندازی دریایی مسیر پاک شده تیراندازی
steadiest مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
dog leg شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
steadied مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
dragway مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
trunkair route مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی
convoy routing تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
dragstrip مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
convoy route مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
instantaneous ناگهانی
all at once <idiom> ناگهانی
surprise attack تک ناگهانی
on the spur of the moment <idiom> ناگهانی
spontaneity ناگهانی
strikes تک ناگهانی
precipitated ناگهانی
precipitate ناگهانی
snap ناگهانی
snapping ناگهانی
abrupt ناگهانی
precipitating ناگهانی
snaps ناگهانی
precipitates ناگهانی
sudden ناگهانی
strike تک ناگهانی
snapped ناگهانی
catastrophes بلای ناگهانی
shock هراس ناگهانی
shocked هراس ناگهانی
claps صدای ناگهانی
shocks هراس ناگهانی
accident مصیبت ناگهانی
snaps شتابزدگی ناگهانی
raids حمله ناگهانی
blow out خروج ناگهانی
break down سقوط ناگهانی
burst force نیروی ناگهانی
bump تکان ناگهانی
accidents مصیبت ناگهانی
an abrupt departure حرکت ناگهانی
flare up اشتعال ناگهانی
flare up غضب ناگهانی
canvassed حمله ناگهانی
clapped صدای ناگهانی
clap صدای ناگهانی
opportunity target هدف ناگهانی
killings توفیق ناگهانی
frights ترس ناگهانی
fright ترس ناگهانی
peripeteia تغییر ناگهانی
power surge برق ناگهانی
killing توفیق ناگهانی
saltation جنبش ناگهانی
clapping صدای ناگهانی
flicks تکان ناگهانی
gusts باد ناگهانی
gust باد ناگهانی
he acted from impluse نیروی ناگهانی یا
canvassing حمله ناگهانی
canvasses حمله ناگهانی
canvass حمله ناگهانی
irruption ایجاد ناگهانی
flick تکان ناگهانی
flicked تکان ناگهانی
flicking تکان ناگهانی
saltus انتقال ناگهانی
accidental war جنگ ناگهانی
twitching تکان ناگهانی
detonations انفجار ناگهانی
flaw اشوب ناگهانی
flaws اشوب ناگهانی
boomed ترقی ناگهانی
sortie حمله ناگهانی
sorties حمله ناگهانی
spurt خروج ناگهانی
spurt افزایش ناگهانی
booming ترقی ناگهانی
detonation انفجار ناگهانی
boom ترقی ناگهانی
twitches انقباض ناگهانی
twitching انقباض ناگهانی
twitched انقباض ناگهانی
twitched تکان ناگهانی
twitch انقباض ناگهانی
twitch تکان ناگهانی
screams ناگهانی گفتن
screamed ناگهانی گفتن
scream ناگهانی گفتن
spurted خروج ناگهانی
spurted افزایش ناگهانی
booms ترقی ناگهانی
twitches تکان ناگهانی
snap شتابزدگی ناگهانی
sudden death مرگ ناگهانی
sudden-death مرگ ناگهانی
raid حمله ناگهانی
suddenly بطور ناگهانی
raided حمله ناگهانی
raiding حمله ناگهانی
explosive یورش ناگهانی
snapped شتابزدگی ناگهانی
snapping شتابزدگی ناگهانی
spurting خروج ناگهانی
lunging حمله ناگهانی
lunges حمله ناگهانی
lunged حمله ناگهانی
lunge حمله ناگهانی
spurting افزایش ناگهانی
catastrophe بلای ناگهانی
spurts خروج ناگهانی
spurts افزایش ناگهانی
abruption قطع ناگهانی
all of a sudden <idiom> به طور ناگهانی
crash ورشکستگی ناگهانی
crashed ورشکستگی ناگهانی
crashes ورشکستگی ناگهانی
shoot up <idiom> ناگهانی بلندکردن
target of opportunity هدف ناگهانی
nosedives افت ناگهانی
hit-and-run <idiom> تاثیر ناگهانی
walk out <idiom> ناگهانی رفتن
in one's tracks <idiom> ناگهانی ،بیدرنگ
nosedived افت ناگهانی
nosediving افت ناگهانی
nosedive افت ناگهانی
brainwaves الهام ناگهانی
brainwave الهام ناگهانی
crashing ورشکستگی ناگهانی
sudden stoppage توقف ناگهانی
to bolt ناگهانی جهیدن
switcheroo تغییر ناگهانی
supervention اتفاق ناگهانی
xenogenesis خلق ناگهانی
crashingly ورشکستگی ناگهانی
yanked ضربه ناگهانی وشدید
yank ضربه ناگهانی وشدید
pop ضربت ناگهانی زدن
lunged پرتاب ناگهانی جهش
transients موج ناگهانی در ولتاژ
panicked اضطراب و ترس ناگهانی
yanking ضربه ناگهانی وشدید
panicking اضطراب و ترس ناگهانی
flashes بروز ناگهانی جلوه
flashed بروز ناگهانی جلوه
flash بروز ناگهانی جلوه
to bolt ناگهانی حرکت کردن
cataclysms دگرگونیهای طبیعی ناگهانی
yanks ضربه ناگهانی وشدید
transient موج ناگهانی در ولتاژ
pops ضربت ناگهانی زدن
whims وهم تغییر ناگهانی
lash out <idiom> ناگهانی حمله به کسی
stormed تغییر ناگهانی هوا
cataclysm تحولات ناگهانی وعمده
cataclysm دگرگونیهای طبیعی ناگهانی
cataclysms تحولات ناگهانی وعمده
paroxysm حمله ناگهانی مرض
paroxysms حمله ناگهانی مرض
nosediving افت ناگهانی کردن
whim وهم تغییر ناگهانی
flouncing حرکت تند و ناگهانی
take back <idiom> ناگهانی بدست آوردن
lunging پیشروی ناگهانی خیز
lunging پرتاب ناگهانی جهش
lunges پیشروی ناگهانی خیز
lunges پرتاب ناگهانی جهش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com